امین حیایی: سیاسی نیستم و یک بار هم رای ندادم / یک بار در جریانی سیاسی قرار گرفتم که اصلا قصدی نداشتم و فقط در آن فیلم بازی کردم

امین حیایی، بازیگر فیلم‌های سینمایی «شعله ور» و «دارکوب» حاضر در جشنواره مقابل فریدون جیرانی و شیما غفاری در برنامه 35قرار گرفت و به سوالات آنها پاسخ داد.

امین حیایی: سیاسی نیستم و یک بار هم رای ندادم / یک بار در جریانی سیاسی قرار گرفتم که اصلا قصدی نداشتم و فقط در آن فیلم بازی کردم

به گزارش خبرداغ ، امین
حیایی، بازیگر فیلم‌های سینمایی «شعله ور» و «دارکوب» حاضر در جشنواره
مقابل فریدون جیرانی و شیما غفاری در برنامه 35قرار گرفت و به سوالات آنها
پاسخ داد.

فصل جدیدی در بازیگری تو ایجاد شده است. در مورد این فضای جدید نظرت چیست؟

فضای جدید فضایی است که در انتخاب‌هایم تصمیماتی جدید گرفتم؛ در برخی
مواقع به دل مردم نقش انتخاب می‌کنم و برخی انتخاب‌ها را نیز برای دل خودم
پذیرفتم. در یک برهه فلیمنامه‌هایی از سوی حمید نعمت‌الله، بهروز شعیبی و
سیاوش اسعدی به دستم رسید که چون متفاوت و جدید بودند، آنها را پذیرفتم.

از این به بعد تصمیم داری نقش را انتخاب کنی؟
سن من
بالا رفته و دوست دارم با تیمی حرفه‌ای کار کنم تا انرژی لازم و تمرکز را
فقط برای کار خودم بگذارم که تفاوت در بازی‌هایم نیز از همین جا نشأت
می‌گیرد.

زمانی بود که امین حیایی فرصت کار نداشت اما امین امروز را دوست
دارم و خوشحالم که در فیلم‌های جدید می‌درخشد. چالش ایفای نقش در سن و سال
تو چیست؟

احساس می‌کنم همه شرایطی که در گذشته اتفاق افتاد و
روند پیشرفتم تاثیراتی در اخلاقم گذاشت که این تجربیات باعث شد الان چنین
انتخاب‌های خوبی داشته باشم.

چرا «شعله‌ور» اینقدر طولانی شد؟ ما منتظر این فیلم در جشنواره قبل بودیم!
شرایط
سختی داشتیم چون شهرستان‌ها به ویژه کار در آن منطقه خیلی سخت بود اما
مردم به خاطر علاقه شان بسیار کمک کردند. بخش‌های سخت فیلم برخورد با
مشکلات تولید بود و حساسیت‌های نعمت‌الله برای پلان‌هایش بسیار زیاد بود که
حتی 75 برداشت روی یک صحنه هم داشتیم که البته احساس می‌کنم بجا بود و
باید روی آن زمان می‌گذاشتیم. آقای نعمت‌الله از بازی هنرور هم نمی‌گذرد و
بسیار دقیق است.

در این فیلم با پسرتان همبازی هستید. اگر به جای او کس دیگری بود، رابطه‌تان در می‌آمد؟
اگر پسر بازیگری بود و می‌توانست بازی کند می‌توانستیم انجام دهیم اما خود نعمت‌الله می‌خواست همخونی پدری و پسری خوب در بیاید.

تجربه کار با زری خوشکام چطور بود؟
تجربه کار با زری خوشکام خیلی خوب بود و حس‌هایشان مثل یک مادر خیلی واقعی بود.

شعله ور بر خلاف «رگ خواب» فیلمی مردانه است و جذابیت دارد چون
کمتر به مردها توجه شده است. با توجه به زمان طولانی تولید کار، نظرتان در
مورد کیفیت فیلم چیست؟

هر چه زمان داشته باشیم بهتر می‌توانیم
فکر کنیم و به نتیجه برسیم اما وقتی سرعت بالا می‌رود مثل فیلم‌های آقای
فرحبخش، کیفیت پایین می‌آید. وقتی فیلمی خاص است و هنری، باید زمان بگذاریم
و آقای شفیعی نیز بسیار کمک کرد.

پسرتان سریع پیشنهاد بازیگری را قبول کرد؟
یادم بود
که بچگی‌اش بازیگری را دوست نداشت اما وقتی به او پیشنهاد داده شد، به من
گفت اگر تو هستی من بازی می‌کنم و این کار را قبول کرد. تجربه‌ای نداشت و
نمی‌دانستم که از پس کار بر می‌آید یا خیر.

وقتی با پسرتان همبازی شدید، بازیگری تان فرقی کرد؟
دارا
خودش رعایت می‌کرد و من هم از بازی او سوپرایز شدم و باورم نمی‌شد دور از
مادرش دو ماه در سیستان باشد و غواصی کند و همراه باشد. تایم دو ماهه پدری و
پسری بسیار خوب داشتیم.

دوره بازیگری رفته است؟
خیر، اما در آکادمی که خودم راه انداختم دوره بازیگری می‌بیند.در آموزشگاه بازیگری خودم از بین 100 نفر استعدادبیابی می‌کنیم.

«دارکوب» چطور است؟
بهروز شعیبی کارگردانی دوست
داشتنی، خوش فکر و سلامت در کار است و تمام تلاشم را کردم که نقش دربیاید.
این فیلم بیشتر برای سارا بهرامی نقشی متفاوت بود. تیم خوبی از نظر کستینگ
بود و آدم‌ها سرجای خودشان بودند و شعیبی نیز خوب بازی‌ها و حس‌ها را منتقل
می‌کرد و من نیز سعی کردم دیالوگ‌ها را عین به عین ادا کنم. خاطر است در
«ناردون»، گویش در نوشتار بود و اگر یک کلام و او را جابجا می‌کردم، لهجه
در نمی‌آمد. بنابراین عین خود دیالوگ‌ها را می‌گویم تا چیزی جابه‌جا نشود.
در «شعله‌ور»، نریشن هم برای دیالوگ‌های ذهنی داریم که کاری سخت و فشرده بود. کار کردن با آقای نعمت‌الله سخت بود.

شیوه بازی گیری نعمت‌الله چطور است؟

خیلی موشکافانه و نکته بینانه است.

بازی هم می‌کند؟
حالت کاراکتر را نشان می‌داد و بعد کنترل می‌کرد و تا رسیدن به آن سطح‌ها چند روزی طول می‌کشید.

بعد از ساخت ایران به سراغ کدام کار می‌روی؟
تصمیم خاصی ندارم اما شاید در فیلم کاهانی کار کنم.

نظرت در مورد کاهانی چیست؟
متفاوت و بسیار روی بازی‌ها و گویش و رفتار حساس است.

جزء معدود بازیگرانی هستید که در فضای مجازی عکس‌العمل دارید. چرا؟
آدم
سیاسی نیستم و واقعیت این است که تا به حال حتی رای ندادم. یک بار هم در
جریانی سیاسی قرار گرفتم که اصلا قصدی نداشتم و فقط در آن فیلم بازی کردم.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

«دردسر» صداوسیما برای پخش زنده افتتاحیه جشنواره فجر

حسین فردرو با اشاره به پخش زنده مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر از تلویزیون، گفت: به نظرم این حرکت‌ها در حد آشتی و ارتباط با مردم است. در واقع آنچه که مردم دوست دارند ارائه شده است؛ بنابراین وظیفه تمام خبرگزاری‌ها و سیستم‌های فرهنگی این است که مردم را تشویق کنند تا از آن‌ها بخواهند این اتفاق ادامه پیدا کند و تلویزیون برنامه‌ها و چهره‌هایی که مردم دوست دارند را بدون دخالت در سیاست و حوزه‌های دیگر ارائه بدهد.

«دردسر» صداوسیما برای پخش زنده افتتاحیه جشنواره فجر

حسین فردرو با اشاره به پخش زنده مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر از
تلویزیون، گفت: به نظرم این حرکت‌ها در حد آشتی و ارتباط با مردم است. در
واقع آنچه که مردم دوست دارند ارائه شده است؛ بنابراین وظیفه تمام
خبرگزاری‌ها و سیستم‌های فرهنگی این است که مردم را تشویق کنند تا از آن‌ها
بخواهند این اتفاق ادامه پیدا کند و تلویزیون برنامه‌ها و چهره‌هایی که
مردم دوست دارند را بدون دخالت در سیاست و حوزه‌های دیگر ارائه بدهد.

به گزارش خبرداغ ، حسین فردرو در گفت‌وگو با ایسنا به پخش مراسم اختتامیه از تلویزیون
اشاره کرد و گفت: اگر تلویزیون برنامه‌ای که سینماگران برای ایام جشنواره
فجر در نظر دارند را شناسایی کرده باشد با مشکلی در پخش مواجه نمی‌شود؛
برای مثال یک سال به دلیل شوخی آقای شریفی‌نیا با خانم گوهر خیراندیش جشن
خانه سینما را ارشاد هم پخش نکرد.

او با اشاره به چالش صداوسیما در پخش مراسم اختتامیه اظهار کرد: بیشترین
چالش صداوسیما در پخش مستقیم مراسم، حجاب مهمانان است. البته سیستم ما به
گونه‌ای است که مراسم می‌تواند چندثانیه با تاخیر پخش شود، مانند مسابقات
جهانی فوتبال. فردی که در پخش می‌نشیند اگر حجاب نامناسبی ببیند می‌تواند
چند ثانیه قبل به جایش یک تصویر دیگر جایگزین کند؛ البته این روش لطمه‌های
زیادی به فوتبال زده است.

این تهیه‌کننده ادامه داد: تعدادی از عوامل صداوسیما کارشان این است و
نمی‌توان خرده گرفت. مدیران و عواملی که من می‌شناسم فضای کارشان حرفه‌ای
است و دیدگاه خوبی دارند اما به هر شکل فشارهایی اعمال می‌شود؛ برای مثال
فردی نگاه می‌کند و می‌گوید این برنامه که اجرا شد مشکوک به رقص، حرام و
… است. در واقع این مسائل صداوسیما را به مسیری می‌برد که تعریف شغلی که
از صداوسیما داریم در هیچ جای دنیا نباشد. ناظرانی که تحت هر عنوانی در
صداوسیما حضور دارند مجموعه‌ای را به وجود آورده‌اند که مدیران هم
نمی‌توانند رهایی پیدا کنند.

فردرو با بیان اینکه تلویزیون مخاطب ثابت خود را از دست داده است، بیان
کرد: برای مثال یک برنامه چالش‌برانگیزی پخش می‌شود که خانمی گفته من
پیشنهاد می‌دهم خانم‌ها پای آقایان را در تشت بشویند و کل مردم ایران در
شبکه‌های اجتماعی این برنامه را می‌بینند. در واقع مردم خیالشان راحت است
که می‌توانند برنامه‌های تلویزیون را بعدا از طریق شبکه‌های اجتماعی هم
ببینند.

او ادامه داد: خبرگزاری‌ها می‌توانند به صداوسیما برای راهیابی به مسیری
که لازم است با مردم باشد، کمک کنند. مطمئنم همه مدیرانی که می‌شناسم یک
مسیر مردمی و شناخت دارند اما همین مدیران در شرایطی قرار گرفته‌اند که
کنترل از دستشان خارج شده و مدیریت خود را برای ایجاد ارتباط لازم با مردم
نمی‌توانند اعمال کنند به دلیل اینکه سریع عوض می‌شوند. از رییس سازمان تا
مدیر گروه در گرفتن تصمیمات لازم، شعور و دانش کافی را دارند اما اجازه
ندارند. در صداوسیما پی در پی شورای نظارتی وجود دارد.

این کارگردان تلویزیونی به وضعیت پخش موسیقی در تلویزیون اشاره کرد و
گفت: مساله موسیقی و نشان دادن ساز در کشور ما دچار وضعیت بدی شده است؛
برای مثال اگر در برنامه‌ای موسیقی زنده باشد نشان ندادن ساز به چالش
صداوسیما تبدیل می‌شود. مجبورند یا لانگ‌شات نشان دهند یا برای دهه فجر اگر
استثنائا بخواهند ساز را نشان دهند، باید معذوراتی را رعایت کنند. همه
کارمندان و مدیران صداوسیما می‌دانند نشان ندادن ساز یک امر نادرست است و
توهین به نوازنده‌هاست اما هیچکس در این خصوص تلاش نمی‌کند.

فردرو اضافه کرد: مساله این است که صداوسیما نخواست کسی از برنامه‌سازان
و کارشناسان علوم اجتماعی دعوت کند. ما همه به دین علاقه داریم و
نمی‌خواهیم آن را نفی کنیم اما بسیاری از چیزها به دین منتسب شده است. در
حال حاضر اثبات شده که موسیقی نقش اساسی در تمام حرکت‌های هنری ما دارد اما
نشان ندادن ساز جریانی شده که احساس می‌کنید فعل حرام است. این سابقه بدی
است که اگر حضرت امام (ره) زنده بود پیش نمی‌آمد؛ کمااینکه در تلویزیون
وجود داشت و بارها پخش کردیم.

او به تاثیر ماهواره بر برنامه‌های صداوسیما اشاره کرد و گفت: از زمانی
که ماهواره‌ها آزاد شدند صداوسیما خیالش راحت شد که ماهواره‌ها ساز و
موسیقی را نشان می‌دهند پس ماموریت خود را به چیزهای دیگر منتقل کرد.
صداوسیما خودش خواست از یک جریان باز که به عنوان رسانه ملی می‌شناسند، به
رسانه شخصی و گروهی تبدیل شود. این مساله ناخواسته در حال اتفاق افتادن است
که کارهایی که صداوسیما می‌تواند انجام دهد به کانال‌های خارج از کشور
منتقل شود. صداوسیما پرچمی را به دست گرفته که مخصوص یک گروه خاص است و
خودش می‌خواهد البته منظور مدیران نیستند.

این تهیه‌کننده با اشاره به پوشش هنرمندان اظهار کرد: من تصور می‌کنم
تلویزیون یک حجاب رویایی را تبلیغ می‌کند و خانم‌های تلویزیون ایران فقط یک
پوشش خاص دارند. ما در جشن‌های تلویزیونی و مراسم نمی‌توانیم پوشش متوسط
را خوب نشان دهیم و بگوییم جامعه ما یک نوع حجاب خاص دارد که می‌بینید. این
کار باید تصحیح شود. در جریان مراسم اختتامیه مدیران و برنامه‌سازان
صداوسیما با این مشکل روبه‌رو هستند و از طرفی ناظران هم حاضر نیستند
بپذیرند در همه جای دنیا هنرمندان به دلیل اصل رقابتی که دارند، در لباس و
برنامه‌هایشان از مردم خاص‌ترند.

او ادامه داد: هر حرکت و محدودیتی در تلویزیون به جامعه هم تسری
می‌یابد. مسوولان تلویزیون این مساله را می‌دانستند اما فکر نمی‌کردند فردی
که تلویزیون نمی‌بیند، کانال‌های دیگر را تماشا کند. به نظرم تلویزیون هر
کاری را که اجازه می‌دهد در دهه فجر در تلویزیون انجام شود به بعد دهه فجر
هم انتقال دهد. اگر صداوسیما می‌خواهد بیننده داشته باشد باید جامعه را به
همان شکلی که هست نشان دهد.

این کارگردان تلویزیونی به پخش زنده مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر
اشاره کرد و گفت: به نظرم این حرکت‌ها در حد آشتی و ارتباط با مردم است. در
واقع آنچه که مردم دوست دارند ارائه شده است بنابراین وظیفه تمام
خبرگزاری‌ها و سیستم‌های فرهنگی این است که مردم را تشویق کنند تا از آن ها
بخواهند این اتفاق ادامه پیدا کند و تلویزیون برنامه ها و چهرهایی که مردم
دوست دارند را بدون دخالت در سیاست و حوزه های دیگر ارائه بدهد.

این مدرس سینما و تلویزیون به تاثیر همراهی مردم با صداوسیما تاکید کرد و
ادامه داد: اگر مدیران را تشویق کنند، مدیران عاملی دوباره برای این حرکت
می‌شوند. اما متاسفانه مردم ما اگر تلویزیون کار خوب کند، سکوت می‌کنند اما
اگر کار بد انجام دهد تنبیه می‌کنند. زمانی که تلویزیون این مراسم را پخش
می‌کند، مردم عادی به صرف اینکه وظیفه صداوسیماست، سکوت می‌کنند. اما اگر
ایرادی باشد انتقاد می‌کنند و تلویزیون راه را گم می‌کند. پس هر فردی از
پخش این مراسم افتتاحیه خوشش آمده باید تشکر کند زیرا کارمندان صداوسیما به
حمایت احتیاج دارند تا بتوانند آن چیزی که مردم می‌خواهند را ارائه دهند.

حسین‌ فردرو در پایان اضافه کرد: عوامل صداوسیما زمانی خستگی از تنشان
در می‌رود که احساس کنند بینندگان راضی بوده‌اند. برنامه‌ساز با مردم زنده
است وگرنه انگار در خلاء کاری انجام می‌دهد. پس اگر می‌خواهیم برنامه‌ساز
آن کاری که ما دوست داریم را بسازد، باید از او حمایت کنیم. چون ممکن است
عده‌ای آن برنامه را بد بدانند و اعتراض کنند پس برای ایجاد موازنه، باید
از صداوسیما بخواهند اما متاسفانه مردم راضی شده‌اند که برنامه‌ها را از
جاهای دیگر ببینند.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

شهاب حسینی: چگونه عاشق پریچهر شدم؟

شهاب حسینی هم با همه سوپراستار شدن و شهرت و محبوبیتی که دارد باز هم یکی از ماست. او هم مثل ما شهرزادی دارد که پریچهر است. شهاب حسینی از دسته ستاره‌هایی است که باوجود رسیدن به مواهب بازیگری از عشق به خانواده و همسر غافل نشده است.

به گزارش خبرداغ به نقل از مجله سیب سبز: «شهرزاد» این روزها روی بورس است،
به‌خصوص آقای شهاب حسینی با نقش «قباد» که داستان ترحم‌برانگیزی دارد.
همیشه احساسات مردم جایی جلب می‌شود که روابط انسانی در میان است؛ نفرت، غم
شادی و عشق همه در زندگی ما جاری اند و هر جا آینه‌ای از آن باشد ما را
ناخودآگاه به سوی خود می‌کشد.

شاید هم همه ما شهرزادی داریم که در
اتمسفر او تمام این احساسات را تجربه می‌کنیم. شهاب حسینی هم با همه
سوپراستار شدن و شهرت و محبوبیتی که دارد باز هم یکی از ماست. او هم مثل ما
شهرزادی دارد که پریچهر است. شهاب حسینی از دسته ستاره‌هایی است که باوجود
رسیدن به مواهب بازیگری از عشق به خانواده و همسر غافل نشده است. او همیشه
همراهی داشته که در کنار او نقاط عطف زندگی‌اش را صعودی کرده و چیزی
نتوانسته او را پایین بکشد. زندگی چنین آدمی دیدنی است و شنیدنی و البته که
خواندنی!

این مطلب روایت زندگی شهاب حسینی با همه بالا و
پایین‌هاست. این پرونده چکیده ایست از گفت‌و‌گوهای او و همسرش با مجله
زندگی ایده آل و رادیو هفت.

شهاب حسینی: چگونه عاشق پریچهر شدم؟

نوزاد نیمه‌شب زمستان

متولد
زمستان هستم. درست بعد از 9 ماه متولد شدم، حین تولد 3 كیلو و 700 گرم وزن
داشتم. ساعت به دنیا آمدنم هم 3 و 30 دقیقه نیمه‌شب بود. پدر و مادرم در
جوانی ازدواج كردند، آنها وقتی مرا به دنیا آوردند كه سرگرم جمع‌و‌جور كردن
زندگی‌شان بودند.

سرشكستگی‌های كودكی

دوران
كودكی من به شیطنت‌های مختلف با پسربچه‌ها گذشت. مادرم می‌گفت تو پسر شری
بودی. روزی كه به خاطر سر‌بازی سرم را با نمره 4 اصلاح كردم، دیدم سرم از 9
ناحیه شكسته است. با توجه به اینكه زمان وقوع 5-4 مورد از این شكستگی‌ها
را به خاطر نمی‌آورم، باید آنها را به دوران كودكی‌ام نسبت داد. جز سر از
نواحی دیگری همچون صورت و دست و پا هم بارها دچار جراحت‌های مختلف شدم.

توپ چرمی عید

در
خانواده پدری نوه اول بودم. ا‌رتباط ما با فامیل مادرم بیشتر بود تا با
اقوام پدر. دوست ندارم از نقطه‌نظر مهر و محبت كسی را برتر از دیگری بدانم.
هر دو خانواده به اندازه وسع خودشان محبت می‌كردند. یادم می‌آید كه مادر
پدرم بهترین عیدی‌ها را می‌داد. یك بار از او یك توپ چرمی فوتبال عیدی
گرفتم. آن موقع این هدیه بسیار گرانبها بود و هر كسی توپ چرمی نداشت.

دوستان بزرگ‌تر از من

دوستی
بخش مهمی از روند شكل‌گیری نگاه و بزرگ‌شدن همه ماست. دانش عمومی من تا
حدودی خیابانی است و محصول رفاقت با هم‌محلی‌ها. كودكی من در حد فاصل میان
دو خیابان هاشمی و سپه‌ غربی گذشت. دوستی داشتم به نام رضا كه هم خیلی
صمیمی بودیم و هم به صورت متوالی با هم كتك‌كاری می‌كردیم. ضمن آنكه اهل
دوستی با بزرگ‌تر از خودم بودم، ولی مایلم از رفقا به‌خصوص در مسائل مختلف
درس بگیرم؛ براساس این رویه حالا اكثر دوستانم بالای 40 سال سن دارند.

از دست دادن رفیق قدیمی

دوست
نداشتم قلدر محل باشم. با این حال همیشه در جمع بچه‌محل‌ها به حساب
می‌آمدم. نوجوانی من حول و حوش خیابان فاطمی گذشت. هرقدر بزرگ‌تر می‌شدم،
دایره ارتباطاتم گسترش می‌یافت. درنتیجه به تمایل برخی بچه‌ها برای انجام
كارهای خلاف پی بردم. در آن دوره یكی از بهترین دوستانم را به خاطر اعتیاد
به مواد مخدر از دست دادم.

كلكسیون ماشین‌های من

در
مرور خاطرات هر پسربچه‌ای انگار وجود اسباب‌بازی اتومبیل، امری ناگزیر
است. مادر من هم برایم از این ماشین‌های كوچك اسباب‌بازی می‌خرید.
مجموعه‌ای جمع كرده بودم كه در آن 150 ماشین كوچك به چشم می‌خورد. هنگام
اسباب‌كشی، اسباب‌بازی‌ها را جا گذاشتم. 2 هفته بعد كه فهمیدم كیسه حاوی
ماشین‌ها نیست، از این موضوع بسیار ناراحت شدم.

شهاب حسینی: چگونه عاشق پریچهر شدم؟

دور ایران با مادر امدادگر

اول
دبستان را در مدرسه بامداد نو گذراندم. سال بعد به خاطر كار مادرم به
خرم‌آباد نقل مكان ‌كردیم؛ او امدادگر سیار بود. سال‌های دوم، سوم و چهارم
را در خرم‌آباد خواندم. دوران بسیار بدی بود. از جنگ تحمیلی خاطرات
ناراحت‌كننده‌ای در ذهنم باقی مانده است. آن موقع این‌طور احساس می‌كردم كه
عراقی‌ها با كشتن مردم بی‌سلاح تفریح می‌كنند.

شاگرد گوشه‌گیر كلاس

حضور
در یك محیط جنگی، دوری از تهران و اكثریت فامیل به انضمام نگرانی‌هایی كه
به‌خاطر شغل مادرم در آنجا متوجه ما بود، باعث شد تا در بازگشت به تهران
احساس غریبی كنم و در كلاس پنجم شاگردی آرام و گوشه‌گیر باشم. معلمی كه
بیشتر از بقیه معلم‌های دوره ابتدایی دوستش داشتم، معلم كلاس پنجم من بود.
در ابتدایی دانش‌آموز متوسطی بودم و هیچ‌گاه مبصری را تجربه نكردم.

تجدید شدن مبصر كلاس

دوران
راهنمایی بود، از كودكی درآمده بودیم و می‌خواستیم شبیه بزرگ ترها رفتار
كنیم. همین تغییر وضعیت به‌شدت روی درس خواندنم تاثیر گذاشت و باعث شد افت
كنم. سال دوم راهنمایی بودم كه در درس‌های ریاضی، علوم و عربی كارم به
شهریورماه كشید. در راهنمایی نیز ورزشم فوتبال بود و این بار طعم مبصری را
چشیدم. سال سوم مرا مبصر كلاس‌مان كردند.

دیپلم با اعمال شاقه

نزدیك
امتحانات ثلث سوم سال سوم دبیرستان بود كه به‌شدت دچار بیماری یرقان شدم.
حالم به قدری خراب بود كه نمی‌توانستم از خانه خارج شوم. معده‌ام حتی
آب
خوردن را هم پس‌ می‌زد. به خاطر بیماری نتوانستم در امتحانات شركت كنم. به
همین خاطر سال سوم را دوبار خواندم و سرانجام دیپلم را با معدل تقریبا
خوبی گرفتم.

یك روانشناس در راه كانادا

آنقدر
به خودم اطمینان داشتم كه فقط در كنكور سراسری شركت كردم. مطمئن بودم كه
قبول می‌شوم، اما نشدم. سال بعد در دانشگاه آزاد جواز ورود به رشته بازیگری
را
به دست آوردم. اما آن موقع چون این حرفه برایم مطرح نبود، صبر كردم
تا نتایج سراسری هم مشخص شود. با قبولی در رشته روانشناسی به دانشگاه
سراسری نقل مكان كردم. دو سال درس خواندم و بعد انصراف دادم. عمویم مقیم
كانادا بود. قصد داشتم هرچه سریع‌تر به او برسم و در كانادا ادامه تحصیل
بدهم. همین تصمیم باعث شد تا درس را نیمه‌كاره رها كنم. حالا كه به
گذشته‌ها فكر می‌كنم، می‌بینم درس شیرینی را رها كردم.

 راننده پرمسوولیت ارتش

برای
سفر به خارج یك سال تلاش كردم. وقتی نشد، رفتم سربازی؛ به این امید كه بعد
از پایان خدمت بروم. افتادم ارتش. در تیپ 65 نیروهای ویژه خدمت، كردم و
راننده بودم. رانندگی در خدمت، كار سخت و پرمسوولیتی است.

معافیت به‌خاطر بیماری

بعد
از 18 ماه خدمت دچار خونریزی معده شدم. مرا به بیمارستان 502 منتقل كردند.
آنجا به من گفتند تو نباید به خدمت می‌آمدی. تو به خاطر وضع معده‌ات
می‌توانستی از معافیت پزشكی استفاده كنی. باتوجه به اضافه‌هایی كه خورده
بودم ترجیح دادم معاف شوم. این گونه بود كه سر 18 ماه با خدمت خداحافظی
كردم.

شهاب حسینی: چگونه عاشق پریچهر شدم؟

در سربازی عاشق پریچهر شدم

راستش
در دوران سربازی بود كه عاشق شدم. عاشق همسرم. همین موضوع تحمل سربازی را
برایم سخت می‌كرد. افسری كه نمی‌خواهم اسمش را ببرم متوجه این ماجرا شد و
تا می‌توانست به پر‌و‌پایم ‌پیچید تا آزارم دهد. راننده‌ها در زمان
استراحت‌شان نباید نگهبانی بدهند، با این حال او مرا می‌فرستاد سر پست تا
نتوانم مرخصی بگیرم و از پادگان خارج شوم.  همسرم (پریچهر) را در دانشگاه
دیدم. یك روز از سربازی مرخصی گرفتم تا سری به رفقای دانشجو بزنم. دیدم
دختر خانم زیبا، ساده و محجوبی سرگرم مطالعه كتاب‌هایش است. هرچه خواستم با
او ارتباط برقرار كنم، نشد كه نشد. با این حال در نگاهش چیزی دیدم كه
تشویقم كرد به ادامه راهی كه منجر به ازدواج شد.

خانواده یا بازیگری

كار
ما به قدری سخت است و دوری از خانواده در آن به چشم می‌خورد كه گاهی
می‌بینم چقدر بابت این موضوع شرمنده زن و بچه‌هایم شده‌ام. یك بار وقتی
پسرم را دیدم غرق حیرت شدم. لحظه‌ای فكر كردم او چقدر بزرگ شده و من این را
ندیده‌ام. خانواده من در این سال‌ها از این مسائل بسیار آسیب دیده‌اند و
خوب كه فكر می‌كنم از خودم می‌پرسم واقعا این كارها ارزش این آزار ناخواسته
خانواده را داشت یا نه؟!

روشن شدن تكلیف تجرد

شماری
از جوان‌ها می‌گویند تا جوانی باید جوانی كنی، بنابراین باید با تاخیر تن
به ازدواج داد. هرگز این اعتقاد را قبول نداشته و ندارم. همیشه مایل بودم
تكلیفم خیلی زود مشخص شود، به همین دلیل من هم مثل پدر و مادرم در ابتدای
دوران جوانی ازدواج كردم.

 ازدواج بدون سنگ‌اندازی

خانواده
من و همسرم از نظر تقسیم‌بندی‌های اجتماعی هم گروه بودند؛ به همین خاطر به
سرعت با هم صمیمی شدند طوری كه پدرخانمم می‌گفت ما دخترمان را با پسر شما
عوض كردیم. هیچ‌كدام سنگی جلوی پای ما نگذاشتند. مهریه هم به میزانی تعیین
شد كه من و همسرم روی آن توافق داشتیم.  من و همسرم در همه زمینه‌ها با هم
توافق داریم. او مشكلات كاری مرا خیلی خوب درك می‌كند. همسرم مدتی در
فرهنگسراهای بانو و شفق گریم درس می‌داد. در ضمن نقاش خوبی هم هست.

اتودهای باستان‌شناس اسبق

زمانی
دوست داشتم باستان‌شناس شوم. این حس به مرور از بین رفت و جایش را به
بازیگری داد. بین سال‌های 71 تا 72 بود كه در كلاس‌های استاد سمندریان شركت
كردم. ضمن دستیابی به فنون بازیگری، این كلاس‌ها محاسن دیگری هم برای ما
داشت. به خاطر شركت در كلاس‌های بازیگری استاد بود كه جرات کردم كارهای
مختلف را اتود بزنم. ترسم از بازی در حضور جمعیت ریخت و صاحب اعتمادبه‌نفس
شدم.

ستاره‌ها در دانشگاه

در
دانشگاه با بچه‌های دانشكده هنر، تئاتر كار می‌كردم. از آن جمع پارسا
پیروزفر و یوسف تیموری به بازیگرانی مطرح تبدیل شدند. اولین كار تصویری من
برنامه زنده اكسیژن بود كه در آن مجری بودم. این برنامه زمان خودش مخاطبان
زیادی را جذب كرد. برای اجرا در شبكه‌های 2 و 3 و حتی جام‌جم صاحب برنامه
شدم. البته در آن دوره و در اجراهایم بیشتر یك مجری‌بازیگر بودم كه برایم
جذابیت زیادی داشت. وقتی تماشاگر از كارم راضی است لذت می‌برم، اما هیچ وقت
كاری كه انجام داده‌ام به نظرم آرمانی و ایده‌آل نیست. به نظرم همیشه
می‌توان بهتر بود.


پریچهر قنبری،  همسر شهاب حسینی از او می‌گوید

همسر شهاب  بودن، چه حسی دارد؟

اگر
نگاهی به گفت‌وگوها، مصاحبه‌های چاپ‌شده و نقل قول‌های شهاب حسینی داشته
باشید خواهید دید که او همواره از پریچهر قنبری به عنوان یکی از بزرگ‌ترین
حامیان و همراهانش یاد می کند. نیم نگاهی کوتاه به زندگی این زوج به سادگی
نشان می‌دهد که پریچهر قنبری تنها همسر سوپراستار دوست‌داشتنی ما نیست و
بیشتر دوست، همدم و نزدیک‌ترین فرد در دنیا به اوست.

شهاب حسینی: چگونه عاشق پریچهر شدم؟

شهاب
همیشه به صورت علنی قدردان زحمات همسرش بوده و هر موقع توانسته در مجامع
عمومی از او تشکر کرده  است. او حتی یکی از کلیدی‌ترین نقش‌های فیلمش را به
او داد تا برای همیشه این تشکر در تاریخ ثبت شود. اما اگر می‌خواهید
بدانید پریچهر قنبری چه ناگفته‌هایی از زندگی مشترک‌شان دارد، گزیده
حرف‌هایش در سال‌های اخیر در گفت و گو با مجله زندگی ایده آل و نشست خبری و
رونمایی از فیلم ساکن طبقه وسط، ساخته شهاب حسینی را برای‌تان جمع
کرده‌ایم.

شهاب واقعا چه‌کاره است؟

شهاب
هیچ‌وقت کافه‌دار نبوده است. بعد از تولد محمدامین مدتی در خانه بودم و
همان موقع دوست داشت فضای دوستانه و صمیمانه‌ای را برای گپ‌وگفتمان ایجاد
کند؛ فضایی سالم و خانوادگی و بیشتر به خاطر ما کافه را راه انداخت. در
مورد مجری‌گری هم باید بگویم او بیان خیلی شیوایی داشته و بانک کلمات زیادی
در ذهنش دارد. من هم به عنوان همسرش همیشه از این توانایی او لذت می‌برم و
گاهی اوقات هم غبطه می‌خورم که چطور نمی‌توانم مانند او حرف بزنم. در مورد
بازیگری هم دیگر حرفی نزنم بهتر است؛ استاد است دیگر. (خنده) در مورد
کارگردانی هم باید بگویم به عنوان تجربه اول خیلی خوب بود؛ تجربه‌ای که
خودش هم در بازی و کارگردانی شریک بود.

بهترین پدر دنیاست

به
جرات می‌توانم بگویم او بهترین پدر دنیاست. خیلی به بچه‌هایش علاقه دارد و
گاهی اوقات حس می‌کنم بیشتر از من، آنها را دوست دارد. خیلی عجیب است. من
هم آنها را دوست دارم اما حس می‌کنم که شهاب بیشتر از من و عجیب‌تر به آنها
علاقه‌مند است. با تمام سختی‌های شغلی شهاب همیشه کنار ما بوده است. خیلی
وقت‌ها پیش می‌آید که برای تمرکز کردن احتیاج به سکوت دارد. حس و حال
بازیگری شبیه کارهای دیگر نیست که درست مانند بقیه از خواب بلند شوید، به
مغازه یا اداره بروید و … . باید روح را بسازید که بتوانید نقشی را ایفا
کنید. شاید جاهایی از هم دور افتادیم اما همیشه با هم بودیم و عشقی که نسبت
به هم داشتیم، رابطه‌مان را محکم‌تر می‌کرد.

دیگر برخورد مردم اذیتم نمی‌کند

برخوردهای
مردم خیلی عجیب است. این عجیبی آنقدر زیاد است که هیچ خاطره واضحی از آنها
را به خاطر نمی‌آورم اما خیلی زیاد است. قبل از این خیلی بیشتر اذیت
می‌شدم اما همیشه می‌گویند هر قدر سن بالاتر می‌رود، تجربه‌ها بیشتر می‌شود
و در برخورد با اتفاقات جامعه برخورد پخته‌تری را می‌توانیم از خودمان
نشان دهیم.

پسران هنرمند ما

پسر
کوچکم، امیرعلی چهار ساله است و البته خیلی هم بازیگر است. در یک لحظه
می‌تواند عصبانی باشد و با عصبانیت حرف بزند و در همان لحظه می‌خندد و جواب
می‌دهد. درواقع یک صحنه را به‌راحتی با دو زاویه و دو شخصیت تحویل ما
می‌دهد. (خنده) از طرفی دیگر محمدامین استعداد زیادی در زمینه نقاشی دارد و
بیشتر دوست دارد نقاشی بکشد. به نظرم یک استعداد هنری ذاتی در زندگی آنها
وجود دارد و ما نمی‌توانیم منکر آن شویم.

شهاب حسینی: چگونه عاشق پریچهر شدم؟

با اوج گرفتن شهاب خودم را می‌بینم

اینکه
شاهد باشی همسرت با سرعت و شتاب،  همه سرازیری‌ها را طی می‌کند و تو در
حاشیه‌ای ـ یعنی با وجود اینکه همسرش بودی و هستی و شاید نزدیک‌ترین فرد
زندگی او درست مثل دیگران که از بیرون شاهد رشد او هستند باید از پشت صحنه
تماشاگر صعودش باشی ـ در ظاهر سخت به نظر می‌رسد اما این تنها یک بخش از
ماجراست؛ یعنی چیزی که شاید از بیرون قابل دیدن و تصور و قضاوت است. اما یک
بخش دیگر ماجرا تصویری است که من و شهاب خودمان از زندگی مشترک‌مان داریم.
خیلی‌ها حتی با نگاه‌شان بارها از من پرسیدند که تو چطور نشستی تا شهاب
روزبه‌روز محکم‌تر بایستد  اما حقیقت برای من چیز دیگری است. با اوج گرفتن
شهاب من خودم را می‌بینم که رشد می‌کنم.

در مراحلی از زندگی احساس کردیم اینجا آخر خط است

ما
با هم بزرگ شده‌ و با گذشت زمان با همه كم و كیف روحیات هم آشنا شده ایم.
در طول تمام این سال‌ها زیروبم صدای یكدیگر را به خوبی احساس می‌كنیم؛ 
بنابراین حتی در مراحلی از زندگی كه احساس می‌كردیم اینجا و این‌بار دیگر
آخر خط است، همان حس آشنایی كه در وجود هر دوی‌مان بود،  ما را به صبر و
مدارا دعوت می‌كرد. من خودم را از شهاب جدا نمی‌دانم. در این 18 سال زندگی
مشترک ما با هم بزرگ شدیم. هر اتفاقی که برای او می‌افتاد من در کنارش بودم
و از همراهی با او لذت می‌بردم.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

کنایه های شهرزادکمال زاده درقالب یک متن برفی(+عکس)

بارش برف علاوه برزیبایی وشادی مردم،مشکلاتی رانیزبه وجود آورد.شهرزادکمال زاده،بازیگرخوب کشورمان نیزباارسال متنی به اینستاگرام خودبه این موضوع اشاره کرده است.

به گزارش خبرداغ ، بارش برف علاوه بر زیبایی و شادی مردم، مشکلاتی را نیز به وجود آورد. شهرزاد کمال زاده، بازیگر خوب کشورمان نیز با ارسال متنی به اینستاگرام خود به این موضوع اشاره کرده است.

او در این متن نوشت:

به شادی مردم اعتماد مکن

برف

تا می‌باری نعمتی

چون بنشینی به لعنت‌شان دچاری

چیزی در سکوت می‌نویسی

همه‌مان را گرفتار حکمت خود می‌کنی

ما که سفید‌خوانی‌های تو را خوب می‌شناسیم

تو چقدر ساده‌ای که بر همه یکسان می‌باری

تو چقدر ساده‌ای که سرنوشت بهار را روی درخت‌ها

می‌نویسی

که شتک‌ها هم می‌خوانند

آخر ببین چه جهان بدی شد

آفتاب را

داور تو قرار داده‌اند

و تو با پایی لرزان به زمین می‌نشینی

پیداست که می‌شکنی برف

تا قَدرت را بدانند

با سنگریزه و خرده شیشه فرود آ

فکر می‌کنم سرنوشت مرا جایی دیده‌ای برف

آب شو

آب شو! موسیقی منجمد!

و بیا و ببین

رنج را تو کشیدی

به نام بهار

تمام می‌شود

سرپوش

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

بازیگر سرشناس هندی در فیلم ایرانی بازی می‌کند

جکی شروف ستاره سینمای هند با امضای قرارداد به فیلم سینمایی «دختر شیطان» پیوست.

بازیگر سرشناس هندی در فیلم ایرانی بازی می‌کند

به گزارش خبرداغ ، جکی شروف بازیگر سینمای هند یکی از نقش های اصلی فیلم «دختر شیطان» را بازی می کند.

در پرونده کاری جکی شروف بیش از ۳۰۰ فیلم به چشم می خورد.

بر اساس قرارداد منعقد شده با جکی شروف، قرار است وی در زمان اکران فیلم به ایران سفر کند. 

«دختر شیطان» به نویسندگی و کارگردانی قربان محمدپور هفته اول اسفند در بالیوود کلید می خورد.

منبع: مهر

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

کنایه بازیگر تایتانیک به وودی آلن و هاروی واینستاین: از کار کردن با برخی که دهه‌هاست جایزه می‌گیرند پشیمانم

«کیت وینسلت» بازیگر انگلیسی برنده اسکار در مراسم اعطای جوایز حلقه منتقدین فیلم لندن از تصمیمات اشتباه خود اظهار پشیمانی کرد.

کنایه بازیگر تایتانیک به وودی آلن و هاروی واینستاین: از کار کردن با برخی که دهه‌هاست جایزه می‌گیرند پشیمانم

به گزارش خبرداغ ،  «بی.بی.سی» نوشت: «کیت وینسلت» بازیگر ۴۲ ساله‌ای که با بازی در فیلم
«تایتانیک» به شهرت رسید، در زمان دریافت جایزه ویژه حلقه منتقدین فیلم
لندن گفت: بابت تصمیمات ضعیفی که گرفته‌ام و کار کردن با برخی از
تهیه‌کنندگان و کارگردانان و مردان قدرتمندی که دهه‌هاست جایزه می‌گیرند و
تشویق می‌شوند، به تلخی پشیمانم.

با وجود این که
«وینسلت» از فرد خاصی نام نبرد، کارنامه حرفه‌ای او نشان می‌دهد که او طی
ده‌های گذشته با «هاروی واینستاین» و «وودی آلن» ـ دو چهره حاشیه‌ساز و
بدنام این روزهای سینمای هالیوود ـ همکاری داشته است.

«واینستاین»
که طی چند ماه گذشته با شکایت‌های متعددی در مورد تجاوز و تعرض جنسی روبرو
شده، تهیه‌کننده فیلم «کتابخوان» بوده که «وینسلت» در آن نقش اصلی زن را
ایفا کرد. «وودی آلن» هم که از سوی دخترخوانده خود به آزار جنسی متهم شده،
سال گذشته در فیلم «چرخ شگفت‌انگیز» از «وینسلت» بازی گرفته است.

این
زن هنرپیشه که جایزه تقدیر از بازیگری خود را از دستان «جود لاو» دریافت
می‌کرد، گفت که تظاهرات زنان در نقاط مختلف جهان برای محکوم کردن آزار جنسی
او را تحت تاثیر قرار داده است.

او در این‌باره
گفت: وقتی زنان از سراسر جهان و سنین مختلف هفته گذشته دست به تظاهرات
زدند، متوجه شدم من نمی‌توانم امشب اینجا بایستم و از برخی پشیمانی‌های
تلخم حرفی نزنم؛ پشیمانی از تصمیمات ضعیف در مورد کار کردن با برخی افراد
که ای کاش با آن‌ها همکاری نمی‌کردم.

«وینسلت»
ادامه داد: برایم روشن شده که با سکوتم، غم و اندوه بسیاری از این زنان و
مردان شجاع را بیشتر می‌کنم. می‌دانم که همه ما به این امید کنار هم
ایستاده‌ایم که این لحظه از تاریخ، راه را برای تغییر آینده برای نسل و
نسل‌های آینده هموار کند.

این در حالی است که
«وینسلت» پیش از این به خاطر اظهارات حاشیه‌برانگیزش درباره اتهامات وارده
به «وودی آلن» مورد انتقاد قرار گرفته بود. بازیگر «جاده انقلابی» پیش از
این گفته بود: به عنوان بازیگر یک فیلم، باید کنار بایستی و بگویی: «من
واقعا هیچ چیز نمی‌دانم و نمی‌دانم که این جریان‌ها صحت دارند یا نه.»

صحبت‌های
«وینسلت» موجب خشم «دیلان فارو» ـ دخترخوانده شاکی «آلن» ـ شد و او ادعا
کرد، کارگردان «آنی هال» و «نیمه‌شب در پاریس» از سوی نیروهایی در هالیوود
حمایت می‌شود.

«فارو» سپس در «لس آنجلس تایمز»
نوشت: قلبم می‌شکند وقتی مردان و زنانی که تحسین‌شان می‌کردم، با «آلن» کار
می‌کنند و بعد از جواب دادن به سوالات درباره او خودداری می‌کنند.

«فارو»
در سال ۲۰۱۴ که ۳۲ سال داشت، ادعا کرد «آلن» او را در کودکی مورد آزار
جنسی قرار داده است. اما کارگردان «ویکی، کریستینا، بارسلونا» که اکنون ۸۲
سال سن دارد، این ادعا را رد کرده و زیر بار این اتهامات نرفته است.

«کیت
وینسلت» بازیگر برنده اسکار که در سال ۱۹۹۷ با حضور در فیلم «تایتانیک»
چهره شد، فیلمی که با فروش ۲.۱۸۶ میلیارد دلاری دومین فیلم پرفروش تاریخ
سینما (بدون احتساب تورم) است. این بازیگر هالیوودی تاکنون شش بار نامزد
جایزه اسکار شده و یک بار هم در سال ۲۰۰۸ برای فیلم «کتابخوان» این جایزه
را به دست آورده است.

رسوایی اخلاقی «هاروی
واینستاین» ـ‌ تهیه‌کننده پرنفوذ هالیوودی ـ آغازگر جنبش بزرگی در آمریکا و
دیگر کشورهای جهان شده و تاکنون دامن چهره‌های شاخصی همچون «داستین
هافمن»، «وودی آلن»، «کیسی افلک» و هنرمندان و نویسندگان دیگری را گرفته
است.

از زمانی که جریان شکایت «فارو» از «آلن»
دوباره خبرساز شده، چندین تن از بازیگران و عوامل فیلم در هالیوود از جمله
«کالین فرث»، از بازی کردن در آثار این کارگردان ابراز پشیمانی کرده و
گفته‌اند که در آینده با او همکاری نخواهند داشت.

منبع: ایسنا

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

چرا بهنام بانی دعوت حضور در «دورهمی» را رد می‌کند؟

بهنام بانی گفت: من در سری اول برنامه دورهمی به عنوان مهمان حضور پیدا کردم اما آن برنامه پخش نشد.

چرا بهنام بانی دعوت حضور در «دورهمی» را رد می‌کند؟

به گزارش خبرداغ،بهنام بانی درباره دلیل نداشتن گفت و گو با رسانه ها گفت: به دلیل
برخی خطاها در اطلاع رسانی و حاشیه سازی هایی که در گفت و گو با چند سایت
داشتم و مطالب به درستی انتشار پیدا نکرد می خواهم مدتی به دلیل دوری از
حاشیه ها گفت و گویی نداشته باشم و این یک تصمیم شخصی نیست بلکه از سوی
تهیه کننده و مدیر برنامه هایم نیز از من خواسته شده است.

او
در خصوص حضور نیافتن در برنامه دورهمی بیان کرد: من در سری اول برنامه
دورهمی به عنوان مهمان حضور پیدا کردم اما آن برنامه پخش نشد و در حال حاضر
چندین بار با من برای حضور دوباره تماس گرفتند اما من رد کرده ام و دیگر
نمی خواهم قبول کنم.

او در خصوص اصلی ترین دلیل
دوری از فضای رسانه ای و سر تیتر شدن تصریح کرد: من به طور کلی همیشه آدم
بی حاشیه ای بود و می خواهم بی حاشیه بمانم و کارم را انجام بدهم به همین
خاطر نمی‌خواهم با گفت و گوهای رسانه ای وارد حاشیه شوم.

منبع: میزان

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

تاکید معاونت گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش بر همکاری لازم برای اسکان موقت مسافران فرودگاه کیش

معاون گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش بر همکاری همه جانبه بخش های مختلف برای اسکان موقت مسافران پروازهای لغو شده در مسیر کیش به تهران تاکید کرد.

تاکید معاونت گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش بر همکاری لازم برای اسکان موقت مسافران فرودگاه کیشبه گزارش خبرداغ به نقل از  روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد کیش، علیرضا قائدیان بر ضرورت همکاری هتل ها و اماکن اقامتی برای اسکان موقت مسافران فرودگاه کیش تاکید کرد.

در پی شرایط نا مناسب جوی و بارش سنگین برف در تهران و لغو یا تاخیر بسیاری از پروازها در مسیر جزیره کیش به تهران، معاونت گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش  خواستار مساعدت و همکاری همه جانبه جامعه هتلداران و مراکز اقامتی کیش به منظور اسکان موقت گردشگران و مسافران در واحد های اقامتی شد.

یاد آور می شود بسیاری از پروازهای فرودگاه کیش به مقصد تهران طی روز یکشنبه به دلیل شرایط نا مساعد جوی لغو و یا با تاخیر انجام می شود.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

چرا پانته‌آ بهرام پیشنهاد مهران مدیری را رد کرد؟

پانته‌آ بهرام یادآور شده است، بعد از «توکیو بدون توقف»، از مهران مدیری برای چند کار در تلویزیون همان زمان پیشنهاد داشت اما قبول نکرد.

چرا پانته‌آ بهرام پیشنهاد مهران مدیری را رد کرد؟

به گزارش خبرداغ ، پانته‌آ بهرام در برنامه «من و شما»، درباره تکرار نشدن خیلی از
نقش‌های خوب در کارنامه این بازیگر و عدم حضور دوباره در فیلم‌های طنز 
اعلام کرد که بعد از توکیو بدون توقف از مهران مدیری برای چند کار در
تلویزیون همان زمان پیشنهاد داشت اما قبول نکرد.

او
گفت: مهران مدیری عزیز برای یکی دو تا از تولیدات تلویزیونی خود از من
دعوت به همکاری کردند و وسوسه جذابی هم بود چون کارهای ایشان همیشه پرمخاطب
بود اما احساس خطر در من باعث شد نپذیرم و برای همین ایشان دیگر از من
دعوت نکردند و گفتند برای چی دعوت کنم وقتی نمی‌آیی! (می‌خندد) اما الان
دلم یک کار طنز خوب می‌خواهد که آن روی سکه هم کمی مشخص شود.

خبرآنلاین

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سروش صحت: فکر مي‌کردم ديگر کار طنز انجام نمي‌دهم

«ليسانسه‌ها»، تجربه ديگري از سروش صحت و حاصل نگارش او و ايمان صفايي است؛ تجربه‌اي که به زعم صحت، تابه‌حال موفقيت‌آمیز بوده و قرار است ادامه‌دار شود.

به گزارش خبرداغ،روزنامه شرق – بهناز شيرباني: «ليسانسه‌ها»، تجربه ديگري از سروش صحت و حاصل نگارش او و ايمان صفايي
است؛ تجربه‌اي که به زعم صحت، تابه‌حال موفقيت‌آمیز بوده و قرار است
ادامه‌دار شود. «ليسانسه‌ها» برخلاف ٢٤ قسمت اول که موافقان زیادی داشت،
اين‌بار بسياري از تغيير لحن و به‌نوعي کم‌شدن بار کمدي کار صحبت مي‌کنند و
دو‌پاره‌شدن سريال را يکي از نقاط ضعف آن مي‌دانند. با سروش صحت درباره
عکس‌العمل‌هاي مخاطبان سريال و کارهاي اخيرش صحبت کرديم که شما را به
خواندن اين گفت‌وگو دعوت مي‌کنيم.  

مقايسه
بين فصل اول و دوم سريال «ليسانسه‌ها»تابه‌حال بيشترين بحث و نظر را ميان
مخالفان و موافقان اين مجموعه داشته است؛ مخالفان اين فصل از جذابيت‌هاي
سري اول صحبت مي‌کنند که به مرور کم‌رنگ شده و قصه در فصل دوم کشش لازم را
ندارد و برخي ديگر از جزئياتي در کار حرف مي‌زنند که در فصل گذشته نبوده،
البته با اين پيش فرض که طبق صحبت‌هاي پيشين شما اساسا نمي‌توان اين مجموعه
را به دو فصل تفکيک کرد و درواقع تنها بين زمان پخش فاصله افتاده است.

بله.
نکته اصلي اين است که اصلا دو فصل وجود ندارد. درحقيقت «ليسانسه‌ها» از
ابتدا يک سريال ٦٠ قسمتي بود و با همين ذهنيت که سريال بايد در اين تعداد
قسمت ساخته شود کار را شروع کرديم. زماني که ٢٤ قسمت از مجموعه آماده شد،
شبکه اعلام کرد که اين تعداد قسمت آماده شده و پخش شود و ما همچنان بدون
تعطيلي به کارمان که ساخت سريال بود، ادامه داديم، اما نکته اينجاست؛ زماني
که قرار بود با وقفه‌اي ادامه سريال پخش شود، پاياني براي آن در نظر
گرفتيم و اين پايان هم به‌گونه‌اي بود که داستان همچنان ادامه دارد، چراکه
طبعا نمي‌شد مجموعه تا پخش قسمت‌هاي بعد به همين شکل رها شود.

بنابراين صحبت‌هايي که درباره فصل دوم سريال مي‌شود درست نيست، چراکه
فاصله‌اي به‌لحاظ نگارش و ساخت بين اين دو وجود نداشت. براي ما کار پيوسته
ادامه داشت، اما چون مي‌دانستيم قطعا اين تصورات پيش خواهد آمد، در بخش
دوم، مواردي را در اجرا اضافه کرديم؛ مثل برخي موتيف‌هاي فانتزي يا تاش‌هاي
فانتزي که مي‌بينيد؛ اينکه خواننده‌اي داريم و نکته‌هايي که حال‌وهواي اين
بخش را از بخش قبل متمايز مي‌کند. طبعا اگر قرار بود فصل بعدي ساخته شود،
بايد شخصيتي کم يا زياد مي‌شد يا گسست زماني اتفاق مي‌افتاد و قصه بايد از
منظری ديگر و از جاي ديگري شروع مي‌شد. طبعا اگر ساخت «فوق‌ليسانسه‌ها» را
آغاز کنيم همه‌چيز تفاوت خواهد داشت.

 فکر مي‌کردم ديگر کار طنز انجام نمي‌دهم

البته
شايد همين تغييرات جزئي است که عکس‌العمل‌ها نسبت به اين بخش را متفاوت
کرده و برخي از کم‌شدن بار کمدي سريال صحبت مي‌کنند… .

 روزي
که بخش‌هاي فانتزي را به مجموعه اضافه مي‌کرديم، هم من و هم ايمان صفايي
حدس مي‌زديم که به سمت چيزهايي حرکت مي‌کنيم که مردم خيلي به آن عادت
ندارند. مي‌دانستيم مخاطبان ما دو گروه خواهند شد؛ عده‌اي که خيلي بيشتر از
قبل سريال را دوست خواهند داشت، يک‌سري هم که همه‌چيز را مثل قبل
مي‌پسندند. دقيقا همين اتفاق افتاد و قابل پيش‌بيني بود. طبيعي است براي هر
کاري که مورد قبول واقع مي‌شود، وقتي تغييراتي ايجاد شود، عده‌اي که به
ساختار پيشين عادت کرده‌‌اند معترض خواهند شد و مقايسه مي‌کنند.

جدا
از فصل‌بندي‌ها و واکنش‌هاي متفاوتي که مخاطبان در اين مدت داشته‌اند،
نکته جالبي درباره اين مجموعه وجود دارد. به نظر مي‌رسد به مرور طي ساخت
اين مجموعه به زبان جديدي در گفتار طنز رسيديد که کمترين انتقادها را در
تلويزيون داشت. شايد بتوان از اين زاويه نگاه کرد که «ليسانسه‌ها» با
دست‌مايه‌قراردادن انتقادهاي مرسوم در تلويزيون، توانست توجه بيشتري را جلب
کند.  

بعد از «شمعدوني» احساس کردم
ديگر نمي‌توانم کار طنز انجام بدهم. با ايمان صفايي تصميم گرفتيم چيز ديگري
بنويسيم و طرح سريال ملودرام در ذهنمان بود، چون فکر مي‌کردم ديگر با چه
چيزي مي‌توان شوخي کرد؟ در حقيقت با هيچ‌چيز و با هيچ‌کس نمي‌توان شوخي
کرد. آن‌قدر احساس فشار مي‌کردم و حس مي‌کردم دست‌وپايم بسته است که اصلا
به ساخت سريال طنز فکر نمي‌کردم. بسياري از کارگردان‌هاي خوبي که پيش از
اين در تلويزيون آثار کمدي جذابي مي‌ساختند ديگر در تلويزيون کار نمي‌کنند.

مهران مديري مدل کارهايش را عوض کرده است، رضا عطاران و رامبد جوان هم در
سينما فعاليت مي‌کنند و ساختارهاي سريالي کم شده. من هم حس کردم شايد ديگر
نمي‌توان مثل سابق در تلويزيون کار کمدي ساخت، ولي وقتي که از ما خواسته شد
دوباره کار طنز بسازيم، با ايمان فکر کرديم درباره هرچيزي که صحبت کنيم به
کسي بر خواهد خورد، بنابراين فکر کرديم همين موضوع را وارد ساختار قصه
کنيم، پس با همين اتفاق شوخي کرديم و خداراشکر جواب داد و کار پخش شد.
مي‌بينيد که با بسياري از شخصيت‌ها و مشاغل شوخي شد، بدون اينکه واکنش تندي
به‌همراه داشته باشد.

  جالب است که اين ساختار را، هم مردم پذيرفتند و هم تلويزيون… .

من، هم از مردم متشکرم و هم از تلويزيون.

 
پس شايد از ديدگاه شما بتوان اين‌طور تفسير کرد که هنوز هم فضا براي ساخت
مجموعه‌هاي طنز در تلويزيون وجود دارد و بايد به فکر ساختارهاي متفاوت‌تر
بود.


شرايط
با گذشته تفاوت دارد، اما من اميدوار شدم که مي‌توان در اين مديوم کارهايي
انجام داد. در «ليسانسه‌ها» ما با خيلي از وزارتخانه‌ها و وزرا شوخي کرديم
و پخش شد. نيروي انتظامي سعه‌صدر نشان داد، ما اجازه پيدا کرديم با نيروي
انتظامي با مديران و مسئولان يا با خود تلويزيون شوخي کنيم و اين براي من
جذاب بود، فکر مي‌کردم ديگر کار طنز انجام نمي‌دهم، الان بعد از استقبالي
که از کار شد، به ايده‌هاي ديگري در ارتباط ‌با ساخت مجموعه طنز فکر
مي‌کنم.

 
يک‌سري از عوامل، خصوصا بازيگران در مدت پخش مجموعه واکنش‌هاي متفاوتي به
عملکرد تلويزيون داشتند و در صفحات شخصي‌شان انتقادهايي را نسبت به رويکرد
تلويزيون در پخش سريال مطرح مي‌کردند. بيشترين حجم مميزي‌هايي که به سريال
آسيب رساند، چه بود؟

طبعا در هر
رسانه‌اي که کار مي‌کنيم، محدوديت‌هاي خاص خودش را دارد. اما بايد با
ديدگاه متفاوتي به اين محدوديت‌ها نگاه کرد، بايد ديد نسبت قبل و بعد اين
محدوديت‌ها چطور بوده است؟ بله طبعا محدوديت‌هايي بوده، بخش‌هايي از سريال
حذف شده، اما من را خيلي اذيت نکرد و از برايند کار راضي و خوشحالم. کليت
اتفاقي که قرار بود ساخته شود برايم اهميت بيشتري داشت، اينکه توانستيم با
خيلي‌ها شوخي کنيم و شوخي‌ها پذيرفته شد و مردم به آن خنديدند و حس نکردند
به کسي توهين شده است، اتفاق مهمي بود. ما با بسياري ازچهره‌ها مثل آقايان
تاج، کفاشيان، خياباني، احسان عليخاني، فرزاد فرزين و… شوخي کرديم و
هيچ‌کدام واکنش بدي نشان ندادند. رضا صادقي بخش‌هايي را که با او شوخي شده،
روي صفحه شخصي‌اش گذاشته است. اين اتفاق خوبي است که شوخي توهين نيست و حس
مي‌کنم پذيرفته شده است.

 فکر مي‌کردم ديگر کار طنز انجام نمي‌دهم

 
از شرايط حال حاضر تلويزيون صحبت کرديد، به نظر مي‌آيد حجم قابل توجه ساخت
آثار کمدي در سينما چشمگيرتر است و قطعا سال آينده با درصد بالاتري از
فيلم‌هاي کمدي روبه‌رو خواهيم شد. به عنوان کارگرداني که به‌زودي ساخت فيلم
کمدي را آغاز خواهيد کرد، چه نگاهي به اين بخش داريد؟

اساسا
ساخت تعداد زيادي از آثار کمدي در سينماي ايران تابع شرايط خاصي است؛ مثل
اينکه مردم به دنبال فضايي هستند که فارغ از تمامي مسائل و مشکلات بخندند و
خودشان را رها کنند. طبعا فيلم‌هاي کمدي پرفروش مي‌شود چون مردم اين فضا
را مي‌خواهند. در اين مدت فيلم‌هاي کمدي خوبي ساخته شد، فقط اميدوارم
پرفروش‌شدن فيلم‌هاي کمدي باعث نشود کمدي‌ها دم‌دستي شوند. در اين مدت
کارهاي کمدي خوب ديده شدند و فروش خوبي هم داشتند. برخي هم ممکن است از هر
ابزاري براي خنداندن مخاطب استفاده کنند، اشکالي هم ندارد؛ همه جاي دنيا
اين هست که فيلم‌هاي خيلي خوب و خيلي بد کم است و اکثر فيلم‌ها متوسط هستند
و نمي‌توان گفت کاري کنيم که ديگر فيلم متوسط و بد ساخته نشود.

اما
اميدوارم همين‌طور که فيلم‌هاي کمدي خوب مي‌فروشد، باعث نشود سينماي کمدي
کم‌اهميت شود و جدي به آن نگاه نشود؛ چه از طرف سازندگان آثار و چه از نظر
مخاطب. من هم به‌زودي ساخت يک اثر سينمايي طنز را شروع خواهم کرد تا پيش از
اينکه سريال «فوق‌ليسانسه‌ها» را بسازم و تصور مي‌کنم تا آخر عمر حتي اگر
يک درام تلخ بسازم، باز هم رگه‌هايي از طنز در آن پيدا خواهم کرد و مايلم
به اين شکل فيلم بسازم.

 
مدت‌هاست مشغول کار در تلويزيون هستيد، در کنارش اجراي برنامه «کتاب باز»
را انجام مي‌دهيد و به نظر مي‌رسد در حال حاضر فعاليت در تلويزيون را ترجيح
مي‌دهيد، همين‌طور است؟  

چيزي که در
حال حاضر برايم اهميت دارد و دوست دارم مردم هم به آن برسند، آرامش و رضايت
دروني است. اميدوارم کمي همديگر را بفهميم و خيلي ببخشيم. اين روزها بيشتر
از قبل آرامش دروني دارم و سعي مي‌کنم کارهايم را با آرامش پيش ببرم؛
علاوه بر اينکه براي کارهاي آينده برنامه‌ريزي کرده‌ام.

 
برنامه «کتاب باز» از ابتداي پخش توانسته مخاطبانش را با خود همراه کند و
از سوي ديگر تصور مي‌کنم علاقه‌مندي شخصي شما به کتاب و کتابخواني اتفاق
بهتري براي برنامه‌اي است که نمونه‌اش را در رسانه ملي کمتر سراغ داريم.
چقدر روند اين برنامه براي شما راضي‌کننده است؟

برنامه
«کتاب باز» را دوست دارم. اساسا چند چيز را خيلي دوست دارم؛ دوستانم را
دوست دارم و بسياري از ميهمانان برنامه، کم يا زياد از دوستاني هستند که با
آنها آشنايي دارم و اين برايم دلنشين است، حرف‌زدن و حرف‌شنيدن را دوست
دارم، اين برنامه هم گفت‌وگومحور است و از اين جهت هم برايم جالب است.
موضوع برايم مهم است و يکي از موضوعات مورد علاقه من کتاب است. هرکسي در
زندگي علاقه‌مندي‌هايي دارد و يکي از علاقه‌مندي‌هاي من هم کتاب است و تصور
کنيد هر آنچه من دوست دارم در اين برنامه وجود دارد و چه بهتر از اين؟ و
اتفاقي که افتاده اين است كه خيلي بيشتر از چيزي که ما فکر مي‌کرديم،
برنامه ديده شد و بازتاب داشت و اين انرژي من را براي ادامه روند اجراي
برنامه زياد مي‌کند. بسياري از افرادي که روزانه با آنها معاشرت مي‌کنم،
همان‌قدر که در مورد «ليسانسه‌ها» حرف مي‌زنند، درباره «کتاب باز» هم صحبت
مي‌کنند، بسياري باز به کتاب‌خواندن علاقه‌مند شدند، حتي پيغام‌هاي بسياري
از خارج از ايران داريم و همه اينها خوشحالم مي‌کند.

  چرا کمتر بازي مي‌کنيد؟

سعي
مي‌کنم نوشتن، بازي، کارگرداني و کارهاي مطبوعاتي را در کنار هم پيش ببرم و
هيچ‌کدام را کنار نگذارم. در حال حاضر ترجيح مي‌دهم کارهايي را انجام دهم
که بيشتر دوست دارم. اساسا بازيگري نيستم که براي هر نقشي مناسب باشم و
براي بعضي نقش‌ها مناسب هستم، وقتي متوجه مي‌شوم انتخاب مناسبي براي نقشي
نيستم، بازي نمي‌کنم. قبلا اين‌طور نبود؛ مي‌رفتم و بازي مي‌کردم.

از طرف ديگر بازيگري هستم که حتما بايد کارگردان بالاي سرم باشد و هدايتم
کند، درحال‌حاضر به اين چيزها بيشتر دقت مي‌کنم، طبعا وقتي مشغول کار هستم و
کارگرداني مي‌کنم، فرصت بازي‌کردن ندارم.
نمي‌گويم بازيگر گزيده‌کاري
هستم، اما سعي مي‌کنم حواسم را جمع کنم. خيلي‌وقت‌ها حتي با حواس جمع هم
اشتباه مي‌کني، چه برسد به اينکه روي برخي مسائل بيشتر دقت کني، اما سعي
مي‌کنم به نسبت گذشته بيشتر دقت کنم.

 فکر مي‌کردم ديگر کار طنز انجام نمي‌دهم

  ظاهرا تجربه نويسندگي مشترک با ايمان صفايي موفقيت‌آميز بوده و ادامه‌دار خواهد شد.

بله.
اميدوارم تا آخر عمرم هر کاري که در حوزه نمايشي می‌نويسم با ايمان مشترک
باشد. اين تجربه آن‌قدر برايم جذاب بود که تصور مي‌کنم من و ايمان تبديل به
يک نفر شده‌ايم و فيلم‌نامه‌نوشتن با او برايم جذاب است، با این حال
هرکدام از ما علاقه‌مندي‌هاي خاص خودمان را داريم و مثلا به‌تنهايي داستان
مي‌نويسيم، اما قطعا در حوزه نمايش، فيلم‌نامه سريال يا سينمايي يا
نمايش‌نامه تجربه همکاري مشترک اتفاق بهتري است.

  ترکيب بازيگران «ليسانسه‌ها» از نقاط قوت کار بود. در ادامه ساخت «فوق‌ليسانسه‌ها» هم همين ترکيب را خواهيم ديد؟

هميشه
براي من بخش انتخاب بازيگر مهم و هيجان‌انگيز و با ريسک همراه است.
خوشحالم که مردم هم از اين انتخاب راضي هستند. الان که بازي‌ها را مي‌بينم،
غير از سه شخصيت پسر سريال که بسيار درخشان بازي کردند، چقدر بازيگران
ديگر خوب و عالي بودند. در مدتي که به بازيگران اين مجموعه فکر مي‌کردم
برايم مهم بود که هم فيزيک بازيگران و هم شيمي آنها مخاطب را جذب کند و به
نظرم اين اتفاق رخ داد و همه‌چيز درست پيش رفت، اما در «فوق‌ليسانسه‌ها»
طبعا به دليل اينکه مجموعه ديگري است، شايد تغييراتي ايجاد شود و بازيگران
کم يا زياد شوند.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی