نوروز در کفشگران
کفشگران یکی از روستاهای توابع شهرستان بروجرد است
هه ژار مکریانی می گوید : اجتماعی که فاقد زبان و فرهنگ است زیر گام های ملل دیگر له خواهد شد
گردآوری حیدر ترابی (دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی)
. کفشگَران Kafshgaran که در لری به آن کِوش گیرون Kewshgirun گفته می شود، روستایی است از توابع شهرستان بروجرد در استان لرستان. این روستا در دهستان گودرزی در بخش اشترینان این شهرستان قرار دارد
این روستا با جمعیتی بالغ بر چهار هزار نفر یکی از مهمترین روستاهای شهرستان بروجرد و بخش اشترینان محسوب می شود .برخورداری از منابع طبیعی و چراگاهها و همچنین مزارع بسیار حاصل خیز موقعیت ویژه ای را برای این روستا ایجاد نموده است.
مردمان این روستا عموما به شغل کشاورزی و دامداری مشغول بوده و اصلی ترین منبع در آمد آنها از این طریق بدست می آید.
وجود منابع سرشار آب که از سراب زیبای ونائی سرچشمه گرفته و به این روستا سرازیر می شود ،جلوه زیبائی به این روستا داده است زمینهای حاصل خیز این روستا و منابع سرشار آب باعث تنوع محصولات کشاورزی و دامی در این روستا شده است.
از مهمترین محصولات کشاورزی آن می توان به گندم ،جو ،خیار و انواع حبوبات و علوفه های دامی اشاره نمود.
پروش گاو و گوسفند و بز نیز در این روستا به صورت متداول مرسوم است و به جرات می توان گفت که یکی از مهمترین تولید کنندگان گوشت وشیر در شهرستان بروجرد محسوب می گردد.
نوروز در کفشگران
نوروز در روستای کفشگران همانند سایر مناطق کشور از مقام و اهمیت بالایی برخوردار است و کفشگرانی ها این آئین باستانی را با شکوه تمام برپا می دارند. با شروع اسفند ماه، خریدهای شب عید آغاز می شود و جمعیت شهری و روستایی زیادی هر روزه در خیابانهای اصلی شهر تردد می کنند که باعث راهبندان و آشفتگی خیابانها و پیاده روها می شود. دستفروشان فرصت را غنیمت شمرده و بساط خود را در خیابانها می گسترانند. بازار بروجرد در این ماه به شدت فعال است و شیرینی، آجیل، مواد غذایی و پوشاک عید مهمترین کالاهایی هستند که به فروش می روند. با نزدیک شدن به شب عید بر شلوغی بازار افزوده می شود به نحوی که معمولا در چند روز آخر سال خیابانهای منتهی به بازار بروجرد نظیر جعفری، خیام و صفا کاملا توسط دستفروشان مسدود می شوند و تردد ماشین در این مسیرها ممنوع می شود. این بازار تا چند دقیقه مانده به آغاز سال نو همچنان پابرجاست و بعد از تحویل سال نو به یکباره برچیده می شود. طبیعت بروجرد به گونه ای است که در نیمه دوم اسفند و نیز سراسر فروردین بارندگی فراوانی دارد. به همین روی ممکن است گاه بارش شدید باران موجب بر هم خوردن موقتی بازار شب عید، کند شدن دید و بازدیدها و یا ناتمام ماندن تفریح سیزده بدر شود. کفشگرانی ها علاقه زیادی به گذراندن تعطیلات نوروزی در روستای خود دارند و معمولا سفر به دیگر مناطق را به زمان دیگری موکول می کنند.
گردگیری:
گردگیری یا خا نه تکانی معروف به گرتوئه معمولا از اوایل اسفند شروع می شود و معمولا یک هفته مانده به عید به پایان می رسد. هر خانواده یک یا دو هفته با گردگیری خانه مشغول است. در این زمان فرشها، پرده ها و لباسها را برای نظافت توسط خانمها در خانه می شویند. وجود فرشهای رنگارنگ آویخته از بامها، جلوه زیبایی به روستا می دهد. گردگیری به نوعی همراه با بازیابی مواد بی مصرف است و خانواده ها به این ترتیب خانه تکانی واقعی انجام می دهند.
معمولا از دو هفته مانده به عید، بسیاری خانواده ها شروع به گرفتن سبزه می کنند. برخی رسم دارند تعداد زیادی سبزه برویانند و به اقوام و دوستان خود هدیه دهند. سبزه نوروزی عمدتا از گندم، عدس و ماش و.. تهیه می شود. دو نوع رایج سبزه گرفتن یکی استفاده از سینی است (برای گندم مناسب است) و دیگری استفاده از کوزه سفالین(ترتوزک) که این یکی کار بیشتری می برد. یکی دو روز مانده به نوروز سبزه ها را برای هدیه به خانه همسایه و اقوام می برند. سبزه پای ثابت سفره هفت سین است و عموما تا سیزده بدر نگاه داشته می شود و در این روز به طبیعت باز گردانده می شود. به این ترتیب که یا به رودخانه ای انداخته می شود و یا در جایی کاشته می شود. هر چند ظاهرا این کار برای رفع نحوست انجام می گیرد اما فلسفه واقعی آن قدردانی از طبیعت و کمک به احیای طبیعت است.
چهارشنبه سوری یکی از بخشهای آغازین جشنهای نوروزی ایرانیان است که قرنهاست جایگاه خود را در میان ایرانیان اعم از مسلمان و غیر مسلمان حفظ کرده است در کفشگران معمولا شبی که فردای آن نوروز است این مراسم اجرا می شود و برخی نیز در آخرین چهارشنبه سال این مراسم زیبا را اجرا می کنند چهارشنبه سوری یکی از مهمترین جشنهای دوران ایران باستان است که در آخرین چهارشنبهی هر سال برگزار می شود. قدمت چهارشنبه سوری دست کم به دوره ساسانیان می رسد و از آن به عنوان جشن اتحاد یاد میشود، چرا که ابعاد متعدد انسانی این جشن که جامعه آن روزگار را به سوی نیکبختی رهنمون میشده، جملگی به یک پیام مشترک منجر شده که همان ارتقای روحیهی اتحاد و نوع دوستی بوده است. این جشن با آمدن حاجی فیروز که یکی از قدیمیترین شخصیتهای نمایش شادی آور بوده است آغاز می شده است. حاجی فیروز درست ۱۰ روز قبل از آمدن عید نوروز با صورتی سیاه شده و لباسی قرمز در بین مردم حاضر میشده است. سپس همه با جشنی دور هم جمع میشدند کوکان و نوجوانان روستا یک ماه قبل از شب چهارشنبه سوری به صحرا رفته و بوته های خشک و خارها را جمع آوری نموده و در جائی ذخیره می نمایند سپس در شب چهارشنبه سوری و یا شب نوروز طی مراسم خاصی آنها را آتش زده و از روی اتش آن پریده و شادی می کنند فلسفه کندن خارها در این سنت بسیار زیبا آماده کردن طبیعت برای باروری مجدد است و از بین بردن خار و خاشاک که نشان دهنده طبیعت دوستی ایرانیان و به تبع آن مردمان این روستای کهن است. به همین خاطر چهارشنبه سوری افزون به جشن اتحاد جشن پاکسازی محیط زیست هم بوده است. در واقع یکی از پیامهای این جشن این است که بسوزانید و نابود کنید خارها را، و خارهای نفستان و زشتیها و پلیدیهای سال کهنه را .
جشن چهارشنبه سوری یا آتش بازی شب عید، همانند سایر شهرها و روستاهای ایران امروزه در غروب آخرین سه شنبه سال و همچنین در شب عید برگزار می شود. با تاریک شدن هوا، مردم پشته هایی از چوب و خار و خاشاک در میانه هر کوچه یا پشت بام های گلی قدیمی فراهم می کنند. تعداد این پشته ها به هفت عدد می رسد. سپس آنها را آتش می زنند. ابتدا زنان و مردان مسن تر از روی بته ها می پرند و سپس جوانترها این کار را بارها و بارها انجام می دهند و معمولا تا خاموش شدن تدریجی بوته ها این کار ادامه می یابد. به هنگام پریدن از روی بته ها، رسم است بخوانند: ” زردی من از تو، سرخی تو از من”. معنای درست این جمله به این صورت است که زردی من برای تو باشد و سرخی تو به من برسد. زردی به معنای رخوت و سستی و بیتحرکی و سرخی به معنای گلکون و باطراوت و شاداب بودن است. به این ترتیب، مردم طلب سلامتی و نشاط می کنند. لازم به ذکر است که آتش، در دین باستانی ایرانیان یا زرتشتی عنصری مقدس است و به همین روی نوعی دعا و پرستش در این مراسم نهفته است.
شخصیت حاجی فیروز در این شب با جامه قرمز خود حاضر شده و با دوده حاصل از سوختن بوته ها صورت خود را سیاه می کرده و برای جشنهای بعدی نوروزی آماده می شده است.
مراسم شال اندازی در گذشته در روستای کفشگران رایج بوده ولی امروزه این رسم زیبا به فراموشی سپرده شده است. در این مراسم، مردان جوان به پشت بام خانه ها رفته و شال بلند یا چادری را آویزان می کنند و منتظر می شوند. صاحب خانه معمولا آجیل یا شیرینی یا سکه ای را در آن چادر قرار می دهد. گاه صاحبخانه ناراضی ممکن است زغال افروخته ای را در این شال بگذارد که البته این حالت بسیار نادر است. اصل این مراسم برای خواستگاری بوده است و جوانان به این ترتیب به نوعی تقاضای خواستگاری می کرده اند.
خوردن آجیل و تنقلات و میوه و جمع شدن فامیل و خانواده ها نیز از دیگر برنامه های چارشنبه سوری و شب عید است. در گذشته، پدر بزرگها و مادر بزرگها خاطرات خود و یا قصه ها و متلهای عامیانه را برای بقیه تعریف می کردند.
امروزه علاوه بر پریدن از روی آتش، از ترقه ها، فشفشه ها و مواد محترقه گوناگونی نیز استفاده می شود که گویا این کار قدمت چندانی ندارد و برگرفته از فرهنگ دیگر کشورهاست. به این ترتیب سر و صدای ترقه های کوچک و بزرگ تا ساعتها و حتی تا روزها در روستای کفشگران شنیده می شود و معمولا این کار تا اواخر تعطیلات عید نیز ادامه می یابد.
آخرین پنجشنبه سال به یاد درگذشتگان برگزار می شود و کفشگرانیها ضمن دیدار از گورستانها، برای مردگان خود خیرات می دهند. با غروب هوا، تقریبا تمامی خانواده های کفشگرانی شروع به پختن حلوا می کنند و این حلوا را سر شب بین همسایه ها پخش می کنند.
آخرین بعد از ظهر پیش از عید را الفه گویند و رسم است که در این روز باز هم به دیدار اهل قبور بروند.
در سالهای نه چندان دور در غروب الفه خانواده بزرگان هر فامیل در روستا دیگ غذائی را آماده میکردند و بعد از پختن غذا توسط دخترهای خانواده یکی یکی درب منزل زوجهای جوان فامیل برده و در شب عید به آنها هدیه میکردند.سینی که معمولا داخل آن بشقابی غذا به همراه میوه و آجیل و شیرینی،همچنیتن شمع و معمولا قالبی صابون بود به زوجهای جوان فامیل هدیه می شد و این امر هر ساله به صورت جشنی درمیآمد که بزرگ فامیل می بایست آنرا انجام دهد.
فلسفه این سنت زیبا این بود که در شب عید زوجهائی که تازه زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند و احتمالا با مشکلات اقتصادی مواجه بودند در شب نوروز سفره آنها خالی نباشد و شب عید را با سفره ای پر به سر کنند.امروزه با کمال تاسف این رسم بسیار زیبا به دلایل مشکلات اقتصادی خانوارها و همچنین عدم حمایت مسئولین فرهنگی کشور رو به فراموشی نهاده و کم کم دستخوش تغییرات زمان میگردد.
در برخی از خانوادها رسم است که همه افراد یک خانواده یا فامیل شب عید در منزل والدین یا برادر و خواهر بزرگتر جمع شوند. میزبان غذای شب عید تهیه می کند که همه ساله ثابت است و معمولا ماهی و یا غذاهای سنتیست و هر خانواده سعی می کند همین غذا را در شبهای عید سالهای بعد هم بپزد. با نزدیک شدن زمان تحویل سال سفره هفت سین چیده می شود و میزبان اسکناس یا سکه های نو را در لای قرآن می گذارد. اهل خانه لباسهای نو می پوشند و منتظر تحویل سال می مانند. تحویل سال با ترقه بازی و روشن کردن کوزه (نوعی نور افشانی) اعلام می شود و معمولا چند دقیقه فضای روستا با سر و صدای ترقه ها پوشیده می شود. بعد از آن، همه اعضای خانواده با هم روبوسی می کنند و سال نو را به هم تبریک می گویند. پدر یا فرد دیگری قدری قرآن می خواند و اسفند دود می کند. بعد سکه ها یا اسکناسهای نوی لای قرآن را به عنوان عیدانه به تک تک اعضای فامیل می دهد. دیگر اعضای بزرگسال خانواده هم به نوبه خود پول یا هدایایی را به دیگران می دهند. بعد از آن میهمانان با شیرینی و آجیل پذیرایی می شوند و ممکن است شروع به رقص و پایکوبی کنند.
دید و بازدید نوروزی:
چند ساعت بعد از تحویل سال، دید و بازدید نوروزی با آمدن فامیل ها به خانه ریش سفید فامیل آغاز می شود. ممکن است گروهی از مردان و زنان بدون فرزندان خود این کار را به سرعت انجام دهند و بعدها مجددا با فرزندان به دیدار بزرگان فامیل بروند. معمولا صبح اولین روز سال و پیش از شروع دید و بازدیدها، کفشگرانی هابا لباسهای نو به گورستانهای شهر رفته و با درگذشتگان خود دیداری تازه می کنند. اگر خانواده ای کسی را در سال گذشته و بویژه در ماههای آخر سال از دست داده باشد معمولا به جای مراسمی به نام نوعید برگزار می کند و میزبانان بزرگسال به دیدار آن خانواده رفته و فاتحه می خوانند و با آنان دیدار می کنند. رسم است در هر دیدار عید، میزبان با چای یا شربت، شیرینی های مختلف و نیز میوه و آجیل از میهمانان پذیرایی کند و سپس ساعتی را با میهمانان به گفتگو بنشیند. هنگام خروج، میزبان به کودکان میهمان عیدانه می دهد و جمع آوری و شمارش عیدانه، یکی از سرگرمی های کودکان در این روزهاست. هر دیداری، بعد از دو سه روز با یک بازدید همراه می شود. دید و بازدیدها در چند روز اول به خانواده و اقوام نزدیک اختصاص دارد و بعد از آن به دوستان و همکاران می رسد. از آنجا که میهمانان زیادی در نوروز به روستا می آیند دعوت به صرف شام و ناهار به صورت کاملا فشرده در این زمان انجام می شود. مثلا ممکن است چند خانواده برای ناهار جایی میهمان باشند و شب همان گروه برای صرف شام، جای دیگری گرد آیند. به هر حال، سیزده روز عید با دید و بازدیدها و سورچرانی همراه است.
سیزده بدر:
خصلت طبیعت دوستی و گردشگری ایرانیها و به تبع آن کفشگرانیها باعث شده تا سیزده بدر از اهمیت فراوانی برای آنان برخوردار باشد. غذای سیزده بدر عموما همان غذایی است که شب عید تهیه می شود. مثلا اگر خانواده ای رسم داشته باشد که شب عید خورش قیمه بخورد روز سیزده بدر هم همان غذا را درست می کند. به هرحال، با روشن شدن هوا، خانواده ها، سبزه ها را جمع آوری کرده و با غذا و تنقلات فراوان به دامن صحرا و طبیعت می روند و تا غروب همانجا می مانند. این روز زیبا با بازگرداندن ماهیها و سبزه ها به طبیعت گرامی داشته می شود و خانواده ها ساعات خوشی را در کنار هم می گذرانند و انواع بازیهای گروهی را انجام می دهند که از میان آنان می توان به اله چو و تنور اشاره کرد. کوهپایه های کفشگران رویشگاه گیاهان خوراکی فراوانی است و در این روز خانواده ها سعی می کنند کنگر، ریواس، شنگ، شبدر و یا گیاهان دارویی و خوراکی بچینند. گره زدن سبزه برای گشایش بخت دختران جوان در کفشگران بسیار رایج است.




خدمت شما سلام وخداقوت عرض می کنم امید است هرروز سرافرازتر از دیروزتان باشید.
جناب آقای ترابی از اقدام شما در معرفی روستای زیبا و دوست داشتنی کفشگران تشکر میکنیم . امیدوارم همانطور که امام بزرگ فرمودنند که : امیدوارم روزی برسد که بشریت مسلسلها راتبدیل به قلم کند
. روستای زیبا کفشگران روزگاری نه چندان دور گفتار تعصبات قومی و قبیله ای بود و هر از چندگاهی جنگی خونین در میگرفت که گاها کشته ای به جا میگذاشت . من بسیار خرسندم که جوانان برومندی مانند شما به عوض اینکه تفنگی در پستوهای خانه خود پنهان کند قلمی با افتخار در دست میگیرد و به ارتقای فرهنگ منطقه کمک میکند . برای شما و همه دوستانتان آرزوی بهترینها را دارم / داریوش
دوست عزیز و هم ولایتی عزیزم سلام. از حسن سلیقه و قلم خوب شما تشکر میکنم و به خودم میبالم. امیدوارم همیشه در معرفی فرهنگ اصیل و ناب روستاییمان کوشا و بیش از پیش موفق باشید.