سه عضو شورایعالی میراث‌فرهنگی و گردشگری از سوی رئیس جمهوری منصوب شدند

رئیس‌جمهوری در حکمی سیدمحمدصادق خرازی، محمدحسین ایمانی خوشخو و غلامحسین شافعی را به عضویت در شورای عالی میراث‌فرهنگی و گردشگری منصوب کرد.

سه عضو شورایعالی میراث‌فرهنگی و گردشگری از سوی رئیس جمهوری منصوب شدندبه گزارش خبرداغ به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، متن حکم حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر سیدمحمدصادق خرازی

جناب آقای دکتر محمدحسین ایمانی خوشخو

جناب آقای غلامحسین شافعی

با عنایت به تبصره دو ماده واحده قانون تشکیل وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مصوب ۱۳۹۸/۴/۲۴ و با استناد به ماده (۳) قانون تشکیل سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۲۳ مجلس شورای اسلامی، بنا به پیشنهاد وزیر محترم میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، به‌موجب این حکم به عضویت “شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری” منصوب می‌شوید.

توفیق شما را در انجام شایسته وظایف محوله با رعایت اصول قانون‌مداری، اعتدال‌گرایی و منشور اخلاقی دولت تدبیر و امید، از خداوند متعال مسألت می‌نمایم.»

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سینما، منتظر ایرلندیِ دنیرو، آل‌پاچینو و اسکورسیزی

پوستر جدیدی از فیلم “ایرلندی” اثر سینمایی مارتین اسکورسیزی با حضور رابرت دنیرو و آل پاچینو منتشر شد.

به گزراش خبرداغ به نقل از ایران
آرت ، فیلم “ایرلندی” با بازی آل پاچینو و رابرت دنیرو؛ دو غول دنیای
بازیگری، چندی دیگر در تاریخ پنجم مهر (۲۷ سپتامبر) در جشنواره فیلم
نیویورک روی پرده خواهد رفت. “ایرلندی”‌ علاوه بر این برگ برنده جشنواره
فیلم رم هم خواهد بود و در این جشنواره نیز به برای تماشاگران علاقه‌مند
سینما نمایش داده می‌شود.

تصویر خاص رابرت دنیرو و آل پاچینو

جدیدترین پوستر فیلم با تصویری از سه شخصیت اصلی فیلم به تازگی منتشر شده است.

به گزارش خبرآنلاین: “ایرلندی” از دیگر
محصولات پرهزینه و با کیفیت نتفلیکس است و قرار است پس از نمایش‌های
جشنواره‌ای در نیویورک، لندن و رم در ماه نوامبر پس اکران کوتاه سینمایی،
در نتفلیکس منتشر شود.

این فیلم روایتی سینمایی از یک داستان واقعی
با سه شخصیت اصلی است. جیمی هوفا که آل پاچینو نقشش را بازی می‌کند و رییس
اتحادیه بین‌المللی برادری تیمسترز است، فرانک شیران با بازی رابرت دنیرو
که کهنه‌سرباز است و برای گذران زندگی آدمکشی پیشه کرده و راسل بوفالینو،
تبهکاری که جو پشی ایفاگر نقشش شده است.

جلوه‌های ویژه کامپیوتری نقش مهمی در ساخت
این فیلم بازی کرده و بودجه زیادی صرف جوان‌سازی چهره بازیگران اصلی آن با
تکنیک‌های ویژه شده است.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

احسان کرمی: ممنوع‌التصویر هستم؟ نمی‌دانم!

احسان کرمی از فعالیت‌های اخیرش در عرصه تصویر گفت.

احسان کرمی: ممنوع‌التصویر هستم؟ نمی‌دانم!

به گزارش خبرداغ ، احسان کرمی با بیان این نکته که این روزها مشغول بازی در سریال
«هم‌گناه» مصطفی کیایی است گفت: «هم گناه» یک سریال اجتماعی به شدت جذاب
است که فیلمنامه خیلی خوبی دارد و به خاطر همین فیلمنامه خوب، پرویز
پرستویی که تا به حال در شبکه نمایش خانگی حضور نداشته است مجاب شده که در
این سریال بازی کند.

کرمی با تاکید بر اینکه چند پیشنهاد کار تئاتر را به خاطر حضور در
«هم‌گناه» رد کرده گفت: به دلیل کیفیت بالای فیلمنامه با اکثر هنرمندانی که
قرار بوده در این کار حضور داشته باشند توافق شده و عزیزانی هم که حضور
نداشتند به دلیل مشارکت در پروژه های دیگر بوده است. این سریال
پربازیگرترین کار شبکه نمایش خانگی به حساب می‌آید و هنرمندانی چون پرویز
پرستویی، هدیه تهرانی، مهدی پاکدل، شاهرخ فروتنیان و… در آن حضور دارند.
این کار۲۰ نقش اصلی دارد که هر کدام با یک قصه وارد داستان می شوند.

وی همچنین درباره ممنوع التصویر بودنش در تلویزیون هم گفت: دلیل این
اتفاق را نمی دانم. طی این سال ها چند دوره ممنوع التصویر شده ام اما
هیچوقت متوجه نشدم که به چه علت این اتفاق افتاده است. حتی الان که با شما
صحبت می کنم نمیدانم ممنوع التصویر هستم یا خیر.

کرمی ادامه داد: چند وقت پیش شنیدم که ترانه‌هایم از رادیو پخش شده،
گویا صدای من از ممنوعیت درآمده است. حتی چند نفر از تهیه‌کنندگان هم دنبال
رفع این ماجرا بودند، ولی واقعیت این است که اصلا موردی نبوده که بخواهند
من را بابت آن ممنوع التصویر کنند. حتی قبلا که یک بار هم این اتفاق افتاد
به رسانه ملی رفتم و عنوان شد فقط یه سوتفاهم بود که رفع شد، ولی الان چون
تمام تمرکزم روی سریال «هم گناه» است فرصت نکردم تا ببینم چه مشکلی پیش
آمده است. حتی تهیه کننده خندوانه هم این موضوع را پیگیر شد ولی ایشان هم
متوجه نشد که چرا این اتفاق افتاده است. درحال حاضر هم که با تلویزیون کاری
ندارم، حالا هر وقت خواستم دوباره با رامبد جوان همکاری کنم پیگیر این
موضوع می شوم.

وی در آخر در مورد وضعیت تولید کلاه قرمزی عنوان کرد: من از پروژه کلاه
قرمزی بی اطلاع هستم. گویا همه عوامل در آرامش هستند. تقریبا اواسط اسفند
ماه می خواستند ۱۰ قسمت این کار خیلی زود ضبط شود و با من برای این منظور
تماس گرفتند تا حضور داشته باشم و من با این که خارج از کشور بودم گفتم
بله، چون هیچ چیز واقعا مهم تر از کلاه قرمزی نیست، ولی بعد از دو روز تماس
گرفتند و عنوان کردند کار کنسل شده چون بسیاری از عوامل سرکار بودند. ضمن
اینکه حس می کنم نه آقای طهماسب و نه آقای مدرسی تمایل دارند که با این
شرایطی که در تلویزیون وجود دارد کار کنند. به عقیده من در حال حاضر کششی
از جانب گروه برای ادامه پروژه وجود ندارد.

سینماآنلاین

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

ابلاغ ثبت ملی 13 اثر منقول فرهنگی‌تاریخی به استاندار کرمانشاه

با ارسال نامه‌ای از سوی وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی صورت گرفت

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با ارسال نامه‌ای به استاندار کرمانشاه، مراتب ثبت 13 اثر منقول فرهنگی‌تاریخی را ابلاغ کرد.

ابلاغ ثبت ملی 13 اثر منقول فرهنگی‌تاریخی به استاندار کرمانشاهبه‌گزارش خبرداغ به نقل از میراث‌آریا، در نامه دکتر علی‌اصغر مونسان وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به هوشنگ بازوند استاندار کرمانشاه آمده است:

«در اجرای قانون راجع‌به حفظ آثار ملی، مصوب آبان ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی و نظام‌نامه اجرایی آن، مصوب ۱۳۱۱ هیئت وزرا، بند «ج» از ماده واحده قانون تشکیل سازمان میراث‌فرهنگی کشور مصوب بهمن ۱۳۶۴ مجلس شورا و بند ششم از ماده سوم قانون اساسنامه سازمان میراث‌فرهنگی کشور مصوب ۱۳۶۷ مجلس شورای اسلامی، ماده ۲۲ آیین‌نامه حفاظت از میراث‌فرهنگی کشور، مصوب ۱۳۸۱ شورای امنیت کشور، فصل دوم آیین‌نامه مدیریت، سامان‌دهی، نظارت و حمایت از مالکان و دارندگان اموال فرهنگی‌تاریخی منقول مجاز مصوب ۱۳۸۴ هیئت وزیران، مراتب ثبت 13 اثر منقول فرهنگی‌تاریخی به شرح زیر، پس از تشریفات قانونی لازم در فهرست آثار ملّی ایران به ثبت رسیده، اعلام می گردد.

    بشقاب سیمین، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1064، مورخ: 1397/06/11؛

2. کاسه سیمین زراندود، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1065، مورخ: 1397/06/11؛

3. کاسه سیمین، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1066، مورخ: 1397/06/11؛

4. کاسه سیمین کتبه دار، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1067، مورخ: 1397/06/11؛

5. ظرف سیمین زورقی شکل کتیبه دار، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1068، مورخ: 1397/06/11؛

6- ظرف سیمین زورقی شکل، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1069، مورخ: 1397/06/11؛

7- ظرف سیمین زورقی شکل، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1070، مورخ: 1397/06/11؛

8- ظرف سیمین زورقی شکل، مکشوفه از غار قوری قلعه، شماره ثبت:‌ 1071، مورخ: 1397/06/11؛

محل نگهداری: ‌استان کرمانشاه، شهر کرمانشاه،‌خیابان حداد عادل، مجموعه تکیه معاون الملک؛

9- سر ستون شماره یک، بیستون، شماره ثبت: 1072، مورخ: 1397/06/11؛

10- سر ستون شماره دو، بیستون، شماره ثبت: 1073، مورخ: 1397/06/11؛

11- سر ستون شماره سه، بیستون، شماره ثبت: 1074، مورخ: 1397/06/11؛

12- سر ستون، آبشوران، شماره ثبت: 1075، مورخ: 1397/06/11؛

13- سرستون، کرمانشاه، شماره ثبت: 1076، مورخ: 1397/06/11؛

محل نگهداری: استان کرمانشاه، شهر کرمانشاه،‌بلوار شهید بهشتی، خیابان میراث فرهنگی، گنجینه اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی.»

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

درویش: دست‌های آلوده «رستاخیز» را به تاراج داد

احمدرضا درویش در بیانیه شدیدالحن به انتشار غیرقانونی فیلم «رستاخیز» واکنش نشان داده و یکبار دیگر خواستار حل مشکل اکران فیلم شد.

درویش: دست‌های آلوده «رستاخیز» را به تاراج دادبه گزارش خبرداغ به نقل از صبا ، در پی انتشار نسخه دوبله عربی فیلم
«رستاخیز» و فضاسازی برخی رسانه ها مبنی بر اینکه عوامل این فیلم خودشان
نسخه فیلم را در اینترنت منتشر کرده اند، احمدرضا درویش پس از مدت ها سکوتش
را شکست و بیانیه ای منتشر کرد.

متن وی بدین شرح است:

«به نام خدا

نازنین‌تر زِ قدت در چمن ناز نَرست

خوش‌تَر از نقش تو در عالم تصویر نبود

(حافظ)

پس­ از بیست سال حسرت و آرزوی تولید اثری با
الهام از حماسه‌ی عاشورا، بالاخره در شب شامِ غریبانِ سال ۱۳۸۴، انتظار به
سرآمد و با استعانت از الطاف الهی و توسل به ائمۀ اطهار­(ع) تَشرُّف به
آسمانِ ملکوتیِ امام حسین­(ع) آغاز شد.

گامِ اول

برای تولید فیلم سینمایی «رستاخیز»، با عزمِ
راسخِ عواملِ سازنده و بهره­گیری از سرمایه‌های معنوی و مادی در بخش خصوصی
(در ایران و خارج از کشور) و حمایتِ‌ نهادهای مرتبط، ده سال زمان صرف شد.

گامِ دوم

فیلم «رستاخیز» در سال ۱۳۹۲ و در سی و دومین
جشنواره‌ی فیلم فجر، با کسب ۸ سیمرغ بلورین در بخش داخلی، یک سیمرغ بلورین
در بخش بین‌الملل و جایزه‌ی ویژه (نشان مصطفی عقاد)، به عنوان بهترین
فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری، بهترین طراحی صحنه، بهترین
موسیقی و … معرفی شد.

گامِ سوم

فیلم «رستاخیز» با تکیه بر مبانی فقهی و
مجوزهای قانونی در تاریخ ۲۴/۴/۱۳۹۴، (همزمان با امضاء قرارداد هسته‌ای
«برجام») اکران و پس از چند ساعت به دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت
از پرده‌ی اکران پایین کشیده شد. سازمان امور سینمایی پس از توقیف فیلم
رستاخیز، در اقدامی سؤال برانگیز، پروانه­ی نمایش داخلی فیلم را باطل و
پروانه نمایش بین­المللی آن را صادر کرد!

گامِ چهارم

تلاش‌ها برای رفع مشکل «رستاخیز» کلید خورد.
از مکاتبه‌ها و ملاقات‌های حضوری با مقام‌های کشوری و لشکری گرفته تا
مکاتبه با رییس جمهور محترم و پاسخ حیرت‌انگیز ایشان! و ملاقات با بالاترین
مقام عالی کشور، رهبر معظم انقلاب که تأکید کردند:

“… شما به خدا توکل و بر باور خود ایستادگی کنید …” و حُجّت را بر سازنده‌ی رستاخیز تمام کردند.

گامِ پنجم

اکنون پس از سپری شدن بیش از چهار سال از
توقیف فیلم «رستاخیز» و همزمان با شام غریبان شهدای کربلا (۱۳۹۸) نسخه‌ی
معیوب این فیلم با نام «القربان» در اقدامی غیراخلاقی و غیرقانونی به فضای
مجازی و سایت‌های اینترنتی راه یافته است. راهزنانِ عرصه‌ی هنر و فرهنگ با
بستن قاب تصویر (کادر)، نشانِ حک شده (واترمارک) بر روی تصاویر و
عنوان‌بندیِ (تیتراژ) انتهای فیلم را که حاوی اسامی عوامل و سرمایه‌گذاران
فیلم بوده است حذف کرده‌اند. متأسفانه چهار روز از این سرقتِ فرهنگی سپری
شده، صدها هزار نفر فیلم «القربان» را دیده‌اند و بنا بر قرائن موجود،
میلیون‌ها نفر با پرداخت هزینه به شبکه‌های اینترنتیِ خارجی به تماشای آن
نشسته‌اند!

بیش از پانزده سال از شب آغازینِ عاشورای
۱۳۸۴ و تولید فیلم «رستاخیز» سپری شده است. توصیف و توضیح در خصوص هر یک از
گام های این فیلم، کتابی قطور است که گرچه دانستن آن، عبرت‌های گران­بهایی
را برای افکار عمومی و دست‌اندرکارانِ عرصه‌ی فرهنگ و هنر به همراه دارد،
لکن اشاره به جزئیات آن در این مقال نمی‌گنجد. جسمِ به گروگان گرفته شده‌ی
فرزند من «رستاخیز»، توسط دولت تدبیر و اُمید، در حالی توسط دست های آلوده
به جهل و تباهی به تاراج رفته است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از شروع
تولید این فیلم تاکنون، هفت وزیر را به خود دیده است!

اینجانب، ضمن توصیه به خود و مسئولان محترم، به رعایت موازین منطبق بر اخلاق، انصاف و عدالت، توجه همگان را به موارد ذیل جلب می‌کنم.

-فیلم رستاخیز با هدف ترویج فرهنگ اهل
بیت­(ع) در بخش‌‌ خصوصی ساخته شده و حق‌الناس است. گرچه پس از محکوم شدنِ
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دادگاه بدویِ دیوان عدالت اداری، بنیاد
سینمایی فارابی و مؤسسه‌ی رسانه‌های تصویری برای جبران بخشی از دیونِ
سازندگان، به سهامدارانِ آن پیوسته‌اند.

-با توجه به ظرفیت­های نامحدود در عصر
ارتباطات و نقش بی­بدیل آثار هنری در ترویج ارزش­های فرهنگی ؛ از محضر علما
و مراجع عالیقدر، دانشمندان و روشنفکرانِ علوم دینی و علوم اجتماعی­،
ذاکرانِ اهلِ بیتِ عصمت و طهارت­(ع) و اصحاب گرانقدر رسانه درخواست می­کنم،
با تأکید و تکیه بر پویایی فقه شیعه و سیره­ی نبوی­(ص) بستر مناسب را برای
تشویق اصحاب هنر و ترغیب آنان به تولید آثارِ متأثر از معارف دینی و
تاریخی فراهم کنند و امکان سوء استفاده­ی معاندان و کج اندیشان را از ذخایر
نابِ فرهنگی سلب نمایند.

-از دو قوه­ی محترمِ قضائیه و مقنّنه
درخواست می‌کنم که در دفاع از حقوق معنوی و سرمایه‌های هنری و فرهنگی،
همچون دفاع از بیت‌المال و حق‌الناس حساسیت نشان دهند. گرچه وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی در مقابل حکم بدوی دادگاه دیوان عدالت اداری و اعتراض‌ها و
مطالباتِ مُکرّر نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به رفع توقیف «رستاخیز»
وقعی ننهاده است، لکن بی توجهی مسئولانِ ذی‌ربط، از مسئولیت این دو قوه­ی
مهم نمی‌کاهد.

-صیانت از سرمایه‌های معنوی، هنری و فرهنگی
وظیفه‌ی ذاتیِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان سینمایی است. متأسفانه
این دو نهاد دولتی در مسئله‌ی رستاخیز، با فرافکنی و انفعال، به مکاتبات و
مطالباتِ اینجانب و سازندگان «رستاخیز» بی‌اعتنا بوده و هستند. اکنون وقت
آن است که آنان از خواب غفلت بیدار شوند و در برابر هویتِ به یغما رفته‌ی
فیلم عاشورایی رستاخیز، از خود عکس‌العملی معنی‌دار نشان دهند.

از همه‌ی نهادهای انتظامی و اطلاعاتی، وزارت
امور خارجه، وزارت کشور، معاونت حقوقی رئیس جمهور و دیگر دوائرِ مرتبط،
درخواست می‌کنم که ضمن واکاوی و پیگیری موضوع از مجاری داخلی و خارجی، نسبت
به کشفِ منشأ این سرقتِ فرهنگی اقدام کنند و هرچه سریع‌تر از انتشارِ این
عملِ حرام و گستاخانه جلوگیری نمایند.

-از سهام­دارانِ داخلی و خارجی فیلم
«رستاخیز» درخواست می‌کنم همچون گذشته بر صیانت از حقوق معنوی و مادی این
فیلم پافشاری و با پیگیری و مطالبه‌ی مجدانه، از به تاراج رفتن حیثیت مولود
خود جلوگیری کنند. در این خصوص گرچه بنیاد سینمایی فارابی و مؤسسه‌ی
رسانه‌های تصویری که پس از حکم بدوی دادگاه دیوان عدالت اداری به
سهام­داران فیلم پیوسته‌اند، دو نهاد وابسته به دولت هستند و متأسفانه برای
دفاع از مطالبه‌ی مؤلف و سازندگان فیلم «رستاخیز» و رفع توقیف فیلم اقدامی
نکرده‌اند؛ لکن این نهادها، هم به دلیل وظایف ذاتی خود در صیانت از همه‌ی
آثار سینمایی و هم به عنوان سهام­دار، نسبت به پیگیری‌ حقوقیِ موضوع فوق،
مسئولیت مضاعفی بر عهده دارند.

-بسیار متأسفم که بر اثر آنچه به «رستاخیز»
تحمیل شده است، هموطنان من از تماشای آن محروم و مخاطبان خارجی بر آنان
رجحان پیدا کرده‌اند! به دلیل برخورداری فیلم «رستاخیز» از مضمون بلند
حماسه‌ی عاشورا و همچنین حاشیه‌های پس از توقیف آن توسط وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی، عطشِ فراوانی در مخاطبان محترمِ داخلی و خارجی، به خصوص
جوانان برومند، برای دیدن این فیلم بوجود آمده است. اینجانب به­عنوان عضوی
کوچک از خانواده­ی بزرگِ سینمای ایران از عموم مردم ارجمند، به­خصوص
ارادتمندان به ساحت مقدّس حضرت اباعبدالله الحسین­(ع) که به رعایت امور
شرعی و قانونی شهره هستند، تقاضا می‌کنم که از دیدن، کپی‌برداری و انتشار
فیلم «رستاخیز» اجتناب کنند و دیگران را نیز از این فعل حرام و غیرقانونی
پرهیز دهند.

به اُمید آنکه با درایت و تدابیر منطبق بر
اخلاق و عقلانیت، هیچ مخاطبی از دیدن، شنیدن و درک آثار هنری محروم نشود و
«رستاخیز» با عبور از موانع و رضایت سازندگانِ آن، در معرضِ دیدگانِ عمومی
قرار گیرد.

«نخستین بار، در روز رستاخیز درباره خون‌ها دادرسی خواهد شد. پیامبر اکرم (ص)»

احمدرضا درویش

نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی رستاخیز

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

توقف تولید «شب‌نشینی» با شکایت صداوسیما

عضو شورای پروانه نمایش خانگی از توقف تولید و پخش برنامه شب نشینی با شکایت صدا و سیما خبر داد.

توقف تولید «شب‌نشینی» با شکایت صداوسیما

به گزارش خبرداغ به نقل از خبرآنلاین: عضو شورای پروانه نمایش خانگی از توقف تولید و پخش برنامه شب نشینی با شکایت صدا و سیما خبر داد.

سعید رجبی گفت: بعد از تجربه «هیولا» مدیری
اجرای برنامه «شب نشینی» را در دست گرفت که با ایراد حقوقی صدا و سیما
موقتا به حالت تعلیق درآمده است.

پیشتر اخباری از احتمال بروز محدودیت برای مدیری به خاطر برخی حواشی ایجاد شده منتشر شده بود.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سریال بانوی سردار، چالش تخیل و تاریخ

در سریال بانوی سردار تاریخ دقیق و یا حتی تقریبی حوادث داستان مشخص نیست و مخاطب عام اصلاً متوجه نمی شود که داستان مربوط به کدام بازه زمانی است و احتمالاً فقط اهل تاریخ پی می برند که حوادث سریال مربوط به زمان جنگ جهانی اول است.

سریال بانوی سردار، چالش تخیل و تاریخبه گزارش خبرداغ ، اخیراً شاهد پخش مینی سریالی ۱۲ قسمتی در ژانر تاریخی تحت عنوان بانوی سردار از شبکه سوم رسانه
ملی بوده‌ایم که به بخش‌هایی از ابعاد و زوایای شخصیت، زندگی و مبارزات
بی‌بی مریم بختیاری می‌پردازد. این امر، نگارنده را بر آن داشت تا نقد و
تحلیلی تنها از منظر تاریخی نسبت به این سریال در معرض نگاه خوانندگان عزیز
قرار دهم و نقد و تحلیل از جنبه‌های دیگر را به کارشناسان فن واگذار
نمایم. در ابتدای سخن بر خود لازم می‌دانم تا از همه مسئولان رسانه ملی،
مسئولان شبکه استانی جهان بین (استان چهارمحال و بختیاری) و کلیه عوامل
سریال که خیلی زحمت کشیده‌اند، تشکر و قدردانی داشته باشم. بدون شک هدف این
عزیزان معرفی کامل و جامعی از سردار مریم بختیاری به مردم عزیز کشورمان
بوده است.انصافا در روزگاری که اجازه داده نمی شود نام بی بی مریم یا یکی
دیگر از رجال و شخصیت های تاریخ ساز بختیاری بر تابلوی خیابان‌ها و یا
میادین نه تنها مرکز کشور بلکه مرکز استان چهارمحال و بختیاری نقش ببندد،
این حرکت سیمای جمهوری اسلامی ایران درخور ستایش و تقدیر است و بختیاری ها
را به عنوان خادمان مُلک و ملت نسبت به آینده امیدوار می سازد.

سریال بانوی سردار یک درام تاریخی می باشد
که روایت داستان حول محور یک شخصیت واقعی و نه تخیلی به نام سردار مریم
بختیاری می چرخد و تلاش می شود تا زوایای زندگی، افکار و اقدامات وی به
تصویر کشیده شود اما کارگردان و سایر عوامل آن به دلایلی چند و علی رغم
کوشش بسیار نتوانستند بخوبی از عهده این مهم برآیند.

شخصیت یا کاراکتر قهرمان داستان یکی از بی
بی های برجسته و اثرگذار نه‌ تنها در ایل بختیاری بلکه در کشور پهناور
ایران بوده است که در روزگار خود و به ویژه در کشاکش سهمگین جنگ جهانی اول
به دفاع از میهن و مبارزه با اشغالگران بیگانه پرداخته و بدین خاطر به لقب
“سردار مریم”اشتهار یافته است. مجموعه صفات و ویژگی‌های سردار مریم بخصوص
روحیه شجاعت و سلحشوری، میهن‌پرستی، ظلم و استبداد ستیزی، آزادی طلبی،
عدالتخواهی و قانون گرایی و …(که از حق نگذریم سریال به بعضی از این شاخص
ها خوب پرداخته است) موجباتی را فراهم آورد تا این بانوی پولادین اراده،
حداقل در باور عموم بختیاری ها به عنوان چهره ای کاریزماتیک تلقی گردد،
بویژه آنکه بختیاری ها به عنوان یکی از اقوام و ایلات کهن و با ریشه ای
دیرپای در تاریخ این سرزمین، همیشه از حس نوستالژیک خاصی نسبت به تاریخ و
شخصیت‌های تاریخی شان برخوردار بوده و پذیرش هرگونه خدشه ای نسبت به این
شخصیت ها و اسطوره ها برایشان دشوار بوده است.شاهد مثال این موضوع، نوع
برخورد و واکنش شان نسبت به توهینی که در سریال تاریخی سرزمین کهن نسبت به
سردار اسعد بختیاری صورت گرفت، می‌باشد. بختیاری ها نیز همانند عموم
ایرانیان علاقه زیادی به تاریخ و فیلم های تاریخی دارند زیرا که آنان شکوه و
عظمت از دست رفته خود در گذشته را در همین فیلم های تاریخی بازآفرینی می
کنند.

از سوی دیگر لازمه ی تولید و انتشار
هرگونه روایت تاریخی از مقاله و کتاب گرفته تا داستان، فیلم و سریال، در
وهله اول گردآوری اطلاعات کافی و وافی هم به‌صورت کتابخانه‌ای و هم میدانی
از حوادث، شخصیت ها و فضای تاریخی مدنظر می باشد.اما درخصوص یک فیلم یا
سریال تاریخی، پر واضح است که یک فیلمنامه نویس یا کارگردان با داشتن
اطلاعات و داده های تاریخی معتبر، بهتر می تواند در کنار پردازش بجا و
مناسب هنری و فنی، اثری فاخر و ماندگار را در معرض چشم مخاطب قرار دهد.

کارگردان سریال بانوی سردار که ظاهراً این
اثر نخستین کار تاریخی او می باشد، متاسفانه علی رغم کوشش فراوان نتوانسته
است به طور کامل از پس این مهم برآید. زیرا نه تجربه این کار را داشته و
نه حاضر گردیده است از صاحبان علم و فن تاریخ و به ویژه در این مورد خاص از
کارشناسان تاریخ بختیاری کمک بگیرد. همین امر باعث گردیده تا اشتباهاتی
اساسی در اغلب سکانس های این سریال ذهن و دل بیننده بویژه بیننده ی بختیاری
تبار را نگران و آزرده کند. از این نکته فروگذار نکنیم که این سریال در
معرفی این بانوی بختیاری به هم وطنان غیر بختیاری مان مفید و اثر گذار بوده
و واکنش مثبت آنانی که تاکنون شناخت چندانی از سردار مریم نداشته اند را
فراهم آورده است.

در این سریال کارگردان تلاش کرده تا برای
حفظ هردو مخاطب خاص و عام، تلفیقی هم از واقعیت ها و فاکت های تاریخی و هم
از تخیل و داستان پردازی به وجود آورد تا با درآمیختن آنها علاوه بر کشش
بیننده به سمت کاراکتر تاریخی بی بی مریم، با افزودن چاشنی خیال پردازی بر
جذابیت سریال بیفزاید. به عبارتی این سریال، سریالی متشکل از دوگانه ی
واقعیت تاریخی و تخیل است اما شوربختانه باید گفت که در این سریال، این
واقعیت های تاریخی است که فدای تخیّل و داستان‌پردازی گردیده است. در این
اثر بعضی از کاراکترهای سریال همچون “بایار” مصداق و مابه ازای تاریخی
ندارند. فیلمنامه نویس و کارگردان در خیلی از سکانس ها و از جمله در داستان
تخیلی بایار، تلاش کرده اند تا دوز دراماتیک سریال را بالا ببرند و کاملا
از تاریخ و واقع گرایی فاصله بگیرند.

ابهامات و آشفتگی های کرونولوژیک:

یکی از نقاط ضعف این سریال ابهامات و
آشفتگی‌های کرونولوژیک آن می باشد. مسئله‌ی پردازش دقیق و یا حداقل تقریبی
زمان حوادث و وقایع در درام‌های تاریخی اهمیت زیادی دارد و ضرورت دارد تا
فیلمنامه‌نویس و کارگردان توجه دقیقی به این نکته معطوف بدارند. در سریال
بانوی سردار تاریخ دقیق و یا حتی تقریبی حوادث داستان مشخص نیست و مخاطب
عام اصلاً متوجه نمی شود که داستان مربوط به کدام بازه زمانی است و
احتمالاً فقط اهل تاریخ پی می برند که حوادث سریال مربوط به زمان جنگ جهانی
اول است. ترتیب و توالی تاریخی حوادث سریال رعایت نشده و با یکدیگر
همخوانی و هماهنگی ندارند و آشفتگی و تناقضات بسیاری از این نظر وجود دارد
که این امر نتیجه عدم شناخت فیلمنامه‌نویس از تقدم و تاخر حوادث تاریخی
روزگار بی بی مریم و در حقیقت نتیجه مطالعه اندک او و کارگردان در زمینه
بستر و فضای تاریخی سریال می باشد. فراموش نکنیم که حتی در سریال تاریخی
اخیراً پخش شده “بانوی عمارت”(به نظر می رسد که نام بانوی سردار از نام
همین بانوی‌عمارت عاریه و اقتباس گردیده و البته وجوه مشترکی بین دو سریال
دیده می شود) که اغلب کاراکترهای آن تخیلی و غیر واقعی هستند، نیز زمان
حوادث و ترتیب و توالی آنها کاملاً واضح و مشخص بوده و رعایت شده است. اما
متاسفانه سریال بانوی سردار از این شاخصه‌ی خوب محروم است و بیننده اش دچار
سردرگمی می‌شود که این حوادث در چه ماه، سال و یا دهه ای رخ داده‌اند.

این سریال از آشفتگی های تاریخی و
کرونولوژیک بسیاری رنج می برد و از این نظر اصولاً سریالی هارمونیک و دارای
توالی و ترتیب نیست. مثلاً در زمان جنگ جهانی اول (حوادث مربوط به سریال)
ظل السلطان دیگر پیر و فرتوت شده و در بستر مرگ آرمیده بود نه اینکه در
اصفهان بر تخت حکومت تکیه زده و مرتب برای شکست بی‌ بی مریم نقشه می کشید و
نیرو اعزام می کرد. اصولا نبردهای بی بی مریم و قوای ظل السلطان واقعیت
تاریخی ندارد و از نظر تطابق تاریخی، این دو با یکدیگر همخوانی چندانی
ندارند. یا این که در طی جنگ جهانی اول،بی بی مریم با قوای روس تزاری
مبارزه می‌کرد.او مخالف حضور انگلیسی ها در ایران بود اما با قوای انگلیسی
جنگ خاصی نداشت اما در این سریال واقعیت تاریخی معکوس گردیده است. به نظر
می‌رسد که این مسئله تابعی از دیپلماسی معاصر کشورمان می باشد. یا مثلاً در
این سریال علیمردان یا همان شیرعلیمردان خان (اسطوره مقاومت بختیاری ها )
پسر بی بی مریم، بزرگتر از دیگر برادرش محمدعلی نشان داده شده است در
حالیکه مطابق منابع و شواهد متقن تاریخی ، محمدعلی خان چند سال از علیمردان
خان بزرگ تر بوده است.

در این سریال بعضی خلاءها یا سکوت های
تاریخی وجود دارد که ای کاش از دید فیلمنامه نویس مغفول نمی ماند. یعنی
اندیشه ها و افکار بی بی مریم که اتفاقاً برجستگی و وسعت فکر و نظر او را
نشان می دهد و نماد شخصیت اوست و بی بی در خاطرات خودنگاشت خویش به تفصیل
به آنها پرداخته است مسکوت مانده است همچون: دفاع بی بی مریم از حقوق زنان و
رفع تبعیض میان زن و مرد، انتقاد شدید او از استبداد قجری و تمجید و ستایش
اش از مشروطیت، آزادی، قانون‌گرایی و علاقه به آبادانی، توسعه و پیشرفت
کشور و سرزمین بختیاری.

ناهمخوانی های گویشی:

گویش این سریال، گویشی است غیر بومی و به
جز یکی دو سکانس معدود آن هم به طور ناصحیح هیچ قرابتی با گویش بختیاری ها
ندارد. گویش مسلط در این سریال همان زبان محاوره ی اهالی پایتخت می‌باشد.
به عنوان یک درام تاریخی لازم بود تا بازیگران آن، گویشی مطابق با مکان
جغرافیایی در استان(سرزمین بختیاری) و یا حداقل در تطابق با گویش ایرانیان
در یکصد سال پیش داشته باشند.

ناهمخوانی های پوششی:

پوشش بازیگران سریال هم هیچ تناسب و
قرابتی با پوشش بختیاری ها آن هم در یک صد سال پیش ندارد. اگرچه در بعضی
سکانس‌ها مردان بختیاری با پوشش مشهور خود به نام “چوقا” درون قاب تصویر
دیده می شوند اما کارگردان غافل از این نکته بوده است که در یک صد سال پیش
بختیاری ها نه از چوقا بلکه از ” شال و قبا ” استفاده می کردند و چوقا که
لباس آیینی بختیاری ها بود پس از صدها سال مهجوری دوباره از آغاز سلطنت رضا
شاه در میان این ایل رایج شده است.

پوشش بازیگر نقش بی بی مریم، صرفنظر از
تغییرات متناقض و متضاد پی در پی، در خیلی از سکانس ها چندان شبیه البسه
زنان بختیاری نیست. روسری یا سربند او بیشتر شبیه کُلوته ی زنان منطقه
لرستان می باشد. لباس سراسر سفید او در سکانس تیر خوردنش توسط “بایار” هیچ
همخوانی با لباس زنان بختیاری ندارد. پوشش اغلب نابازیگران در تمامی سریال
هیچ شباهتی با پوشش بختیاری ها در یکصد سال گذشته ندارد و بیشتر شبیه پوشش
بازیگران سریال های “بانوی عمارت” و “روزی روزگاری” می باشد و بویژه پای
پیچی که مردان بازیگر بسته اند آنها را همانند مردان مناطق شمالی کشور جلوه
می دهد.از کارگردانی که تجربه و تخصص در طراحی لباس را در سوابق کاری خود
نهفته دارد انتظار می رفت تا دقت و حوصله بیشتری در زمینه ی پوشش بازیگران
این سریال داشته باشد.

واژگان و القاب غیر مرسوم و نام مصطلح:

یکی دیگر از نقاط ضعف این سریال استفاده
از واژگان نامانوس و غیر مصطلح به ویژه در صد سال گذشته می باشد. واژه ی
“خان”، واژه ای مخصوص بوده و جایگاهی رفیع در هیرارشی نظام ارباب رعیتی یا
نیمه فئودالی گذشته ایران داشته است.این لقب برای افراد خاصی بکار می رفت
که مقتضیات و شرایط آن جایگاه را داشته باشند نه همه افراد. اما در این
سریال می بینیم که واژه و لقب خان ورد زبان همه است. اغلب افراد به یکدیگر
خان می گویند، حتی افراد فرودستی چون نوکر و نعلبند را خان خطاب می کنند؛
مثلاً خسرو خان، ایوب خان، اسفندیار خان و…بنابراین در این سریال رعایا
به بوته نسیان سپرده شده اند زیرا همه خان هستند!!

فراتر از این که در این سریال به همه
مردان خان می گویند؛ شگفتا که برای اولین بار در تاریخ بختیاری می بینیم
زنی را نیز خان یا “خان بی بی” خطاب می کنند. حتی اگر که این زن، زنی
برجسته به نام بی بی مریم باشد باز هم آیا با توجه به نظام گفتمانی
مردسالارانه در جامعه بختیاری آن هم در یکصد سال قبل، ابداع این واژه و لقب
برای یک زن بختیاری موجبات تعجب را فراهم نمی آورد ؟ در کدام منبع تاریخی
به این تناقض تاریخی اشاره شده و بختیاری ها در قرن گذشته، یک زن حتی یک بی
بی برجسته و بزرگ را خان لقب داده بودند؟در این سریال از این موارد
پارادوکسیکال تاریخی فراوان است.

در مورد واژه و لقب “بی بی” نیز با چنین
مشکلی مواجه هستیم و می بینیم کاراکتر بی بی مریم و یا کاراکتر بی بی فاطمه
مادر بی بی مریم، به صورت خودخوانده ، به طور مکرر خودشان را “بی بی” نام
می‌نهند و خطاب می‌کنند ،که در یک قرن پیش با توجه به رعایت شدید آداب و
احترام، مرسوم و معمول نبوده که بانویی بختیاری خودش را بی بی خطاب کند.

در یکی دو سکانس، در ذکر نام و لقب
شاهزاده ظل السلطان او را تحت عنوان “اعلیحضرت” می نامند که این نیز صحت
ندارد و در آن روزگار شاهزادگان را حضرت والا می نامیدند و لقب اعلیحضرت
فقط مخصوص پادشاهان بوده است.همینطور بکار بردن واژه یا لقب “والی”برای
کدخدایان انتصابی بی بی مریم نیز نامناسب است زیرا در یکصد سال پیش استفاده
ازلقب والی برای کدخدایان مصطلح نبود و معمولا حاکمان ایالات و ولایات را
والی می نامیدند.

تمرکز بر روی قهرمان داستان:

اگرچه یکی از ویژگی های مثبت این سریال
تمرکز بر روی کاراکتر قهرمان داستان و پسرش علیمردان‌خان می باشد اما از
این نکته غافل نشویم که تمرکز بیش از حد بر روی این دو نفر و تبدیل آن دو
به متن، سایر کنشگران و شخصیت های همزمان بختیاری را به حاشیه برده است تا
حدی که توجه بیننده به شخصیت های مهم دیگر جلب نمی‌شود و تصور می‌کند که
سرزمین بختیاری در آن روزگار تهی از رجال و چهره ها بوده است . در حالی که
در روزگار زندگانی سردار مریم، رجال و کنشگران تاریخ‌ساز و اثرگذار بختیاری
-چه مرد و چه زن- همچون سردار اسعد؛ سردار جنگ، سردار معظم، بی بی صاحب
جان، بی بی ماه بگم، بی بی کوکب بانوی بختیاری که مصدق و دهخدا را پناه
داد، وجود داشته اند که هرکدام منشاء اثرات و خدمات بسیاری به جامعه ایران و
بختیاری بوده اند. علی قلی خان سردار اسعد برادر بزرگتر بی بی مریم ؛ رجل
مشروطه‌خواه، روشن ضمیر، نویسنده، مترجم ، وزیر و سیاستمدار بزرگی که آزادی
و مشروطیت را از چنگ استبداد محمدعلی شاه نجات داد و بی بی مریم در صفحه
به صفحه خاطرات خود وی را آموزگار و راهنمای خود می داند یکی از همین شخصیت
هاست که در تراز ملی و بین المللی قرار دارد اما دریغ از به تصویر کشیدن
وی حتی برای یک لحظه در این سریال. از خود می پرسم نکند فیلمنامه نویس و
کارگردان، کتاب خاطرات خودنگاشت سردار مریم را هرگز ندیده و نخوانده اند!!
اتفاقا یکی از ایرادات اساسی سریال در همین نکته است که فیلم نامه نویس و
کارگردان نتوانسته اند علاوه بر پرداختن به زندگی بی بی مریم و علی مردان
خان، اطلاعاتی هرچند نسبی ازفضای پیرامونی سریال همچون المان ها و نمادها
،فرهنگ و آداب و رسوم و هنر،تاریخ و شخصیت های تاریخی ایل بختیاری وخیلی
موارد دیگر را به ببیننده منعکس کرده و موجبات معرفی و آشنایی او را با این
شاخصه ها فراهم آورد.

سخن آخر اینکه این سریال تاریخی دارای
نقاط قوت و ضعف متعددی است و اگرچه نقاط ضعف آن بر نقاط قوت اش می‌چربد اما
همین که برای اولین بار سردار مریم بختیاری در قاب تصویر رسانه ملی آن هم
از یک شبکه‌ ی پربیننده به ایرانیان معرفی گردیده است، جای تقدیر دارد و از
اصحاب رسانه ملی سپاسگزاری می شود. امید است که درتولید فیلم ها و سریال
های تاریخی دیگر و بخصوص ساخت سریال علی مردان خان بختیاری فرزند حماسه ساز
بی بی مریم، دقت و کوشش بیشتری به عمل آید و اثر بهتری خلق گردد.

افتاب نیوز

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سحر قریشی: آن سحر رفت و این سحر سوخت!

سحر قریشی؛ بازیگر سینما و تلویزیون از فوت سحر خدایاری، دختر هوادارِ تیم استقلال ابراز تاسف کرد.

سحر قریشی: آن سحر رفت و این سحر سوخت!

به گزارش خبرداغ به نقل از برترین‌ها ، سحر قریشی؛ بازیگر سینما و تلویزیون از فوت سحر خدایاری، دختر هوادارِ تیم استقلال ابراز تاسف کرد.

سحر قریشی در اینستاگرام خود نوشت:

اين روزها كه حرف عدالت و آزادى امام حسين
بر سر هر كوچه هاست، حكم حبس او واقعي است؟ در كنار اين هزازان پرونده هاي
هزاران ميلياردى كاش به اين هم برسيم. كى از این درست و غلط ورزشگاه رفتن
رها مي‌شويم. چند سحر بسوزد. كاش باز هزاران ناسزا بسوى من مى آمد ولى او
هنوز بود. آن سحر رفت و اين سحر واقعا سوخت.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

توضیح لیلا اوتادی درباره مضمون یکی از اشعارش

لیلا اوتادی در پی برخی از واکنش‌ها نسبت به یکی از اشعارش، پستی را منتشر کرد و درباره مضمونی که در پس سرودن این اثر در ذهن داشته است، توضیح داد.

به گزارش خبرداغ به نقل از خبرآنلاین:
لیلا اوتادی با انتشار متن یکی از اشعارش در اینستاگرام، به انتقادها نسبت
به محتوای این اثر واکنش نشان داد و نوشت: «دوستان عزیزی که میخوان بدون
علم در زمینه شعر نظر بدن لطفا یاد بگیرن حداقل از رو درست بخونن که سبب
خنده مارو فراهم نکنن. برای عزیزانی که متوجه نشدن و دایرکت درخواست دادن
توضیح میدم که مضمون شعر (زیریک سقف)توصیف زورگویی واقتدار بیش از حد یکی
از طرفین و یکی نبودن زوج‌های جامعه مون هست که در نهایت سردی و طلاق عاطفی
و زندگی اجباری رو به همراه داره…امیدوارم درست خونده و فهمیده بشه ولذت
ببرید.»

توضیح لیلا اوتادی درباره مضمون یکی از اشعارش

در هفته‌های گذشته و پس از انتشار اولین
خبرها از چاپ کتاب این بازیگر، انتقادات فراوانی درباره ورود بازیگران به
عرصه‌های غیرتخصصی صورت گرفت که بازتاب‌های فراوانی در فضای مجازی داشت.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

همکاری با همایون شجریان و علیرضا قربانی

علیزاده از احتمال برگزاری یک کنسرت تا پایان سال خبر داد.

همکاری با همایون شجریان و علیرضا قربانی

به گزارش خبرداغ به نقل از هنرآنلاین:
مهیار علیزاده آهنگساز در مورد جدیدترین فعالیت‌های خود گفت: در حال حاضر
مشغول ضبط سه آلبوم با صدای خوانندگان مختلف هستم که هر سه آلبوم مراحل
پایانی ضبط را پشت سر می‌گذارد و هر سه آن‌ها در نیمه دوم سال جاری منتشر
خواهد شد.

آهنگساز آلبوم‌های “حریق خزان”، “دخت
پری‌وار” و “در شعله رقصان” ادامه داد: آلبوم “افسانه چشم‌هایت” با صدای
همایون شجریان و علیرضا قربانی و آهنگسازی بنده نیز آماده انتشار است و
به‌احتمال فراوان شاهد انتشار این آلبوم نیز تا پایان سال خواهیم بود. بعد
از انتشار این چهار آلبوم و همچنین موسیقی متن مجموعه تلویزیونی، احتمالاً
برای ضبط مجموعه جدیدم برنامه‌ریزی‌هایی خواهم داشت که قطعاً انتشار این
مجموعه به سال آینده موکول خواهد شد.

وی همچنین در مورد انتشار تک آهنگ نیز بیان
کرد: در حال حاضر مشغول ضبط موسیقی متن یک سریال تلویزیونی هستم و این قطعه
نیز امسال منتشر خواهد شد. در مجموع در شش ماه دوم امسال به‌احتمال زیاد
چهار آلبوم موسیقی و موسیقی متن یک مجموعه تلویزیونی از بنده منتشر خواهد
شد.

علیزاده در پایان در مورد برگزاری کنسرت در
تهران و شهرستان‌ها نیز خاطرنشان کرد: احتمال دارد در اسفندماه برای یکی از
این آلبوم‌هایی که تا پایان سال منتشر خواهد شد، اجرای صحنه‌ای نیز داشته
باشیم که جزئیات آن متعاقباً اعلام خواهد شد.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی