مرخصی ۱۱ میلیون امریکایی برای تماشای قسمت آخر سریال بازی تاج و تخت

۱۱ میلیون آمریکایی به دلیل پخش آخرین قسمت سریال «بازی تاج و تخت» قصد دارند روز دوشنبه در محل کار خود حاضر نشوند.

مرخصی ۱۱ میلیون امریکایی برای تماشای قسمت آخر سریال بازی تاج و تختبه گزارش خبرداغ به نقل از یورو نیوز، قرار است آخرین قسمت از سریال «بازی تاج و تخت» یکشنبه شب از شبکه «اچ بی او» پخش شود. نتیجه تحقیق موسسه هریس نشان می‌دهد که ۳۴ درصد کارمندان آمریکایی قصد دارند آخرین قسمت این سریال پرطرفدار را تماشا کنند.

درحالیکه آخرین قسمت سریال «بازی تاج و تخت» تنها ۸۰ دقیقه طول خواهد کشید اما بسیاری از آمریکایی‌ها قصد دارند پس از تماشای آن در مهمانی و جشن‌های ویژه پایان سریال محبوب خود شرکت کنند. گروهی از تماشاگران این سریال نیز از پرسش‌های احتمالی که آخرین قسمت «بازی تاج و تخت» در ذهن آنها پیش خواهد آورد، به عنوان دلیل عدم حضورشان در محل کار در روز دوشنبه یاد می‌کنند.

از سوی دیگر پیش‌بینی می‌شود نزدیک به شش میلیون کارمند آمریکایی که به‌طور معمول یکشنبه شب باید به فعالیت حرفه‌ای خود مشغول باشند نیز سر کار نخواهند رفت.

افرادی که قصد دارند یکشنبه شب و روز دوشنبه در محل کار خود حاضر نشوند از مرخصی با حقوق یا مرخصی استعلاجی استفاده خواهند کرد.

نتیجه تحقیق موسسه هریس علاوه بر این حاکی است که احتمالا نزدیک به سه میلیون آمریکایی روز دوشنبه دیرتر از موعد مقرر در محل کار خود حاضر خواهند شد.

طرفداران بازی «تاج و تخت» در اغلب کشورهای اروپایی باید تا ساعت سه صبح دوشنبه برای تماشای آخرین قسمت این سریال صبر کنند.

ایلنا

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

بازدید رایگان از موزه بانک ملی ایران در روز جهانی موزه

به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی موزه، موزه بانک ملی ایران روز شنبه 28 اردیبهشت جاری به صورت رایگان میزبان گردشگران و بازدیدکنندگان است.

بازدید رایگان از موزه بانک ملی ایران در روز جهانی موزهبه گزارش خبرداغ به نقل از روابط عمومی بانک ملی ایران، علاقه مندان در بازدید از این موزه
می توانند ضمن اطلاع از سیر تحول بانکداری در ایران، از آثار فاخر متعلق
به ادوار مختلف تاریخی و سبک های مختلف هنری نیز بازدید کنند.

علاوه
بر این بازدیدکنندگان می توانند از نمایشگاه موقت موزه بانک ملی ایران که
با همکاری سفارت و بانک مرکزی کشور الجزایر در حال برگزاری است دیدن کنند و
با آثاری از این کشور شامل اسکناس های نمونه، صنایع دستی، لباس های محلی و
تاریخ آن آشنا شوند.

موزه
بانک ملی ایران در خیابان فردوسی، بالاتر از خیابان سرهنگ سخایی واقع و
ساعت بازدید آن روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت 13 تا 17 است.

گفتنی
است هر ساله با هدف ارتقای جایگاه موزه بین مردم جهان، موزه های کشورهای
مختلف با همکاری شورای بین المللی موزه، این روز را گرامی می دارند.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

پیام دکتر مونسان به‌مناسبت روز بزرگداشت فردوسی/ «شاهنامه» نامه ماندگاری مرز پرگهر ایران است

معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در پیامی به‌مناسبت 25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی، شاهنامه را دانشنامه فرهنگ و تاریخ ایرانیان و از بزرگ‌ترین شاهکارهای ادبیات جهان توصیف کرد.

پیام دکتر مونسان به‌مناسبت روز بزرگداشت فردوسی/ «شاهنامه» نامه ماندگاری مرز پرگهر ایران استبه‌گزارش خبرداغ به نقل از  میراث‌آریا ،متن پیام دکتر علی‌اصغر مونسان به این مناسبت به شرح زیر است:

«به‌نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد.

25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی، روز گرامی‌داشت نگاهبان و پدر زبان فارسی، مناسبتی که در تقویم ملی به‌نیکی روز پاسداشت زبان فارسی نیز نام‌گذاری شده است. حکیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی توسی بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ایران و یکی از برجسته‌ترین حماسه‌سرایان جهان است و بی‌تردید از باب چنین شکوه و عظمتی است که رهبر فرزانه‌مان فردوسی را خدای سخن و بر فراز قله ادبیات پارسی توصیف می‌کنند.

شاهنامه حکیم توس گنجینه‌ای از حکمت و اخلاق، فرهنگ و اندیشه، داشته‌های معرفتی و باورهای اعتقادی ایرانیان است که با ناب‌ترین واژه‌ها و زیباترین داستان‌ها روایت شده است. در اهمیت شاهکار بی‌بدیل حماسه‌سرای خراسان اگر بگوییم شاهنامه دانشنامه فرهنگ و تاریخ ایرانیان است سخن به اغراق نگفته‌ایم و فردوسی خود نیز به اهمیت کار بزرگش واقف بوده و به‌درستی نتیجه‌ی رنج سی‌ساله و ماحصل تمام اندوخته‌های مادی و معنوی خویش را این‌گونه سروده است: «پی افکندم از نظم کاخی بلند/ که از باد و باران نیابد گزند».

فردوسی هرچند زاده خراسان، اما گستره فرهنگی شاهنامه‌اش به‌وسعت «ایران‌شهر» و اندیشه‌های والایش ورای مرزهای جغرافیایی و عرصه‌ای به فراخنای «جهان‌شهر» است.

اما فراتر از غنای محتوایی و موضوعی شاهنامه، این زبان و کلام فردوسی است که اثرش را جاودانه کرده است، تا جایی که پس از 10 قرن، هنوز و همچنان بر دل‌وجان مخاطب امروز می‌نشیند و دغدغه‌های فرهنگی ایرانیان را به‌روشنی و زیبایی بازگو می‌کند. ازاین‌روست که دیوان نگاهبان بزرگ زبان فارسی، در کنار آثار حافظ و سعدی و مولانا همواره مهمانِ خانه و کاشانه یکایک ایرانیان بوده است، و نسخه‌ای از آن نیز هم‌نشین شاهکارهای تاریخ ادبیات بشر در بزرگ‌ترین کتابخانه‌های جهان.

«شاهنامه فردوسی» نامه ماندگاری مرز پرگهر ایران است و جاودانگی پهلوانان و پاکانی که نام و نشان خود را میراث هر ایرانی کرده‌اند تا جهان بر آستان قامت استوار و پرغرور آنان سر تعظیم و ستایش فرود آورد.

آنچه فردوسی را در ذهن و دل ایرانیان مسلمان ماندگار کرده، عشق زلال او به ایران‌زمین و ارادت خالصانه او به اهل‌بیت (ع) بوده است: «منم بنده‌ اهل‌بیت نبی/ ستاینده‌ خاک‌پای وصی»؛ و آنچه شاهنامه را در جهان جاودانه ساخته، غنای شگفت‌انگیز و منحصربه‌فرد کلامی و محتوایی آن است. بی‌تردید در سایه چنین گنجینه‌هایی، فرهنگ و تاریخ سرزمین وسیعمان ایران، هیچ‌گاه دستخوش فرسودگی و پژمردگی، سکون و سکوت، ایستایی و میرایی نخواهد شد. ایران اسلامی با نام فردوسی و سعدی، حافظ و مولوی، و دیگر ستارگان علم و ادب این مرزوبوم فرهنگ‌پرور زنده و پویاست و همین آموزه‌های معرفتی درآمیخته با معنویت و دین‌مداری، دژی مستحکم در صیانت از هویت اصیل و ماندگار ایرانیان به‌وجود آورده است.

25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فخر شعر و ادب پارسی حکیم ابوالقاسم فردوسی بر همه ایرانیان فرهنگ‌دوست و هنرپرور سراسر جهان گرامی باد.»

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

قدردانی رئیس سازمان میراث‌فرهنگی از شهروند فرهنگ‌دوست بانه‌ای

«تحویل و اهدای ۹ قلم شیء تاریخی ارزشمند متعلق به ۳هزار سال پیش از سوی
شهروند بانه‌ای، اقدامی ستودنی و تحسین‌برانگیز است که باید به‌عنوان
الگویی ارزنده و آموزنده به همگان معرفی شود. 

اینجانب ضمن قدردانی از این شهروند وظیفه‌شناس و فرهنگ‌دوست، امیدوارم
فرهنگ مشارکت مردمی در پیشگیری از تهدید و تخریب آثار تاریخی و فرهنگی و
صیانت از این داشته‌های ملی به امری همگانی تبدیل شود.»

به تازگی یک شهروند اهل بانه اشیای تاریخی متعلق به هزاره اول پیش از
میلاد را پس از پیگیری‌های خود و جمع‌آوری از روستاهای این شهرستان،
اهدا کرد.

این شهروند که تمایلی به ذکر نام خود نداشت ۹ قلم شیء تاریخی مربوط بە
حدود ۳هزار سال پیش را کە کشاورزان منطقە در شخم‌زنی زمین یا بە‌صورت
اتفاقی به‌دست آوردە بودند جمع‌آوری کرد و به ادارە میراث‌فرهنگی شهرستان
بانە تحویل داد.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

نامه همسر مهناز افشار به طلبه جوان: از تریبون امروز خود استفاده و از اتفاقات آینده پیشگیری کنید

شاید دانستن این نکته برای شما جالب باشد؛ هم بنده و هم خانم افشار، چند سالی است که در دوره ریاست پیشین قوه قضاییه از همین رسانه های ویژه به دلیل نشر اکاذیب در پردازش موضوع واردات شیر خشک های فاسد و کور و کشته شدن هزاران نفر شکایت کرده ایم، اما حتی دل نگرانی برای سلامتی هزاران نوزاد مورد ادعا هم باعث نشده است که با چنین سرعت و غیرتی به این شکایت ها رسیدگی شود، چه برسد به پیگیری!

نامه همسر مهناز افشار به طلبه جوان: از تریبون امروز خود استفاده و از اتفاقات آینده پیشگیری کنید

به گزارش خبرداغ ، در پی شکایت روحاني جوان بابلي سید غفار دریاباری از مهناز افشار ،
ياسين رامين گفت: هموطن روحانی … “مرد خدا” باشید و بگذارید ما بندگان
خدا از گفتار و کردار شما پند آموزی کنیم.

ياسين رامين همسر خانم افشار در نامه اي به روحاني جوان بابلي نوشت:

چند
روزی است که جنابعالی در صدر خبرهای رسانه ای قرار دارید و به دلیل اصرار
بر شکایت از “مهناز افشار” مورد حمایت و بهره برداری صداوسیما و برخی رسانه
های ویژه هستید.

روحانیون در تمام ادیان و فرهنگ
های جهان به عنوان “مردان خدا” همواره دارای جایگاه رفیع و مورد وثوق و
احترام مردمان پاک سرشت و خداپرست بوده اند و هرچند نوسانات تاریخ در تقویت
و یا تضعیف این جایگاه تاثیرگذار بوده، اما اصل آن همچنان استوار مانده
است.

این مرقومه را برایتان می نویسم چون به نظر
می رسد امروز شما در جایی قرار گرفته اید که گفتار و کردارتان چو نیک باشد,
می تواند در این سیر تاریخی تاثیرگذار باشد.

چندی
پیش توییتی در فضای مجازی منتشر شد که فحوای آن تبلیغ تن فروشی زنان و
دختران این مرز و بوم بود و همسر بنده به عنوان یک زن ایرانی نسبت به آن
واکنش داشت و جویای رگ غیرت مردان ایرانی شد. نکته قابل تامل این است که
توییت مورد اشاره، به مدت شش روز در حال دست به دست شدن در فضای مجازی بود
تا اینکه همسر بنده به دلیل عدم برخورد دستگاههای ذیربط، در این خصوص واکنش
نشان داد. در این بین حادثه کشته شدن یک روحانی همدانی، که ظهر همان روز و
چندین ساعت قبل از توییت خانم افشار اتفاق افتاده بود، دستمایه طراحی
ناجوانمردانه ای بر علیه وي شد! تروری که به گواه گزارشات و اسناد، چندین
ساعت پیش از توییت همسر بنده صورت پذیرفته بود را به گردن او انداختند!

چه
بسا ممکن است پاسخ این پرسش که کشته شدن یک هموطن ملبس در همدان با چه
انگیزه ای صورت پذیرفته است، متاسفانه بدلیل کشته شدن قاتل هرگز برملا
نشود؛ حال آنکه سخنگوی محترم قوه قضاییه نیز پس از بررسی های لازمه، هرگونه
ارتباط بین این دو موضوع را اساسا تکذیب کرده اند.

نخستین
ابهام درباره شکایت جنابعالی با عنوان “نشر اکاذیب”، این است که در حالی
که توییت مورد اشاره به نام شما نبوده و شما هم انتساب این اکانت به خود را
تکذیب کرده اید، استفاده اکانت مورد اشاره از تصویر جنابعالی چه ارتباطی
به خانم افشار پیدا می کند و باعث انگیزه شما در طرح شکایت از ایشان شده
است؟ و متاسفانه نکته ای که تا این لحظه از سوی جنابعالی و رسانه های حامی
شما مورد غفلت یا تغافل قرار گرفته است، محتوای پیام منتشر شده و انتساب آن
به یک روحانی است!

در خصوص توییت منتشر شده چهار فرض محتمل است:

اول
آنکه اکانت متعلق به خود جنابعالی بوده و جهت گریز از عواقب قانونی چنین
پیام هایی، محتوا را با عکس خود ولی با نام دیگری منتشر کرده اید.

حالت
دوم این است که “سید مصطفی حجازی” یکی از مریدان شماست و به این واسطه
افکار شما را با عکس خودتان ولی به نام خویش منتشر کرده است.

فرض
سوم هم اینکه اکانت مربوط به شخص ثالثی بوده که هیچ شناخت و ارتباطی با
شما نداشته و صرفا افکار خودش را منتشر کرده است و از بد حادثه عکس
جنابعالی را برای اکانت خویش پسندیده است؛

و حالت چهارم این است که اکانت مربوط به دشمنان شما بوده و با طراحی قبلی در صدد تخریب شما برآمده اند.

در
خصوص فرض اول و دوم اصل را بر صداقت شما می گذارم و آنها را از دایره
محاسبات خارج می کنم. اما آنچه که رسانه های حامی شما انتخاب کرده اند
گزینه چهارم؛ یعنی طراحی از پیش تعیین شده دشمنان می باشد.

این
که چرا دشمن باید برای یک چنین موضوع حساسی جنابعالی را انتخاب کرده باشد،
پرسشی است که اینجا مورد تحلیل بنده نیست زیرا که سخن امروز من با شما چیز
دیگری است.

استحضار دارید که اصولا تشخیص و
احراز هویت، به ویژه در فضای مجازی، با “نام” فرد و تایید ارتباط اکانت با
صاحب نام صورت می گیرد. پس اینکه حامیان شما یا دشمنان شما با اسم خودشان و
یا حتی با اسم جعلی مطلبی را با تصویر شما منتشر کنند، آن مطلب را به
جنابعالی منتسب نمی کند. وجود پرشمار اکانت هایی که با «آی دی» و نام
مستعار و عکسی دلخواه مطالب شان را منتشر می کنند، یکی از جلوه های غیر
قابل انکار فضای مجازی امروز ماست. مثال بارز آن اکانت هایی هستند که با
تصاویر پروفایل رهبری، شعائر اهل بیت ، طبیعت ، بازیگران داخلی و خارجی،
ورزشکاران و … مشغول فعالیت و انتشار همه گونه محتوای درست و نادرست می
باشند و تاکنون مورد اعتراض هیچ کس هم قرار نگرفته اند.

بنابراین
تا این بخش از ماجرا هیچ موضوعی متوجه جنابعالی نبود تا اینکه ناگهان
خودتان و تازه پس از ترور دردناک روحانی همدانی اعلام حضور کردید و عنوان
کردید که تصویر پروفایل آن متن قبیح متعلق به حضرتعالی است! از آنجایی که
همچنان نام گوینده فرد دیگری بود، باز هم کسی نمی توانست مطلب را به شما
منتسب نماید و توطئه ای برای شما طراحی کند؛ اما اصرار شما بر حضور در صحنه
و اعاده حیثیتی که اصلا مخدوش نشده است، شما را در کانون توجهات قرار داد و
در نهایت شکایت از خانم افشار، شما را به سوژه ای موازی و چهره ای مشهور
مبدل کرد: ” طلبه ای که مهناز افشار را دادگاهی کرد”!

سرعت
اعجاب انگیز بازپرس محترم شعبه مربوطه بابل، در رسیدگی به شکایت یک طلبه
جوان در خصوص یک اکانت جعلی و در نهایت “خبر کذب” رسانه های ویژه مبنی بر
“صدور حکم جلب مهناز افشار”، ابعاد تازه ای به این موضوع بخشید.

شاید
دانستن این نکته برای شما جالب باشد؛ هم بنده و هم خانم افشار، چند سالی
است که در دوره ریاست پیشین قوه قضاییه از همین رسانه های ویژه به دلیل نشر
اکاذیب در پردازش موضوع واردات شیر خشک های فاسد و کور و کشته شدن هزاران
نفر شکایت کرده ایم، اما حتی دل نگرانی برای سلامتی هزاران نوزاد مورد ادعا
هم باعث نشده است که با چنین سرعت و غیرتی به این شکایت ها رسیدگی شود، چه
برسد به پیگیری! حال تصور بفرمایید ترکیب بار سنگین انواع اهانت های مربوط
به چهار سال گذشته که به بهانه دروغین موضوع “شیرخشک های فاسد” صورت
میگرفت، با موج جدید تخریب های امروز چه فضای سنگینی ایجاد کرده است!

از
تریبون امروز خود استفاده و از اتفاقات آینده پیشگیری کنید؛ اگر تا امروز
از وجود چنین اکانت هایی با چنین مضامینی مطلع نبودید، امروز به لطف این
جنجال ها آگاه شده اید! اگر موضع امثال جنابعالی صریح و شفاف باشد، هرگز
کسی به خودش اجازه نخواهد داد در پس تصویر یک طلبه یا روحانی، به زبان
پارسی تبلیغ و ترویج تن فروشی به سبک “جهاد النکاح” داعشی را نماید!

شوربختانه
نه صدا و سیما و نه هیچ یک از رسانه های حامی شما نه تنها تا این لحظه از
محتوای توییت منتشر شده اعلام برائت نکرده اند، بلکه صدا وسیما ،از احساسات
جریحه دار شده دختر تازه عروس آن روحانی شهید بی شرمانه در راستای تهییج
هر چه بیشتر فضای عمومی سو استفاده میکند و اصلا در نظر نمیگیرد که به
عنوان یک رسانه ملی اولا باید معیار رفتارش بی طرفی و مواضع رسمی قوه
قضاییه باشد، و ثانیا مسوول ایجاد حس امنیت در جامعه است و نه اشاعه دهنده
هرج و مرج و بی قانونی.

به عنوان یک ایرانی آرزو می کردم؛ ای کاش با لباس پیامبر اکرم (ص) که در صداوسیما حاضر می شدید می فرمودید : 

“خواهرم
پیامت را خواندم ، غیرتمندی یک زن ایرانی را ارج می نهم و علیرغم اینکه
توییت انتسابی ارتباطی با من نداشته است، برای شادی روح هم لباس شهیدم ضمن
محکوم کردن محتوای پیام اکانت جعلی، در این مسیر با شما همراه می شوم؛ و در
عین حال شماها را به دقت بیشتر در رفتار اجتماعی خود و عواقب احتمالی آن
دعوت می کنم!”

در پایان عرض میکنم که انگیزه شما
در طرح این شکایت را بواسطه صیانت از لباستان میدانم و در راستای همان
جایگاه یقین دارم که تخریب ناجوانمردانه آلوده به دروغ و بهتان را بر علیه
هیچ بنده خدایی بر نمی تابید.

هموطن روحانی … “مرد خدا” باشید و بگذارید ما بندگان خدا از گفتار و کردار شما پند آموزی کنیم

ارادتمند مردان خدا

 عصر خبر

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

فیلمسازی بهمن قبادی با راجر واترز

بهمن قبادی تولید فیلم تازه اش را در استانبول ترکیه به پایان رساند. این فیلم سینمایی به تهیه‌کنندگی راجر واترز ستاره موسیقی دنیا ساخته شده است.

فیلمسازی بهمن قبادی با راجر واترزبه گزارش خبرداغ به نقل از سینما
دیلی ، بهمن قبادی تولید فیلم تازه اش را در استانبول ترکیه به پایان
رساند. این فیلم سینمایی به تهیه‌کنندگی راجر واترز ستاره موسیقی دنیا
ساخته شده است.

امیر آقایی بازیگر ایرانی این فیلم است و تعدادی از عوامل پشت صحنه از جمله حسین جعفریان و بهمن اردلان هم ایرانی هستند.

راجر واترز چند روزی در پشت صحنه این فیلم
کنار عوامل حضور داشت. با توجه به حضور راجر واترز پیش بینی می‌شود فیلم
تازه بهمن قبادی بار دیگر درباره موسیقی باشد.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

تذکر شورای نظارت بر صدا وسیما برای پخش گزارش علیه علی دایی

شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما در نامه‌ای خواستار برخورد جدی با عوامل بخش خبری ۲۰:۳۰ در خصوص پخش گزارش نامناسب در مورد برکناری سرمربی تیم فوتبال سایپا شد.

تذکر شورای نظارت بر صدا وسیما برای پخش گزارش علیه علی داییشورای نظارت بر سازمان صدا و سیما طی نامه‌ای خواستار تذکر جدی به دست اندرکاران برنامه خارج از گود بخش خبری ۲۰:۳۰ در خصوص پرداخت غیر حرفه‌ای و جانب داری یک طرفه و عدم استفاده از زبان مناسب در خصوص برکناری سرمربی تیم سایپا شد.

به گزارش خبرداغ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای نظارت بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در این نامه در خصوص عدم حفظ شان و احترام یک طرف موضوع و استفاده از ادبیات نامناسب و نمایش چهره‌ای عصبی از سرمربی برکنار شده تیم سایپا به سازمان صدا و سیما تذکر داده شده است.

برنامه مذکور بصورت کاملا یکطرفه و غیر حرفه‌ای به موضوع پرداخته است و از یک طرف ماجرا بصورت مشخص جانبداری کرده است.

در پایان این نامه آمده است: «ضروری است به دست اندرکاران این برنامه درباره اهمیت حفظ بیطرفی صدا و سیما در اینگونه موارد تذکر جدی داده شود و با خاطی برخورد شود.»

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

پیام تسلیت دکتر مونسان در پی شهادت یک مرزبان غیور

معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با صدور پیامی شهادت مظللومانه مرزبان غیور و جان برکف منطقه مرزی شهرستان گرمی را تسلیت گفت.

پیام تسلیت دکتر مونسان در پی شهادت یک مرزبان غیوربه‌گزارش خبرداغ به نقل از  میراث‌آریا، متن پیام دکتر علی اصغر مونسان به شرح زیر است:

«من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

شهادت مظلومانه و جانسوز شهید والامقام محمد محمودزاده، مرزبان غیور، خدوم و جان برکف نیروی انتظامی در درگیری با حفاران غیرمجاز و اشرار مسلحِ منطقه مرزی شهرستان گرمیِ استان اردبیل موجب تاثر و تالم عمیق اینجانب و جامعه میراث فرهنگی کشور شد.

بدون تردید ملت قدرشناس ایران به ویژه مردم شهیدپرور استان اردبیل همواره از مرزبان فداکار خود که در راه تأمین امنیت و حفظ و حراست از میراث کهن و ارزشمند کشورمان از خون پاک خود گذشت و به لقاء الله پیوست، به بزرگی و افتخار یاد خواهد کرد.

اینجانب با تاکید بر این که حفظ و حراست از میراث فرهنگی این سرزمین کهن وظیفه ای همگانی است، شهادت مرزبان غیور شهید محمد محمودزاده را به مردم مومن و با اخلاص استان اردبیل تسلیت می گویم و برای آن شهید والامقام علو درجات و برای بازماندگان معزی صبر و اجر مسئلت دارم.»

شهید محمد محمود زاده روز دوشنبه 17 اردیبهشت در درگیری با اشرار و حفاران غیرمجاز به فیض عظیم شهادت نایل شد.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

خشایار اعتمادی: در شرایط فعلی حاکم بر موسیقی، کنار نشستن بهتر است/ مخاطبی که ادعا دارد هنرمندی را دوست دارد ولی اثر او را دانلود می‌کند،خیانت کرده است

در اواسط دهه هفتاد، حوالی سال ٧٦،
بینندگان تلویزیون به‌ناگاه با اتفاقی روبه‌رو شدند که در باورشان
نمی‌گنجید. این اتفاق چیزی نبود جز پخش یک ترانه پاپ؛ با شعری از احمد
شاملوی بزرگ و صدای خواننده‌ای که بسیار یادآور صدای یکی از خوانندگان این
آب و خاک بود؛ شباهتی چنان غریب که حتی شایع شد که فلان خواننده به ایران
بازگشته و توبه کرده و صداوسیما هم به پاس این اتفاق صدای او را پخش کرده
است. حالا بیست‌وچند سال از آن روزگار می‌گذرد. صاحب آن صدا که در
کوتاه‌زمانی ستاره شد و درخشید و یکی از نام‌های محبوب و معتبر موسیقی پاپ
ایران شد، خشایار اعتمادی است. کسی که او را خواننده نخستین آلبوم موسیقی
پاپ بعد از انقلاب ایران می‌دانند. دانش‌آموخته رشته اقتصاد بازرگانی؛ در
پنجمین دهه زندگی‌اش با چندین و چند آلبوم و ده‌ها قطعه موسیقی گوناگون
موقعیت و جایگاه غبطه‌برانگیزی
در تاریخ موسیقی پاپ بعد از انقلاب ایران دارد، با این که این روزها به تبع
شرایط نابسامان موسیقی ایران حضور چندان پررنگی در بازار موسیقی ندارد.

خشایار اعتمادی که در ٢٥سالگی با خواندن
ترانه «بارون» با شعری از شاملو به شهرت رسید؛ تاکنون اجراهای زیادی داشته و
در سه جشنواره شرکت کرده که ازجمله آنها می‌توان به جشنواره پاپ و دو
جشنواره بین‌المللی در ایران و جشنواره بین‌المللی موسیقی مسلمانان سارایوو
W.O.M.F اشاره کرد که در این فستیوال‌ها جوایزی هم به دست آورده است.
اعتمادی که همین اواخر درباره حضور کم‌رنگش گفته بود که «به خواسته مخاطبان
امروزی موسیقی پاپ احترام می‌گذارم و سعی می‌کنم در فضایی مشغول به کار
شوم که مخاطبان خاص شنونده آن هستند» از وضع و حال موسیقی ایران گله‌مند
است. او با وجود انتشار آهنگ‌های پرتعداد، معتقد است که «به‌دلیل سیکل
بسیار پرعیبی که در معرفی آثار
موسیقایی وجود دارد، انتشار این کارها فقط برای من هزینه داشته است.»
خشایار اعتمادی بازار موسیقی امروز را هم پر از ابهام می‌داند که «اصلا
مشخص نیست چه اتفاقی در آینده می‌افتد.» او می‌گوید: «من هم دوست ندارم
خواننده‌ای باشم که از ذهن مخاطبان فراموش می‌شود. دوست دارم کنسرت برگزار
کنم و اتفاقاً در یکی – دو سال اخیر اقداماتی انجام داده‌ام اما وقتی دیدم
شرایط برگزاری کنسرت هم برای من و هم برای اسپانسر مناسب نیست، مردد شدم.
وقتی کنسرت‌های باکیفیت جای خود را به اجراهایی داده که مخاطب در آن فقط
حرکات نمایشی، نور، جیغ، فریاد و صدای بیرون آمده از لپ‌تاپ می‌بیند و
می‌شنود، پس دیگر جایی برای من و امثال من وجود ندارد. اینها دردهای بسیار
عمیقی است که بعید می‌دانم کسی به فکر التیام آنها باشد.»

در گفت‌وگویی که در پی می‌آید، خشایار اعتمادی درباره فضای امروز موسیقی ایران حرف زده است. گفته‌هایی سرشار از نگرانی…

آقای اعتمادی عزیز! چند وقتی است که خبری از شما نیست؛ نه آلبومی نه کنسرتی.

اوضاع موسیقی این روز است دیگر. شرایط جوری است که چاره‌ای نمی‌ماند جز در حاشیه ماندن.

حضور، بهترین راه برای تغییر دادن شرایط نیست؟

وقتی نشود کار خوب ارائه داد، نه. به هر
حال، هم من از خودم توقعاتی دارم و هم مخاطب، بنابراین در این شرایط بیمار،
چون نمی‌شود این توقعات را پاسخ داد، پس همان دور نشستن بهتر است.

این که انرژی‌تان را بیشتر بر انتشار تک‌آهنگ متمرکز کرده‌اید، به این دلیل است؟

خب، در شرایط فعلی تنها راه است برای حضور در فضای موسیقی و نفس کشیدن در این هوا – که آلوده است، اما به هر روی دنیای ماست دیگر.

می‌توانید بگویید در ماه‌های آتی مخاطبان و هواداران‌تان انتظار چه اتفاقاتی را باید از شما داشته باشند؟

من سال گذشته چهار ترک کار کردم که منتشر هم شدند.

برای امسال چه؟ کاری آماده توزیع دارید؟

امسال هنوز کاری را شروع نکرده‌ام و فکر نمی‌کنم که برای ادامه سال هم برنامه خاصی داشته باشم.

اینها که گفتید همه‌شان تک‌آهنگ بودند. آلبوم چه؟ برنامه‌ای در این زمینه ندارید؟

آلبوم که به‌هیچ‌وجه؛ اصلاً. اصلاً نمی‌خواهم و البته منطقی هم نیست که این روزها آلبوم بیرون بدهیم.

کنسرت هم نخواهید داشت؟

همه اینها به شرایط پیش رو بستگی دارد. در
زمینه کنسرت تاکنون که اتفاقی نیفتاده و برنامه‌ای چیده نشده است. البته
یک‌سری حرف‌ها هست که احتمالاً تا یک ماه و نهایت تا یک ماه‌ونیم دیگر مشخص خواهد شد.

می‌توانید روشن و صریح توضیح دهید که چرا با این قاطعیت از منطقی و ممکن‌نبودن تولید آلبوم حرف می‌زنید؟

یک آلبوم خوب، اگر بخواهید از شعر و آهنگ خوب و نوازندگان درست‌وحسابی و حرفه‌ای استفاده کنید، بین سیصد تا چهارصدمیلیون
تومان هزینه دارد. حالا این هزینه‌های بالا را بگذارید کنار عواملی مانند
نبودن قانون کپی‌رایت و البته فرهنگ اجتماعی که مردمش سخت‌شان است برای
دیدن و شنیدن آثار هنری دست در جیب کنند و پول بپردازند. در چنین شرایطی با
هر نوع نگاهی می‌توان به این نتیجه رسید که انتشار آلبوم چیزی جز دور
ریختن پول و سرمایه نیست.

بله؛ اتفاقاً در همین روزهای اخیر
یکی از تهیه‌کنندگان موسیقی آمار ناراحت‌کننده‌ای ارائه داد و گفت که فروش
فیزیکی آلبوم‌ها، حتی آلبوم‌های خوانندگان مطرح و شناخته‌شده به حول‌وحوش
هزار نسخه رسیده است.

می‌بینید! آفتاب آمد دلیل آفتاب. وقتی
کارها فروش نمی‌رود، برای هنرمند دلیل و انگیزه‌ای نمی‌ماند جز کناره‌گیری و
تازه اگر مثل من پوست‌کلفت باشد، بیرون نشستن و منتظر فرصت مناسب برای
حضور دوباره ماندن و به همان حضور گهگاهی قناعت‌کردن.

می‌توانید دلایل این شرایط را تحلیل کنید؟

این‌جور موقعیت‌ها و شرایط یک دلیل مشخص و
منحصربه‌فرد ندارد که به آن اشاره کرد و تمام. وقتی شرایطی چون موقعیت
امروز بازار موسیقی پیش می‌آید، طبیعی است فکر کنیم که یک‌سری عوامل و
عناصر در کنار هم و با اثر متقابلی که روی هم گذاشته‌اند، شرایطی چنین
نابسامان را حاصل آورده‌اند.

مثلاً؟

مثلاً نبود کپی‌رایت. مثلاً کم‌دانشی و
البته کم‌توانی یا ناتوانی بخش خصوصی در موسیقی. مثلاً سیطره یک گروه
انگشت‌شمار بر کل بازار موسیقی.

به‌خصوص کپی‌رایت که شاید بشود آن را عامل اصلی تیراژهای پایین آلبوم‌ها دانست.

از این هم بیشتر. در مورد تک‌آهنگ‌ها هم این قضیه وجود دارد، البته به حادی
مورد آلبوم نیست. الان به‌دلیل نبود قانون کپی‌رایت، شما هر کاری با هر
کیفیتی و با صرف هر هزینه‌ای تولید کنید و به بازار بدهید، در یک چشم
به‌هم‌زدن می‌بینید که آلبوم‌تان در این سایت‌های دانلود غیر مجاز
دست‌به‌دست می‌شود و کاری هم از کسی برنمی‌آید.

در این زمینه مخاطبان خواننده‌ها هم کم تقصیر ندارند. نه؟

قطعاً. مردم اگر حمایت کنند، حتی اگر هم
حمایت نمی‌کنند، این نکته را قبول کنند که دزدی آهنگ چندان فرقی با
دزدی‌های دیگر ندارد – چون این هم سرمایه و انرژی و زحمت افرادی است که به
تاراج می‌رود – درصد زیادی از معضل دانلودهای غیر مجاز حل خواهد شد.
این‌جاست که حرفی را که قبلاً هم زده بودم، یک بار دیگر تکرار می‌کنم که
مخاطبی که ادعا دارد هنرمندی را دوست دارد و در عین حال می‌رود و اثر او را
دانلود می‌کند، باید به این علاقه شک کرد. این دوست‌داشتن نیست. خیانت است
و در میان‌مدت خواننده را زمین می‌زند.

آقای اعتمادی؛ وقتی با کسانی که
آهنگ‌ها را از مراکز دانلود غیر مجاز به‌دست می‌آورند، حرف می‌زنیم،
می‌گویند که کارها کیفیت لازم را ندارد و ارزش این‌که آدم پایش پول بدهد،
ندارد.

خب
در مورد کیفیت کارها که من خودم بارها و بارها اعتراض کرده‌ام اما این
نافی مسئولیت افرادی که حق خواننده و هنرمند را نادیده می‌گیرند، نیست.
انگار شما در بازار در مورد یک جنس بی‌کیفیت، مثلاً یک شلوار بدرنگ این حق
را برای خودت قائل باشی که آن را بدزدی. می‌شود؟ معلوم است که نه.

پس این را قبول دارید که کیفیت کارها ضعیف است؟

حتماً. این را که بارها گفته‌ام، حتی به شوخی می‌گویم که آلبوم‌هایی که تولید می‌شود، همان بهتر که تولید نشود.

چرا این‌جوری شده اوضاع؟

همه‌چیز به سیاست‌های کلان بازمی‌گردد.
می‌بینیم که کل بازار موسیقی در دست یک عده انگشت‌شمار است و آنها هستند که
این هنر و صنعت را می‌چرخانند. افرادی که هم در نهادهای دولتی دست دارند،
هم سالن‌های کنسرت را در اختیار دارند، هم فضای رسانه‌ای را دست گرفته‌اند و
هم از هر جنبه‌ای که نگاه کنی، دست بالا را دارند. اینها به چنان قدرتی
رسیده‌اند که هر کسی را، با هر کیفیتی، دلشان بخواهد بالا می‌برند. پرزنت‌شان
می‌کنند، کنسرت‌های پشت سر هم برایشان می‌گذارند و هر کاری که برای مطرح
کردن خواننده‌ای لازم باشد، انجام می‌دهند. این یعنی یک بازار ناسالم که
حتی اگر هم بدبینانه نخواهیم بگوییم که در پی اهداف یک عده خاصی شکل گرفته،
اما این را ناچاریم بگوییم که با سلیقه آن عده حرکت می‌کند.

تلویزیون هم که چنین شرایطی دارد. نه؟

این که درست است اما مهم‌تر از آن این است
که در تمام جوامع تلویزیون بهترین فضا برای تبلیغ آثار موسیقی است، اما ما
از این امکان محرومیم.

یعنی همه چیز تبلیغ است؟

هم بله و هم نه. فقط از نظر تبلیغ تجاری
کار این موضوع را نگفتم. فراموش نکنید که موسیقی و در کل تمام کارهای هنری،
پیش از این که فرد ستاره شود، درآمد زیادی ندارد و جوانی که سراغ هنر
می‌رود، بیشتر جویای نام است. حالا وقتی قسمت اعظم خوانندگان را تلویزیون
نشان نمی‌دهد و همه چیز در اختیار چند چهره معدود است، آیا انگیزه‌ای
می‌ماند؟ نبود کپی‌رایت و دانلود غیر مجاز و… این حرفه را از نظر مالی
داغان کرده، حالا اگر نام و نشان این کار را هم ازش بگیریم، دیگر چه می‌ماند؟

البته خیلی‌ها در فضای مجازی یک امپراتوری برای خودشان راه انداخته‌اند و ادا و اطوارهایشان بیشتر از سوپراستارهای هالیوودی است.

من با آنها کاری ندارم. آنها از قبیل همان به اصطلاح خواننده‌ای هستند که تهیه‌کننده‌اش پیش چشم مطبوعات و رسانه‌ها رفتاری باهاش کرد که حیرت‌انگیز بود و جناب خواننده هم با پررویی ایستاد و تماشایش کرد و شاید هم تشویقش کرد. خب
معلوم است که در چنین فضایی برای کسی چون من کار نباشد. من به چنین افرادی
اجازه نمی‌دهم پیش پای من بایستند، چه رسد به این که چنان رفتاری با من
داشته باشند.

دوره‌ای که شما، حوالی سال ٧٦ گل کردید، یادتان است؟ آیا واقعاً باور می‌کردید که اوضاع در دو دهه به این‌جا برسد؟

اگر می‌دانستم که اوضاع این‌گونه می‌شود
که با آن امیدواری وارد عرصه نمی‌شدیم. آن سال‌ها یک امیدی در من بود که
آینده را روشن‌تر و سفیدتر می‌دیدم. اگر چه فضای سیاسی جامعه مه‌آلود بود و
معلوم نبود آینده به کجا می‌رود اما در همان شرایط هم آدم امیدهای خود را
بارور می‌دید.

شما نخستین نسل خوانندگان پاپ بودید. می‌توانید درباره روندی که باعث شد موسیقی پاپ شکل گرفته و رشد کند، حرف بزنید؟

من نه درباره آن روند که درباره خودم حرف می‌زنم. سال ٧٣-٧٢ یادم است که موسیقی پاپ در سکوت مطلق بود.

و شما وارد میدان شدید.

خیلی سخت بود. همان حوالی ٧٣ بود که با کسانی چون فواد حجازی حرکت را آغاز کردیم. یادم است روی غزلی از حافظ بود. ما با یک انرژی عظیم خودانگیخته وارد میدان شده بودیم. من، فواد حجازی، علیرضا عصار، شادمهر عقیلی و مجید رضازاده.

نسل قدرتمندی بود و همه در زمان خودشان دیده شدند.

بله؛ البته موانع همچنان وجود داشت. مثلاً
یادم است که کارهایم را در رادیو پخش نکردند اما در ارشاد مدیران دلسوزی
بودند که سعی می‌کردند به درد موسیقی پاپ بخورند. اما امروز، نه. همه چیز
در پول خلاصه می‌شود. در افرادی که همه فضاها را در اختیار دارند. البته
همان‌گونه که گفتم اگر بنا را بر فضایی بگیریم که در حال حاضر در آن نفس
می‌کشیم، من خیلی‌خیلی خوشحالم که در این وادی که لیاقت آثار من و امثال من
را ندارد، حضور پررنگی ندارم.

 روزنامه شهروند

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

نام جایگزین «ماه عسل» مشخص شد

جایگزین برنامه «ماه عسل» برنامه‌ای با نام «ماه ماه» است.

نام جایگزین «ماه عسل» مشخص شدبه گزارش خبرداغ ، روابط عمومی صداوسیما با انتشار خبری به طور رسمی اعلام کرد بنیامین بهادری خواننده پاپ با اجرای برنامه «ماه ماه» جایگزین برنامه «ماه عسل» می‌شود که بیش ۱۲ سال برنامه همیشگی پیش از افطار شبکه سه و با اجرای احسان علیخانی بود.

«ماه ماه» پیش از اذان مغرب روی آنتن شبکه سوم سیما خواهد رفت.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی