ماجرای عجیب گم شدن در زمانی نامعلوم/عکس

جدیدترین تصاویر از فیلم سینمایی “چین خوردگی در زمان” به کارگردانی “آوا دوورنای”منتشر شد. این فیلم 9 مارس 2018 اکران بین المللی خود را در سینماهای امریکای شمالی آغاز خواهد کرد.

به گزارش خبرداغ ، جدیدترین تصاویر از فیلم سینمایی “چین خوردگی در زمان” به کارگردانی “آوا
دوورنای”منتشر شد. این فیلم 9 مارس 2018 اکران بین المللی خود را در
سینماهای امریکای شمالی آغاز خواهد کرد.

“کریس پین”، “ریس
ویتراسپون”، “گوگو راو”، “میندی کالینگ”، “بلمی یانگ”، “مایکل پنا” و “دنیل
مک فارسن” از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته
اند.

 ماجرای عجیب گم شدن در زمانی نامعلوم/عکس

این
فیلم در مورد سفر در زمان و کهکشان است. پسری بعد از آنکه پدرش در فضا گم
می شود به همراه و مادر و دوست خود به فضا سفر کرده تا پدرش را پیدا کند.
اما در این سفر همه چیز عوض شده و نگاه او به دنیا عوض می شود.

مگ
موری بعد از فهمیدن اینکه پدر او که یک اخترفیزیکدان است در اعماق یک سیاره
دور در چنگ یک شیطان جهانی اسیر شده‌است، با برادر جوانتر و بسیار باهوش
خود چارلز والاس، همکلاسی اش کالوین اوکیف، و سه مسافر فضایی به نام‌های
خانم “کدام؟”، خانم “کی؟” و خانم “این چیه؟” به نجات پدرش می‌پردازند.

نگارش
فیلمنامه “چین خوردگی در زمان” را “جنیفر لی” با اقتباس از رمانی با همین
نام نوشته “مدلین لی انجل” انجام داده و ساخت اثر را کمپانی “والت دیزنی”
انجام داده است.

به تازگی جدیدترین تیزر فیلم “چین خوردگی در زمان”
منتشر شده و احتمال می رود با توجه به کیفیتی که در تیزر ارائه شده با اثری
جذاب در ژانر علمی تخیلی روبرو باشیم.

افکارنیوز

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

فیلم «دریا و ماهی»؛ زندانی با دیوارهای نقاشی‌شده

دریا و ماهی پرنده عنوان فیلمی است به کارگردانی مهرداد غفارزاده، نویسندگی مهرداد غفارزاده و اکبر روح و تهیه‌کنندگی امیر پورکیان که سه‌سال پیش ساخته شد و در همان ‌سال یعنی ‌سال ۱۳۹۳ در بخش هنر و تجربه سی‌وسومین دوره جشنواره فیلم فجر نیز به نماش درآمد.

به گزارش خبرداغ به نقل از روزنامه شهروند – علی‌اصغر کشانی: دریا و ماهی پرنده عنوان فیلمی است به کارگردانی مهرداد غفارزاده، نویسندگی مهرداد غفارزاده و اکبر روح و تهیه‌کنندگی امیر پورکیان که سه‌سال پیش ساخته شد و در همان ‌سال یعنی ‌سال ۱۳۹۳ در بخش هنر و تجربه سی‌وسومین دوره جشنواره فیلم فجر نیز به نماش درآمد.
 
دریا و ماهی پرنده داستان‌های مرتبط با زندگی مشقت‌بار نوجوانی ۱۷ساله به نام احسان را روایت می‌کند که نه توانایی تکلم و نه شنیدن دارد. او که بدون ارتکاب جرم در مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یک منطقه محروم به‌سرمی‌برد؛ بارها و بارها تلاش می‌کند بی‌گناهی خود را با نقاشی به دیگران ثابت کند، ولی هیچ‌کس نقاشی‌های این نوجوان را درک نمی‌کند، به جز یک مشاور که خانمی بسیار مهربان و دلسوز است. احسان چند باری نیز تلاش به فرار از مرکز بازپروری می‌کند، اما…

 زندانی با دیوارهای نقاشی‌شده

دریا و ماهی پرنده که از حضور بازیگرانی چون همایون
ارشادی، نیوشا ضیغمی، امیرحسین رستمی، نادر فلاح، علی‌اکبر صحرایی، ارشیا
طالبی، محمد رحمانی، مریلا موسوی، زری آقایی، مهرداد غفارزاده و… بهره
برده؛ تاکنون نمایش‌های جشنواره‌ای موفقی داشته و به‌عنوان مثال توانسته
جایزه بهترین فیلم جشنواره موندنس آمریکا را از آن خود بکند. این فیلم
همچنین برنده جایزه منتقدان مسکو، بهترین فیلم هیأت داوران بیست‌ونهمین
جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان همدان و بهترین بازیگر
نوجوان در جشنواره اسپانیا شد.

کارگردان فیلم دریا و ماهی پرنده، مهرداد غفارزاده،
فعالیت هنری خود را با نوشتن داستان‎های کوتاه از ‌سال ۱۳۵۹ آغاز کرده و
سپس در ادامه مجموعه داستا‌ن‎هایی برای کودکان و نوجوانان و نیز بزرگسالان
منتشر کرده است. او مدتی هم در مطبوعات نقد ادبی و سینمایی می‎نوشت.
غفارزاده در رادیو و تلویزیون نیز فعالیت داشت و به مستندسازی روی آورد.
این کارگردان نخستین فیلم بلند سینمایی خود گیرنده را در‌ سال ۱۳۹۰
کارگردانی کرد که موفق به دریافت دو سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه و بازیگر
مرد برای سعید راد از جشنواره فیلم فجر شد. دریا و ماهی پرنده دومین ساخته
بلند داستانی این کارگردان است که در بخش هنروتجربه جشنواره سی‌وسومین
جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و این روزها نیز روی پرده سینماهای این
گروه رفته است.

مهرداد غفارزاده در یادداشتی درباره این فیلمش چنین
گفته: در روزهای نه‌چندان دور مواجه شدن با یک فکر و تفکر و ایده و اندیشه
به راحتی پیش نمی‎آید. این روزها برخورد اندیشه‌ها لحظه‌به‌لحظه و
ثانیه‌به‌ثانیه اتفاق می‌افتد، اما امروز به خاطر فضای مجازی، صبح‌ها که از
خواب بیدار می‎شوید با انواع تفکرات اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
آدم‌هایی از طبقات مختلف روبه‌رو می‌شوید، دیگر اندیشه‌ها فقط در ذهن‌ها
باقی نمی‌ماند. روزها و لحظه‌ها لبریز از فکر و خیال هستند. در این میان
هیاهوی عجیب و غریب فکرها و اندیشه‌ای در افکار مردم باقی می‌ماند که ذات
الهی و خدایی و آسمانی داشته باشد، چرا که خدا مطلق است و جاویدان و تفکر
الهی در هیچ چهاردیواری محصور نمی‌ماند.

این فیلمساز به پرسش‌هایی درباره فیلم دریا و ماهی پرنده پاسخ داده است که در ادامه می‌خوانید…

  دریا و ماهی پرنده
درباره بچه‌های ناشنوایی است كه قادر به تكلم نیستند. چنین کاراکترهایی از
این‌رو که در روانشناسی و نیز در رفتار با افراد و با نوجوانان عادی
تفاوت‌هایی دارند، نیاز به شناختی دقیق‌تر و بهتر دارند تا بشود تصویری
ملموس و باورپذیر از آنها روی پرده ارایه کرد. می‌توانید بگویید شما
به‌عنوان کارگردان این فیلم درباره این بچه‌ها چه تحقیقاتی كردید؟

اولش باید این نکته را بگویم که من هم مانند خیلی‌های
دیگر پیش از این فیلم هیچ ارتباطی با فضا و زندگی بچه‌های ناشنوا نداشتم.
نه این‌که ندانم زندگی‌ و دشواری‌های‌شان چگونه است؛ نه. منظورم این است که
مثل اغلب آدم‌ها از عمق مسائل و مصائب و حتی شیرینی‌های زندگی‌شان دور
بودم و فاصله داشتم و فقط یادم است که تنها کاری که در موردشان کرده بودم،
گزارشی بود که سال‌ها پیش در سروش نوجوان در این رابطه نوشته بودم…

  آیا آن گزارش نقشی در ریشه‌گیری این فیلم و حداقل کاراکتر احسان داشت؟

اگر دقیق بگویم؛ نمی‌دانم. همیشه ریشه شکل‌گیری این جور
چیزها آرام و بطئی است و نمی‌شود یک نقطه معین را به‌عنوان لحظه ریشه‌گیری
یک ایده تعیین کرد. حالا هم در پاسخ شما؛ شاید هم آن گزارش روی شكل‌گیری
این شخصیت نقش داشت، اما دقیق نمی‌توانم بگویم که مثلا با یک تحقیق از پیش
تعیین‌شده سراغ این شخصیت رفته‌ام.

  همکار فیلمنامه‌نویس‌تان چه؟ نقش او چقدر بود؟

من با همکاری آقای اکبر روح در کنار هم فیلمنامه گیرنده
را كار كرده بودیم. اما در مورد فیلم دریا و ماهی پرنده، طرح اولیه و به
گفته بهتر ایده اصلی کار با من بود و وقتی احساس کردم و دیدم که به ساخت
چنین فیلمی احساس نیاز دارم، به ایشان پیشنهاد دادم فیلمنامه را بنویسد.
ایشان هم ورودش به كارهای سینمایی با فیلم‌های من بود و از آن‌جا که قبلا
در کارهای کوتاهم تحقیقاتی درباره بچه‌های كانون اصلاح و تربیت داشتم و حتی
پیشتر یك فیلم كوتاه هم به نام روز ملاقات درباره كانون ساخته بودم، این
روند همکاری خوب و سریع پیش رفت…

  آیا در روند تحقیق و پژوهش‌های کار بود که علی‌اكبر صحرایی را انتخاب کردید تا بازیگر نقش ناشنوای فیلم باشد؟

نه، او را با فراخوانی كه در آموزشگاه‌های ناشنوایان داشتیم، از بین ۷۰ نفر انتخاب كردیم.

  ظاهرا عامدانه قصد داشتید در فیلم‌تان یك ناشنوای واقعی این نقش را بازی كند؛ چرا؟

این موضوع چالش من بود. می‌خواستم پسری را انتخاب كنم
كه بازیگر و تا حدودی شناخته‌شده باشد، اما احساس می‌كردم به‌طور قطع
نمی‌تواند و بازی‌اش اغراق‌آمیز و خیلی نمایشی، تصنعی و غیرواقعی می‌شود.
من سختی این كار را پذیرفتم تا كار واقعی شود، برای همین همه چیزش واقعی
بود، مثل صدایی كه از گلویش بیرون می‌آید، حركت دستانش، نشنیدن خیلی چیزها،
توجه نكردن و نگاه كردن به موضوعی كه خودش دلش می‌خواست در حین حرف زدن
دیگران و… همه طبیعی بود. او آن‌قدر باهوش بود كه خیلی زود با گروه
فیلمبرداری و همین‌طور داستان ارتباط برقرار كرد و من از وسط كار دیگر حس
نكردم او ناشنواست، چون با یك اشاره آنچه را می‌خواستم، انجام می‌داد.

  در فیلم در جاهایی
می‌بینیم که او کاراکتری است که با این‌که ازش انتظار نداریم، اما در برخی
جاها در دفاع از خود ناتوان عمل می‌کند؛ به‌خصوص افتادنش در دام بزهكاران
که این بی‌دفاعی او را برجسته‌تر هم می‌کند. می‌توانید بگویید این
ریزه‌کاری‌ها و خرده‌روایت‌ها از کجا و چگونه وارد قصه شد؟

خب مثل هر فیلم دیگری در دریا و ماهی پرنده هم چند
خرده‌ ایده وجود دارد كه اینها در کنار روایت اصلی تعریف شده و به عبارت
بهتر می‌آیند و به ساختار اصلی كمك می‌كنند. در حقیقت در این فیلم ایده
اصلی ما زندگی نوجوانی در زندان است كه نمی‌تواند از خودش دفاع كند و روی
در و دیوار نقاشی می‌كشد.

بعد برای این‌که این موقعیت را تأثیرگذارتر و برجسته‌تر
کنیم، خرده ایده‌هایی به کار افزوده شد تا در آن هدف اولیه به موفقیت
بیشتری برسیم. مثلا ناشنوا بودن احسان بعدها اضافه شد، چون می‌خواستم كسی
باشد كه نتواند حرف‌هایش را بزند و این حرف‌ها را در قالب نقاشی‌هایش بگوید
و در و دیوار را بهترین مكان برای دفاع از خود بداند. در حقیقت این
اتفاقات و شخصیت‌پردازی‌های کوچک در کنار درام اصلی که در جریان بود،
می‌توانست باعث ایجاد درامی جذاب‌تر و حتی شاید عمیق‌تر شود. بله؛ انتخاب
بازیگر ناشنوا در این نقش به این علت بود.

 زندانی با دیوارهای نقاشی‌شده

  شما برای
فیلم‌های‌تان تلاش كرده‌اید از بازیگران مطرح و شناخته‌شده مثل سعید راد،
همایون ارشادی، نیوشا ضیغمی و… استفاده كنید. اینها انتخاب می‌شوند كه
فیلم‎تان بیشتر دیده شود، یا به این دلیل است كه می‌توانند نقش‌های مورد
نظرتان را خوب دربیاورند؟

من هر دوی این رویكردها مدنظرم بود. در گیرنده از
بازیگران باتجربه و پیشكسوت استفاده كردم كه به نظرم بجا و درست بود و
برخلاف خیلی‌ها كه فكر نمی‌كردند سعید راد جواب این نوع شخصیت را بدهد، اما
به نظرم بهترین بازی‌اش را كرد و بعد از فیلم تنگنا دومین جایزه‌اش را پس
از ۳۷‌سال گرفت. من تفاوت اینچنینی در سینما قایل نیستم كه اگر نابازیگر
بیاید نقش خاصی را بازی كند، می‌تواند فیلم را نجات دهد، یا واقعی‌تر كند.
به نظرم كار بازیگر این است كه بتواند در ژانرها نقش‌ها و شخصیت‌های مختلف
غرق شود و بتواند یك نقش متفاوت را بازی كند تا همه فراموش كنند كه ایشان
پرویز پرستویی است یا نیوشا ضیغمی یا نادر فلاح. چون هنر اینها در همین است
و من ایمان قوی به بازیگران شناخته‌شده دارم كه كارشان خوب است و
درعین‌حال چهره و محبوبیت‌شان به تبلیغات و جذب مخاطب و اكران راحت‌تر كمك
می‌كند.

 

  فیلمی چون دریا و
ماهی پرنده طبیعتا جزو فیلم‌هایی نباید باشد که تیغ ممیزی و سانسور را
بتوانیم بالای سرش تصور کنیم. اما ظاهرا این اتفاق درباره فیلم شما افتاده و
حتی در مراحلی بحث توقیف و اصلاحیه‌های پشت سر هم نیز به میان آمده است.
واقعا چرا؟ توقیف برای چنین فیلمی؟ ممیزی یک فیلم با هدف آموزشی؟

از همان نخستین مراحل، یعنی از همان زمان خواندن
فیلمنامه اصلاحیه‌هایی را از ما می‌خواستند و البته ما نیز برای این‌که
بتوانیم فیلم‌مان را ساخته و به نمایش بگذاریم تا حد ممکن با آنها همکاری
کرده و تا جایی كه امكان داشت، اصلاحیه‌های مورد نظر ارشاد را انجام دادیم.
بعد هم در مرحله فیلمبرداری مثل تقریبا هر پروژه دیگری در جریان تولید
تغییراتی پیش آمد که اصلا و ابدا در آن حدی نبود که مثلا بشود گفت که یک
فیلمنامه ارایه شده و فیلمی دیگر ساخته شده است.

نه؛ ما در مرحله فیلمبرداری تغییرات کوچکی داشتیم و به
این دلیل هم هست که اصلا فکرش را هم نمی‌کردیم که دریا و ماهی پرنده ممکن
است به مانعی به نام سانسور بخورد. اما شاید از این‌رو که برخی از دوستان
پروانه نمایش گفتند فیلم تأثیرگذاری شده است و حتی شنیدیم که می‌گفتند یكی
از اعضا كه هیچ‌وقت اشكش دیده نشده، در زمان نمایش این فیلم اشكش درآمده
است؛ فیلم با مشکل مواجه شد. ما نیز برای رفع مشکل در این مرحله نیز با
تغییرات و اصلاحیه‌ها کنار آمده و به‌طور مثال شخصیت بازرس را حذف كردیم.

  این تنها مورد اصلاحی بود؟

نه؛ یادم است که به ما گفتند کلا به فضای بیرون از
زندان و بیرون از ایران و به‌خصوص سازمان‌های بیرون كشور كاری نداشته
باشیم، یعنی سرمان به کار خودمان باشد و در همان فضا که فیلمنامه تصویب‌شده
کار ادامه داشته باشد. اگر بخواهم دقیق به پرسش شما پاسخ دهم باید بگویم
در مجموع، از کل اصلاحاتی كه از ما خواستند، چند مورد را اصلاح کردیم و چند
مورد هم با دلایلی كه ما ارایه دادیم، اصلاح نشد. به‌هرحال فیلم هشت ماه
درگیر این مسائل شد. بعد از این اصلاحات فیلم برای شركت در جشنواره‌های
خارجی فرستاده شد و نخستین حضورش در جشنواره مسكو بود كه جایزه منتقدان
مسكو را به دست آورد.

  آیا از گیرنده و
دریا و ماهی پرنده راضی هستید؟ با این پرونده؛ می‌توانید بگویید که مهرداد
غفارزاده آینده سینمایش را چطور پیش‌بینی می‌كند؟

خب آینده را كه نمی‌شود پیش‌بینی كرد. خیلی‌ها مرا
آرمان‌گرا می‌دانند؛ اما در جواب باید بگویم متاسفم كه خیلی از خودم دور
شدم و الان دیگر این نوع نگاه كردن در پیرامون ما دیگر خیلی ارزش ندارد و
از این‌كه دارم از آن فضای آرمانی خودم دور می‌شوم، حالم بد است. من نزدیك
به ۱۵۰ ایده و طرح سینمایی دارم كه نصف بیشترش در حوزه اندیشه،
آرمان‌گرایی، ارزش‌ها و دفاع مقدس است. من به هشت‌سال دفاع مقدس اعتقاد
بسیاری دارم.

معتقدم درست است بطن دفاع مقدس جنگ بود، اما در حاشیه
آن یك مدینه فاضله بود كه در آن گذشت، مهربانی، دوستی، معرفت، شناخت،
اعتقاد، خدا و چیزهای ویژه‌ای از این دست بود. اگر كره‌زمین میلیاردها‌ سال
عمر كند، این هشت‌سال مرجعی خواهد بود كه خیلی‌ها به هم می‌گویند یك زمانی
انسان‌ها این‌طوری فكر و زندگی می‌كردند. این هشت‌سال یك دوره ماندگار در
تاریخ است. علاقه‌مند به این فضا هستم و امیدوارم بتوانم یك فیلم داستانی
در این زمینه بسازم، چون در این زمینه مستند زیاد ساخته‌ام. من آرمان‌گرا
هستم و امیدوارم جامعه ما به یك اخلاقیات خوب و صمیمانه برسد. ما از فضاهای
دوستانه در جامعه‌مان دور شده‌ایم و رفتارهای‌مان تظاهرآمیز و تصنعی شده و
بیشتر رفتارمان برای نمایش است تا واقعیت.

كمك به دیگران ساده است، اما در عمل وقت و انرژی
می‌خواهد. من فیلمنامه‌هایی با رویكرد طرح مسائل اخلاقی نوشتم، با هدف
این‌كه با نمایشش جامعه مهربان‌تر و صمیمی‌تر شود، اما رسما به من گفتند
فیلمنامه‌ای بنویس كه هم خودت به یك نفع مالی اساسی برسی و زندگی‌ات متحول
شود و هم مردم این فیلم را ببینند و حال كنند و هم ما پولی دربیاوریم. این
را در واكنش به طرحی درباره دادائیسم گفتند كه اگر ساخته شود، اتفاق بزرگی
در ساختار دادائیسم می‌افتد. من سینمای تجاری را رد نمی‌كنم.

این سینما لازمه جامعه است. من بیشتر امیدوارم فیلم روی
خط صفر كه بعضی از دوستان مثل آقای امیر اسفندیاری و تابش و برخی مدیران
فارابی از آن حمایت لفظی و تا حدودی مالی كردند، به‌زودی ساخته شود و من به
آرمانم برسم، وگرنه به سمت سینمایی می‌روم كه بتوانم از كنارش زندگی‌ام را
بچرخانم.

 زندانی با دیوارهای نقاشی‌شده

  از این‌که فیلم شما در گروه هنروتجربه نمایش داده می‌شود، راضی هستید؟

چند موج سینمایی در ایران اتفاق افتاده، اما منتقدان
این موج‌ها را آنالیز نكرده‌اند. ما دو دهه در سینمای دنیا مطرح بودیم و
جایزه‌های بزرگی گرفتیم، به‌خصوص دو بار اسكار گرفتیم. سینمای دنیا موج نوی
فرانسه، نئورئالیسم ایتالیا، دگما ۹۵ را داشته است. ایران كه دو دهه است
تا این حد در دنیا مطرح شده و جوایز زیادی را می‌گیرد، پیشنهادم این است كه
منتقدها با همفكری هم موج سینمای ایران را كه من نام آن را موج هنر و
تجربه گذاشتم، در دنیا مطرح و برای آن مانیفست طراحی كنند.

چیزهایی مثل این‌كه یك نابازیگر می‌آید بهترین بازی را
در این فیلم‌ها اجرا می‌كند و… و از این پراكندگی حضور به یك انسجام در
دیدگاه برسیم. وقتی ما سینماگران بدانیم از این سینما حمایت می‌شود و
مانیفست دارد، تحرك‌مان بیشتر می‌شود. عباس كیارستمی به‌تنهایی نمی‌توانست
از سینمای رئالیسم شاعرانه‌اش دفاع كند، اما وقتی تبدیل به موج شود، این
سینما هم پاسخگوی جامعه  بوده و هم در دنیا مطرح می‌شود. اگر این موج
كانالیزه شود و به آن مفهوم و مانیفست داده شود، اتفاق بزرگی خواهد افتاد،
چون هم در آن تجربه هست و هم هنر وجود دارد، برای همین می‌تواند جریان‌ساز و
ماندگار باشد.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

علی‌اصغر مونسان: سازمان میراث‌فرهنگی در بالا بردن شفافیت اداری با الکترونیکی کردن فرآیندها پیشگام خواهد بود

رئیس سازمان میراث‌فرهنگی در شورای راهبردی توسعه مدیریت سازمان تأکید کرد که بالا بردن شفافیت اداری با الکترونیکی کردن فرآیندها در دستگاه‌ها و سازمان‌ها امکان‌پذیر است و سازمان میراث‌فرهنگی در این زمینه پیشگام خواهد بود.

علی‌اصغر مونسان: سازمان میراث‌فرهنگی در بالا بردن شفافیت اداری با الکترونیکی کردن فرآیندها پیشگام خواهد بود

به‌ گزارش خبرداغ به نقل از  میراث‌آریا،
علی‌اصغر مونسان رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری صبح امروز
دوشنبه 30 بهمن 96 در جلسه شورای راهبردی توسعه مدیریت این سازمان تأکید
کرد: «نهادها و دستگاه‌ها برای رسیدن به رعایت حقوق شهروندی، شفافیت اداری و
ارائه خدمات مطلوب به مردم و… راهی جز الکترونیکی کردن فرآیندهای خود
ندارند. هرچقدر نهادها و دستگاه‌ها بتوانند بر بستر الکترونیک سوار شوند
می‌توانند شفافیت اداری را بالا ببرند.»

او افزود: «همواره به
معاون توسعه و مدیریت و سرپرست مرکز فناوری اطلاعات، ارتباطات و تحول اداری
تأکید کردم که تا حد امکان سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری را
به سمت الکترونیکی شدن پیش ببرند تا سرآمد سازمان‌ها و دستگاه‌ها در این
حوزه باشیم.»

معاون رئیس‌جمهوری بیان
کرد: «الکترونیکی کردن فرآیند‌ها علاوه بر اینکه مزیت‌هایی را برای مردم
به‌همراه دارد باعث افزایش سلامت اداری می‌شود. از طرفی مدیران می‌توانند
نظارت خود را بر زیرمجموعه‌ها افزایش دهند. تنها راهی که می‌تواند همه امور
را یکپارچه کند الکترونیکی کردن فرآیندهاست.»

راه‌اندازی سیستم مدیریت فرآیندهای کسب‌و‌کار 

او بیان کرد: «اخیرا به مرکز فناوری اطلاعات، ارتباطات و تحول اداری سازمان میراث‌فرهنگی پیشنهاد کردم که سیستمی به‌نام ”سیستم مدیریت فرآیندهای کسب‌و‌کار”
را راه‌اندازی کنند تا تمام فرآیندها، تأخیرها، گردش امور و… در آن به
نمایش در آید. این امر باعث می‌شود که همه بدنه این سازمان خود را تحت
نظارت ببینند و اگر فرآیند زائدی وجود داشت بتوان آن فرآیند زائد را
شناسایی و حذف کرد.»

رئیس سازمان
میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با اشاره به لزوم ایجاد داشبورد
مدیریتی یکپارچه برای سازمان میراث‌فرهنگی ادامه داد: «این داشبود علاوه بر
افزایش تسلط مدیران بر امور در این سازمان، نظارت را آنلاین و لحظه‌ای
می‌کند و سرعت عملیات و کیفیت کار را نیز بالا خواهد برد.»

او تصریح کرد: «معاونت
توسعه و مدیریت سازمان میراث‌فرهنگی و سایر معاونت‌های این سازمان باید
بوروکراسی اداری را کاهش دهد. بعضی از فرآیندها در دستگاه‌ها و سازمان‌ها
به عاملی برای اعمال قدرت فرد یا بخش تبدیل شده‌اند و این نقطه دقیقا همان
نقطه‌ای است که در آن امکان رخ دادن فساد اداری وجود دارد. به‌همین دلیل
تمام معاونت‌های سازمان میراث‌فرهنگی باید طول فرآیندها را به حداقل
برسانند.»

مونسان خاطرنشان کرد: «در
شرایطی که کشور به ایجاد اشتغال و کسب‌وکار نیازمند است لزومی احساس
نمی‌شود که برای اعطای پروانه کسب‌وکار به افراد، با استعلام از تعداد
بی‌شماری دستگاه، فرد را در چرخه بوروکراسی گرفتار کرد، آن هم زمانی که
می‌توان این استعلام‌ها را به چند مورد تقلیل داد. سازمان میراث‌فرهنگی،
صنایع‌دستی و گردشگری آمادگی دارد در این زمینه پیشقدم شود تا موجبات کاهش
بوروکراسی و افزایش کسب‌وکار را فراهم آورد.»

استاداران بهتر از مدیران و مسئولان ستادی بر امور استان‌های خود اشراف دارند 

او افزود: «وزیر کشور در
اجلاس استانداران با رئیس‌جمهوری پیشنهاد کرد که تمام اختیارات در دو یا سه
استان به‌صورت پایلوت به استانداران واگذار شود و استانداران در هر استان
بیشتر امور را پیش ببرند. ما نیز معتقدیم که استانداران بهتر از مدیران و
مسئولان ستادی بر امور استان‌های خود اشراف دارند و می‌توانند تصمیمات
بِروزتر و بهتری اتخاذ کنند. اگر منع قانونی وجود نداشته باشد سازمان
میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری آمادگی خود را برای سپردن اختیارات به
استانداران در حوزه‌های مربوط به این سازمان اعلام می‌کند زیرا سپردن تمام
کارها به ستاد باعث طولانی شدن فرآیندها می‌شود.»

این جلسه با حضور احمد دانیالی معاون توسعه و مدیریت، سعید اوحدی معاون سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی، قدرت ابراهیمی مشاور رئیس سازمان و مدیرکل حوزه ریاست، علی
حاجی‌شیزری سرپرست دفتر توسعه منابع انسانی و رفاه، محمدرضا روشناسان
مدیرکل دفتر عملکرد، بازرسی و پاسخگویی به شکایات، سید‌رزگار پوراحمدی
سرپرست مرکز فناوری اطلاعات، ارتباطات و تحول اداری، مرتضی شکوهی مدیرکل
امور مجلس، محمد ثابت‌اقلیدی مدیرکل برنامه‌ریزی و حمایت از توسعه گردشگری
سازمان میراث‌فرهنگی، حسن صادقی معاون حوزه ریاست، سیدجواد وثوق مشاور اداری و استخدامی سازمان برنامه‌وبودجه، عبدالکریم شادمهر معاون اداری مالی و توسعه مدیریت پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری برگزار شد.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

هنرمندان زاده اسفند/از خالق «ایران، ای سرای امید» تا طنزپرداز سرشناس

هوشنگ ابتهاج و زنده‌یادان عمران صلاحی و اخوان‌ثالث ازجمله هنرمندان متولداسفند ماه هستند

هنرمندان زاده اسفند/از خالق «ایران، ای سرای امید» تا طنزپرداز سرشناس

به گزارش خبرداغ ، هوشنگ ابتهاج، سراینده تصنیف «ای شادی، ای آزادی» با صدای محمدرضا
شجریان و هوشنگ کامکار آهنگساز و مدرس موسیقی از هنرمندانی‌اند که
زادروزشان را در اسفند جشن خواهیم گرفت.

از جمله
بزرگان حاضر و غایب در جهان‌مان که زادروزشان را در اسفند جشن خواهیم گرفت
می‌توان به هوشنگ ابتهاج، فرهاد فخرالدینی، زنده‌یادان مهدی اخوان‌ثالث،
فرخ غفاری و پروین اعتصامی اشاره کرد. هنرمندان یگانه‌ای از حوزه‌های مختلف
که از سرآمدان حوزه تخصصی خود هستند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید نگاهی است
کوتاه به زندگی و آثار این هنرمندان.

عمران صلاحی

زنده‌یاد عمران صلاحی، شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز متولد اول اسفند 1325 است.

او
کار نوشتن را به شکلی جدی از 20 سالگی در نشریه فکاهی «توفیق» آغاز کرد.
صلاحی در کنار نوشتن و سرودن به تحقیق و پژوهش درباره طنز روی آورد و در
سال 1349 کتاب «طنزآوران ایران» را با همکاری بیژن اسدی‌پور منتشر کرد.

يكی
از دغدغه‌های این شاعر و طنزپرداز معاصر، ادبيات اجتماعی و مردمی بود. شعر
«من بچه جوادیه‌ام…» از جمله آثار او در حوزه ادبیات اجتماعی است که در
بند آخرش می‌گوید: «كشتارگاه/ در آخر جواديه/ اين سوی نازی‌آباد است/ و
مردم محله من هر صبح/ با بوی خون بيدار می‌‌شوند/ در بوی تند پِهِن/ اين جا
بهار بينی خود را بالا می‌گيرد/ سگ‌های نازی‌آباد در بوی لاشه‌های كهن عشق
می‌كنند/ ميعادگاهشان /كشتارگاه/ انبوه گوسفندان/ تصوير كوره‌های آدم‌سوزی
را/ در ذهنم/ بيدار می‌كنند….»

هوشنگ ابتهاج

امیرهوشنگ ابتهاج متخلص به ه.الف.سایه متولد ششم اسفند 1306 در رشت است.

از
جمله مجموعه شعرهای هوشنگ ابتهاج می‌توان به «نخستین نغمه‌ها»، «سراب»،
«سیاه مشق»، «شبگیر»، «زمین»، «چند برگ از یلدا»، «یادنامه»، «تا صبح شب
یلدا»، «یادگار خون سرو»، «حافظ به سعی سایه»، «تاسیان مهر» و «بانگ نی»
اشاره کرد.

ابتهاجِ شاعر، بخش مهمی از حافظه
موسیقایی ایرانی‌ها را هم شکل داده است. «سپیده» که معمولا با نام «ایران،
ای سرای امید» هم شناخته می‌شود، عنوان یکی از تصنیف‌های ساخته‌ شده توسط
محمدرضا لطفی است. شعر این تصنیف توسط هوشنگ ابتهاج سروده شده و محمدرضا
شجریان آن را خوانده است.

«تو ای پری کجایی» یا
«سرگشته» ترانه مشهور و ماندگار دیگری است با شعر هوشنگ ابتهاج و ملودی و
آهنگسازی همایون خرم در دستگاه همایون که نخستین بار با صدای حسین قوامی
اجرا شد.

«ای شادی، ای آزادی» نیز تصنیف دیگری از هوشنگ ابتهاج است با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی کیوان ساکت که در سال 1388 منتشر شد.

هوشنگ کامکار

هوشنگ کامکار، آهنگساز و مدرس موسیقی و مترجم آثار تئوریک موسیقی و سرپرست گروه کامکارها، هفتم اسفند 1325 در سنندج به دنیا آمد.

تصنیف
«کجایید ای شهیدان خدایی» براساس غزلی از «دیوان شمسِ» مولوی یکی از
مشهورترین آهنگ‌هایی است که هوشنگ کامکار ساخته و تنظیم کرده است.

کامکار
در مورد «کجایید ای شهیدان خدایی» گفته بود: «این اثر در اوایل انقلاب
اسلامی و با توجه به آن فضا ساخته شد. شعری از مولانا را برای این کار
انتخاب کردم که اتفاق ویژه‌ای هم بود. این کار را برای دل خودم و به خرج
خودم ساختم؛ آن موقع تازه ازدواج کرده بودم و این کار را با هزینه هدیه‌های
ازدواجم با ارکستر سمفونیک به رهبری حشمت سنجری در استودیو بِل ضبط کردم.»

فرخ غفاری

زنده‌یاد
فرخ غفاری متولد هفتم اسفند 1300 در تهران سینماشناس، مورخ، منتقد،
کارگردان، پایه‌گذار کانون فیلم و فیلم‌خانه ملی ایران و از پیشگامان
سینمای مدرن ایران بود.

میراث غفاری برای سینما و
فرهنگ ایران میراث اندکی نیست. او نخستین کسی بود که دست به جمع‌آوری
اسناد و مدارک مربوط به تاریخ سینمای ایران زد و پس از پایان تحصیلات خود
در فرانسه و بلژیک و کارآموزی نزد هانری لانگلوا، فیلم‌شناس معروف در
سینماتک فرانسه به ایران بازگشت و کانون ملی فیلم و آرشیو فیلم ایران را
تاسیس کرد.

فرخ غفاری به همراه ابراهیم گلستان و
فریدون رهنما، سهم مهمی در بنای سینمای روشنفکری و غیر متعارف ایران در
ابتدای دهه چهل داشت. کسی که با ساختن فیلم‌های «جنوب شهر» و «شب قوزی» در
کنار فیلم‌های «خشت و آینه» ابراهیم گلستان و «سیاوش در تخت جمشید» فریدون
رهنما، خون تازه‌ای در کالبد بی‌جان و بی‌رمق سینمای ایران تزریق کرد و
زمینه‌های رشد و تحول سینمای هنری و اندیشمندانه ایران را فراهم کرد.

مهدی اخوان ثالث

زنده‌یاد مهدی اخوان‌ثالث با تخلص م. امید متولد دهم اسفند 1307 در مشهد است.

از
جمله مجموعه شعرهای اخوان ثالث می‌توان به «ارغنون»، «زمستان»، «آخر
شاهنامه»، «از این اوستا»، «پاییز در زندان»، «در حیاط کوچک پاییز در
زندان»، «ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم» و… اشاره کرد.

از
جمله اشعار بارها شنیده و خوانده شده او می‌توان به «قاصدک» با مطلع
«قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟/ از کجا، وز که خبر آوردی؟/ خوش خبر باشی، اما،
گرد بام و در من/ بی‌ثمر می‌گردی….»، «لحظه دیدار» با شروعی شورانگیز
«لحظه دیدار نزدیک است/ باز من دیوانه‌ام، مستم/ باز می‌لرزد، دلم،
دستم….»، «من اینجا بس دلم تنگ است» با بندِ معروف « من اینجا بس دلم تنگ
است و هر سازی که می‌بینم بد آهنگ است/ بیا ره توشه برداریم/ قدم در راه
بی‌برگشت بگذاریم/ ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است…»، «زمستان» با
شروع «سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت/ سرها در گریبان است/ کسی سر بر نیارد
کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را/ نگه جز پیش پا را دید، نتواند/ که ره
تاریک و لغزان است….» و… اشاره کرد.   

فرهاد فخرالدینی

فرهاد
فخرالدینی، موسیقی‌دان و آهنگساز، رئیس شورای عالی خانه موسیقی و رهبر
سابق ارکستر ملی ایران متولد 21 اسفند 1316 در تبریز است.

او
در سال 1377 ارکستر ملی ایران را بنیان گذاشت. اولین برنامه این ارکستر به
اجرای چند اثر از علی تجویدی با آواز محمدرضا شجریان اختصاص داشت.

فخرالدینی
همچون ابتهاج در شکل‌دهی به حافظه موسیقایی ایرانیان سهم عمده‌ای داشته
است. آهنگسازی مجموعه «سربداران» و «امام علی» و موسیقی متن مجموعه‌های
«روزی روزگاری» و «کیف انگلیسی» از جمله کارهای ماندگار فخرالدینی است.  

پروین اعتصامی

زنده‌یاد
رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی متولد 25 اسفند 1285 در تبریز است و
زادروزش در تقویم رسمی به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نامگذاری
شده است.

پروين اعتصامی، شاعری است بيش‌تر منزوی،
مطيع و عفيف با اشعاری ساده و مردمی که به عنوان يک مصلح اجتماعی از زبان
مادران، درماندگان و درويشان به انتقاد اجتماعی و به ندرت سياسی دست زده
است.

ستاره‌های آسمان اسفند

از
دیگر هنرمندان متولد اسفند می‌توان به میکائیل شهرستانی بازیگر و
کارگردان، زنده‌یاد فهیمه راستکار، دوبلور و بازیگر، سیاوش تهمورث، بازیگر و
کارگردان، رکن‌الدین خسروی، نویسنده، کارگردان و مترجم، شهره سلطانی،
بازیگر، سعید پورصمیمی، بازیگر و کارگردان، علی سرابی، بازیگر و کارگردان،
پانته‌آ بهرام، بازیگر، رضا بابک، بازیگر، رویا تیموریان، بازیگر، شهرام
حقیقت‌دوست، بازیگر، لادن مستوفی، بازیگر، مرجانه گلچین، بازیگر، ایرج
نوذری، بازیگر و…. اشاره کرد.  

خبرآنلاین

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

بازدید معاون علمی و فناوری رییس جمهور از نمایشگاه هنرمند معرق کار کیش

سورنا ستاری در سفر به جزیره کیش از نمایشگاه معرق استاد کیومرث صیاد دیدن کرد.

بازدید معاون علمی و فناوری رییس جمهور از نمایشگاه هنرمند معرق کار کیشبه گزارش خبرداغ به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد کیش، معاون علمی و فناوری رییس جمهور در سفر دو روزه خود به جزیره کیش با حضور در مرکز همایش های بین المللی این جزیره از نمایشگاه دائمی آثار معرق هنرمند شایسته کیش، استاد کیومرث صیاد دیدن کرد.

استاد كيومرث صياد نقاشي را نزد استادان شيرازي و چيت ساز آموزش ديده و هنر خطاطي را نزد استاد خلج آموخته است. وي تا كنون 40 اثر ارزشمند در زمینه سوژه های مذهبي، تاريخي و فرهنگي خلق کرده است.

 تمامي آثار اين هنرمند از نوع معرق تمام چوب بوده و در رنگ آميزي و طراحي اين تابلوها از هيچ رنگ و خطي با قلم يا مداد استفاده نشده است، رنگ درخشان تابلوها مربوط به رنگ واقعي چوب هاي بكار رفته در اثر بوده و تمام خطوط اين تابلوها نيز مربوط به برش هاي اره است.

استاد كيومرث صياد در سال 1334 در شهرستان ري متولد شد و از كودكي نزد پدر هنرمند و هنر پرور خود به كار صنايع دستي پرداخته و در سالهاي تحصيل در دانشگاه نيز بصورت تخصصي با هنر معرق آشنا شد وي در سال 1370 به طور اتفاقي با استاد شمسيان يكي از بهترين اساتيد هنر معرق ايران آشنا شده و از همان زمان و تحت تعليم و نظارت ايشان به ساخت تابلوهاي معرق مشغول شد كه نتيجه آن چندين تابلوي با ارزش است و هنر معرق او را با هنر خاتم كاري نيز آشنا كرده و وي در اين هنر نيز دستي بر آتش دارد. صياد در بيش از 15 نمايشگاه فردي و جمعي آثار خود را به نمايش گذاشته است و چند اثر او در نمايشگاه هاي آثار چوبي دو سالانه ميراث فرهنگي در سال 1378 و همچنين در هشتمين نمايشگاه قرآني به عنوان اثر برگزيده انتخاب شده اند. تابلوی بازار، عصر عاشورا، مولود كعبه، علمدار كربلا، سهراب و گرد آفريد برگرفته از كارهاي استاد فرشچيان، تابلو گوساله سامري اثر نيكولاس پازين، تابلو يوسف و برادرانش اثر فرانكويس پاسكال و تابلو هاجر و اسماعيل از فرانسيسكو كوزا، تابلوي نماز در جبهه و تابلوی رستم و سهراب از جمله آثار زیبای این هنرمند است که در نمایشگاهی دائمی در مرکز همایش های بین المللی کیش میزبان علاقمندان است.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

برخی از بزرگ ترین کلکسیون دارهای آثار هنری، مشهورترین ستاره های جهان هستند. مسلما با قدرت و ثروتی که آنها دارند، می توانند بهترین آثار هنری را از آن خود کنند.

به گزارش خبرداغ به نقل از برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: برخی از بزرگ ترین کلکسیون دارهای آثار هنری، مشهورترین ستاره های جهان هستند. مسلما با قدرت و ثروتی که آنها دارند، می توانند بهترین آثار هنری را از آن خود کنند. ستاره هایی که به هنر علاقمندند، هزینه های زیادی را برای آثار هنری می پردازند،  به عنوان مثال قیمت برخی از آثار خریداری شده توسط آنها از قیمت یک خانه هم گران تر است.

برخی از ستاره هم آثار
خریداری شده خود را پس از مدتی به حراج می گذارند و پول آن را وقف خیریه ها
می کنند. اگر دوست دارید با ستاره هایی که دارای بزرگ ترین کلکسیون های
آثار هنری هستند آشنا شوید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

لئوناردو دی کاپریو: جمع آوری آثار مدرن

لئوناردو
دی کاپریو در حال حاضر یکی از قدرتمندترین و تاثیرگذارترین ستاره های جهان
است. او از دوران نوجوانی فعالیت های حرفه ای خود را در صنعت سینما آغاز
کرد، در کنار آن نیز به فعالیت های مختلف دیگری مانند حفاظت از محیط زیست و
آثار هنری دست می زد.

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

یکی از بزرگ ترین اقدامات او، جمع آوری کلکسیون آثار هنری بود. او
مشهورترین آثار هنری، در سبک های مختلف، را از نقاط مختلف جهان خریداری
کرده و در خانه اش نگه می دارد. به عنوان مثال «Takashi Murakami» و «Ed
Ruscha» از جمله هنرمندان معروفی هستند که می توانید آثارشان را در کلکسیون
این ستاره مشاهده کنید.  او معمولا پول حراج برخی از آثارش را وقف خیریه
ها می کند.

 اپرا وینفری: حمایت از هنرمندان آفریقایی- آمریکایی

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

یکی
از قدرتمندترین زنان جهان، اپرا وینفری است. او همیشه از عشق اش به هنر و
آثار هنری حرف می زند و سعی می کند که تا جای ممکن از هنرمندان حمایت کند.
به عنوان مثال برخی از خیریه های او تنها برای حمایت از هنرمندان مختلف
جهان تاسیس شده است.

علاوه بر حمایت هنرمندان، او خود به جمع آوری کلکسیون های هنری علاقه زیادی
دارد. به عنوان مثال او آثار هنرمندان مشهوری چون «Hovsep Pushman» و
«Richard Edward Miller» را خریداری کرده و حتی برای برخی از آن آثار تا
150 میلیون دلار هم پول داده است. هدف او از خرید آثار، بیشتر حمایت از
هنرمندان آفریقایی- آمریکایی و زنان است.


 

نیل پاتریک هریس: علاقمند به هنر مدرن

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

ستاره
سریال «آشنایی با مادر» یکی از ستاره های فعال در عرصه هنر است. علاوه بر
سینما، او با جمع آوری کلکسیونی از آثار هنرمندان مشهور جهان، عشق و علاقه
خود را به هنر ثابت کرد. اگر چه آثار کلاسیک در جامعه طرفداران بیشتری دارد
اما علاقه نیل پاتریک به هنر مدرن بیشتر است. در کلکسیون او می توان آثار
هنرمندانی چون « Ahemd Alsoudani»، «David Wojnarowicz» و «Annie Lapin» را
مشاهده کرد. در واقع او آنقدر در خرید آثار هنری افراط کرده که خانه اش
دیگر جایی برای آثار هنری جدید ندارد.


 

کریستینا آگیلرا: طرفدار هنرمندی با نام «Banksy»

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

کریستینا
آگیلرا یکی از موفق ترین خوانندگان پاپ جهان است. او از کودکی عاشق موسیقی
و سینما بوده اما هر چه بزرگ تر شد، علاقه او به هنر خیابانی نیز افزایش
یافته است. او کلکسیون باارزشی از آثار هنرمندان را برای خود جمع کرده است.
در واقع به لطف همسر قبلی اش، جردن برتمن، بود که او با هنر گرافیتی آشنا
شد. یکی از هنرمندانی که او علاقه زیادی به آثارش دارد، « Banksy» است.
کریستینا حدود 44 میلیون دلار را تنها برای خرید آثار «Banksy» هزینه کرده
است. او حتی از این هنرمند درخواست کرد تا جلد آلبوم سال 2012 خود را با
نام «Bionic»، برایش طراحی کند. 


 

بیانسه و جی زی: حمایت از هنر مدرن

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

مشهورترین
زوج هالیوودی نیز جزو بزرگ ترین کلکسیون دارهای آثار هنری هستند. جی زی از
سال 2008 تاکنون به جمع آوری آثار هنری مورد علاقه اش پرداخته است. او حتی
یک مشاور هنری نیز دارد که قبل از خرید آثار، با او مشورت می کند. جی زی
هم مانند نیل پاتریک هریس به آثار مدرن بیشتر از آثار کلاسیک علاقه دارد.
زمانی که از او پرسیدند چه چیزی تو را جذب خرید یک اثر هنری می کند، در
جواب گفت: «من معمولا آثاری که به من الهام می دهند یا مرا یاد چیزی می
اندازند را خریداری کنم. به عنوان مثال آثار «David Hammons» من را یاد
اصالت و ریشه ام می اندازد.»


 

برد پیت: جمع آوری هنرهای نو

ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند 

برد
پیت جزو هفتمین کلکسیون دارهای بزرگ هالیوود است. علاقه او به آثار هنری و
فعالیت های او در این زمینه، تا به حال تیتر بسیاری از مجلات شده است.
علاوه بر جمع آوری آثار هنرمندان بزرگ، او خود نیز به خلق آثاری در زمینه
دکوراسیون داخلی دست زده است که توجهات بسیاری را به خود جلب کرد.


 

مدونا: کلکسیونی حدود 100 میلیون دلار

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

مدونا
یکی از تاثیرگذارترین مهره های موسیقی جهان است. علاوه بر موسیقی، او یکی
از طرفداران پر و پا قرص آثار هنری است. او از سال 1987 به جمع آوری آثار
هنری پرداخته به طوری که در حال حاضر یکی از بزرگ ترین کلکسیون های هنری
جهان را دارد. آثار هنرمندانی چون «Tamara de Lempicka» و «Frida Kahlo» را
در مجموعه او می توان مشاهده کرد. گزارشات حاکی از آن است که ارزش کلکسیون
هنری او حدود 100 میلیون دلار است که در مقایسه با بقیه کلکسیون دارها
بسیار چشمگیر می باشد.


 

کانیه وست

 ستاره‎هایی که بزرگ‌ترین کلکسیون‌های هنری را دارند

علاقه
کانیه وست به هنر و مد برای همگان آشکار است. او قبل از آنکه وارد دنیای
موسیقی شود، در دانشگاه در رشته هنر تحصیل می کرد اما آن را برای دنبال
کردن موسیقی به طور حرفه ای رها کرد. اگر چه حرفه اصلی او در حال حاضر
موسیقی است اما او از فعالیت های هنری دست نکشید، به طوری که جزو یکی از
بزرگ ترین کلکسیون دارهای هنری در میان ستارگان محسوب می شود. او با
هنرمندان مشهوری چون «تاکاشی موراکامی» و « George Condo» برای طراحی جلد
آلبومش همکاری کرده است. کلکسیون شخصی آثار هنری او جزو یکی از باارزش ترین
ها به حساب می آید.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

گریه بازیگر زن جوان به خاطر تهدیدهای گروه فیلمسازی

الناز حبیبی، بازیگر جوان سینما و تلویزیون، با حضور در برنامه دیشب «دورهمی» از تجربه تلخ همکاری با یک گروه فیلمسازی گفت که بعد از قطع همکاری با آنان، مورد تهدید قرار گرفته و یک هفته از ترس گریه می‌کرده است.

گریه بازیگر زن جوان به خاطر تهدیدهای گروه فیلمسازی

به گزارش خبرداغ ، مهران مدیری در برنامه «دورهمی» که شامگاه چهارشنبه 25 بهمن پخش شد، میزبان الناز حبیبی، بازیگر سینما و تلویزیون بود.

این
بازیگر درباره زندگی خانوادگی‌اش گفت: «من خیلی خانواده و اقوامم را دوست
دارم‌ و چون بیشتر افراد خانواده‌ام در ایران زندگی نمی‌کنند، خیلی دلتنگ
آنها هستم. من چون حالم با آدم‌های آنجا خوش نیست، نمی‌توانم خارج از کشور
زندگی کنم.»

او
افزود: «دوستانم به من لقب مادر بزرگ را داده‌اند؛ چون در زندگی بسیار
محتاط عمل کرده‌ام و هرکاری را که اشتباه و یا خطا بوده است، انجام
نداده‌ام.»

حبیبی
همچنین درباره انتخاب‌ها و تصمیم‌های نادرستی که باعث پشیمانی‌اش شده‌اند،
توضیح داد: «یک بار به خاطر اعتمادی که داشتم، فیلمنامه‌ای را انتخاب
کردم. بعد از ۳ روز وقتی جلوی دوربین رفتیم، دیدم آن چیزی نبود که من فکر
می‌کردم و از همان جا به خانه برگشتم. بلافاصله تهدید و اذیت آن‌ها شروع شد
و من یک هفته تمام از ترس در خانه گریه می‌کردم!»

منبع: خبرآنلاین

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سخنی دوستانه با منتقدان تند و تیز حاتمی‌کیا: فراموش کرده‌اید این مرد بیش از بسیاری از مدعیان هزینه‌ها داده؟ / حاتمی‌کیا فیلمساز وابسته نیست؛ او را به دامن تندروها هل ندهیم!

ابراهیم حاتمی کیا فیلمساز وابسته نیست؛ این را حدود سه دهه فیلمسازی او می‌گوید؛ از همان زمانی که «هویت» را ساخت. هویت فیلمسازی اش اما کمی بعدتر شکل گرفت. وقتی با «دیده‌بان» و «مهاجر» خود را هم به سینمای ایران تحمیل کرد و هم نشان داد که می توان همزمان فیلم جنگی مورد تایید همه جناح های سیاسی ساخت به دور از سیاست زدگی و بدون گرفتار شدن در شعار. او در همه ادوار و دولت ها ، «منتقد» بوده است؛ یک منتقد آرمانگرا، چگونه می تواند «وابسته» باشد؟! او وابسته نیست، اما فیلمسازیست که در عین نقادی مادام، به آرمان ها و ارزشهایی پایبند و «وابسته» است که از قضا، مورد تایید همه ی جریان ها ، دولت ها و حاکمیت است. «نقادی مادام»، مگر با «وابستگی» ممکن است؟! نه، انصاف نیست، نه باور چنین پاردوکس ناممکنی و نه فراموشیِ روزگارِ نه چندن دورِ این فیلمساز!

سخنی دوستانه با منتقدان تند و تیز حاتمی‌کیا: فراموش کرده‌اید این مرد بیش از بسیاری از مدعیان هزینه‌ها داده؟ / حاتمی‌کیا فیلمساز وابسته نیست؛ او را به دامن تندروها هل ندهیم!

ابراهیم حاتمی کیا فیلمساز وابسته نیست؛ این را حدود سه دهه فیلمسازی او
می‌گوید؛ از همان زمانی که «هویت» را ساخت. هویت فیلمسازی اش اما کمی
بعدتر شکل گرفت. وقتی با «دیده‌بان» و «مهاجر» خود را هم به سینمای ایران
تحمیل کرد و هم نشان داد که می توان همزمان فیلم جنگی مورد تایید همه جناح
های سیاسی ساخت به دور از سیاست زدگی و بدون گرفتار شدن در شعار.

به گزارش خبرداغ به نقل از  «انتخاب»، حاتمی کیا همین خط را ادامه داد و
سال به سال پخته تر شد؛ برای رسیدن به سطح اول کارگردانی در کشور راه
طولانی «از کرخه تا راین» را طی کرد. مفاهیم انسانی را بدون شعارزدگی، بدون
افتادن در ورطه اغراق رایج فیلم‌های جنگی در سینمایش روایت کرد. در
فیلم‌های او نه بسیجی های معترض آدم بد بودند و نه پناهجویان و خارج نشینان
غرب زده.

اوج «اعتدال» در فیلم هایش نمایان بود؛ تیپ هایی که نمایش می داد، هیچ
یک سیاه سیاه یا سفید سفید نبودند. یک ویژگی مشخص در سینمای حاتمی کیا او
را از سایر فیلمسازان هم رده اش جدا می کرد و آن اینکه همه تیپ ها و شخصیت
ها در فیلم های او صاحب «حق» بودند. چه آن بسیجی «از کرخه تا راین» که می
خواست به آلمان پناهنده شود، چه «شیرین»ِ «بوی پیراهن یوسف» که خارج نشین
بود و شاید مخالف جنگ.

حاتمی کیا حتی زمانی که وزارت ارشادِ علی لاریجانی از او خواست فیلمی
درباره جنگ بوسنی بسازد، در «خاکستر سبز» هم از شعارزدگی فاصله گرفت تا
جایی که کسی نتوانست به او لقب «سفارشی ساز» بدهد.

اولین توقیف!

از «خاکستر سبز» تا «حلقه سبز» حاتمی کیا دچار یک دگردیسی در اولویت
بندی تفکرات خود شد. او به یک فضای انتزاعی در فیلم هایش وارد شده بود.
تحولی که شاید کمی قبل تر از آن در فیلم «به رنگ ارغوان» رگه هایی از آن
قابل تشخیص بود؛ فیلم اما در محاق توقیف ماند، آن هم از سوی وزارت اطلاعاتِ
دولت اصلاحات.

اتفاقی که منجر به نامه نگاری هایی میان حاتمی کیا و یونسی شد؛ نامه
هایی که با «یا محبوب»، «هو الحبیب» و «یا شاهد» آغاز می شد و در آنها جز
احترام هیچ نبود. خود او در مورد توقیف «به رنگ ارغوان» و دیدارش با یونسی
وزیر اطلاعات دولت خاتمی می گوید: «روزی به آقای یونسی گفتم شما کارتان
پنهان کاری است و ما عیان سازی. شما براساس رویه باید شک ایجاد کنید و من
معکوسش! جریان رادیکال سیاسی با همان تندی که آنطرفی ها را می زند، فیلم
مرا هم می کوبد .اینگونه می شود که برای مجوز گرفتن فیلمی می آیند و می
گویند “زبان به این بحث نکن”، و در حالی که باید وزارت ارشاد مجوز بدهد به
جایش وزارت اطلاعات خودش را جلو می اندازد و تصمیم می گیرد!»

چهره معترضِ متفاوتِ حاتمی کیا اما در سال 93 رونمایی شد. جایی که
فیلمسازان «جشنواره ای» را متهم کرد که با «آن طرف آب» در ارتباطند و همیشه
«دلارشان می‌رسد». لحنش تندتر شد. فیلمسازان محبوب را به چالش کشید. از
کیارستمی تا کیانوش عیاری. البته جرقه های این انتقادات کمی قبل تر زده شده
بود. جایی که او اصغر فرهادی و فیلم برنده اسکارش را به باد انتقاد گرفته
بود. همان اصغر فرهادی که همکاری اش با حاتمی کیا در «ارتفاع پست» نتیجه
مثبتی برای سینمای ایران داشت.

اصولگرایان ؛ همه جانبه علیه حاتمی کیا

برخی اصلاح طلبان اما کم تحمل بودند. حتی متوجه نبودند، او که دیدی
فراجریانی دارد، شاید بیش از بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی هزینه داده است و
توهین ها شنیده و کم لطفی های فراوان دیده است. او در سال 89، «گزارش یک
جشن» را ساخت، فیلمی که هیچگاه امکان اکران عمومی پیدا نکرد، آن هم فقط به
یک دلیل؛ این فیلم از مسایل کلان ملتهب جامعه در ایام ملهتب سال 88 سخن به
میان می‌آورد و به مسئله جوانان به‌عنوان یکی از بحران‌های امروز جامعه
می‌پردازد. فیلم و مضمونی که شاید اگر قدرت و تاثیرگذاری شبکه های اجتماعی
من جمله توییتر در آن ایام، به قدرت امروز بود، هشتگ ها و کمپین های متعددی
در حمایت از وی تشکیل می شد؛ چندان که این ایام، همین هشتگ ها، نادانسته و
از روی جوی غلط، علیه او تشکیل شد!

ماجرای «گزارش یک جشن» اما به توقیف فیلم محدود نشد. او بارها از سوی
جریان تندرو سخنان کم سابقه ای شنید. محمدحسین صفار هرندی یکی از این افراد
بود. او در سال 89 با کنایه مشخص به حاتمی کیا گفت:
«برخی در میانه راه دچار سیاست زدگی شدند و یکی از فیلمسازان که فیلم هایش
دلگرمی بچه های جنگ بود امروز دلخوشیش این است تا جناح فلان که پارسال
خیابان‌های تهران را کثیف کرده بودند برایش کف بزنند .»

رجانیوز که آن روزها رسانه ی اصلی طیف احمدی نژاد به شمار می آید و این
روزها تابلوی پایداری را یدک می کشد، درباره حاتمی کیا و «گزارش یک جشن»
نوشت: «بانوی فیلم حاتمی کیا، مجسمه ساز است، به طور خاصی چادر سر می کند،
شوهرش مهندس است و اتفاقا 20 سال است که همسرش را تنها گذاشته، مادر جوانان
وطن! است و بانوی شهر حاتمی کیا.»

این سایت افزود: « حاتمی کیا دیگر حق ندارد از دفاع مقدس بگوید او همان
بهتر که بر سیاق این چند سال، از حاملگی ناخواسته، اجاره رحم و بانوی شهر
خود بگوید.» عجیب اینجاست که این طیف نیز حاتمی کیا را متهم به نهادی بودن،
می کنند و می گویند: « بنیاد فارابی، سازمان ملی جوانان از بودجه دولتی و
بیت المال از بیانیه سیاسی آقای کارگردان حمایت می کنند که علاوه بر اسم
سازمان‌شان، اسم خودشان هم در تیتراژ بیاید و احتمالا دو سه خط دیالوگ هم
به بستگان‌شان به عنوان سیاهی لشگر در فیلم نقش داده شود»

کیهان نیز همگام با این طیف از رسانه ها و افراد بر حاتمی کیا تاخت و او
را فردی در تعارض با مفهوم مقاومت توصیف کرد و از وزارت خارجه بابت نمایش
آثار او در لبنان شدیدا انتقاد کرد و نوشت: «سؤال اساسي از مسئولان محترم
رايزني فرهنگي كشورمان در لبنان اين است كه چرا فيلم هايي كه مضاميني در
تعارض با مفهوم مقاومت دارند را براي نمايش در كشوري كه طي سال هاي گذشته
به خاطر مقاومت مقابل رژيم صهيونيستي توانسته استقلال و تماميت ارضي خودش
را حفظ كند انتخاب كرده اند و اساسا اينگونه فيلم ها كه با فرهنگ اسلامي و
انقلابي مردم ايران در تعارض آشكار است با چه انگيزه اي به عنوان فيلم هاي
معرفي كننده فرهنگ ايران اسلامي در كشورهاي ديگر به نمايش گذارده مي شود؟! »

یالثارات نیز نوشت: همین آقای حاتمی کیا ی که امروز رزمنده بودن و همنفس
بودن را با سید اهل قلم شهید مرتضی آوینی در بوق می کند فیلمی ساخته است
با عنوان گزارش یک جشن در ستایش زهرا رهنورد و میر حسین موسوی. دو عنصری که
سبب آشوبهای پس از انتخابات شده اند و در پایان فیلم با توجه به مضمون کلی
یک عروسی اتفاق می افتد و نام داماد محمود رضایی است .

حاتمی کیا اما با انتقاد از واکنش های تند به فیلمش ، گفت «فیلم
من می گوید امنیتی کردن فضایی که جوانان دنبال هویت یابی خود هستند، باعث
بدتر شدن فضا می شود…وای به حال آنکه فضای فرهنگ و کشور امنیتی
شود…جریان رادیکال سیاسی با همان تندی که آنطرفی ها را می زند، فیلم مرا
هم می کوبد»

و آنقدر تندروی ها علیه او تشدید شده بود که مجبور شد توضیح دهد که
حاتمی کیا، همچنان بر همان آرمان های پیشین خود استوار است ؛ «من اپوزوسیون
نیستم، اما از قبلیه ای هستم که جایش مشخص است و آرمان هایش واضح. او که
در اوج سرخوردگی های جامعه ، به نقطه ی دلگرمی بدل شده بود، بارها تاکید
کرده که «من هیچ وقت به چپ و راست و اینور و انور کولی نداده و نخواهم داد،
مسئله حاتمي كيا ماندن خودم است كه هزينه دارد. بخشي با توقيف فيلم هايم،
بخشي با همين فريادها. »

سخنی دوستانه با منتقدان تند و تیز حاتمی‌کیا: فراموش کرده اید این مرد بیش از بسیاری از مدعیان هزینه ها داده؟ / حاتمی کیا فیلمساز وابسته نیست؛ او را به دامن تندروها هل ندهیم

نقادی مادام یک «فیلمساز وابسته»!

اساسا کدامیک از منتقدان مدعی که با آب و تاب فراوان بر حاتمی کیا می
تازند، تا این حد پای عقیده و اثر خود هزینه داده اند و فحش شنیده اند؟ اگر
قرار بر تقسیم بندی سیاسی باشد که حاتمی کیا فریاد زده بود «هم به موسوی
رای داده ام هم به روحانی». حتی فراموش کردند یک سال قبل از آن هم گفته بود
«گرایش فکری و سیاسی بچه های من همگی به آقای موسوی بود و در کوران حوادث
پس از انتخابات سال ۸۸ این ها به پشت بام می رفتند و با بلندگوی کارگردانی
من الله اکبر می گفتند. این همان بلندگویی بود که در همه فیلم ها از آن
استفاده می کنم.»

آقایان تاب انتقادات حاتمی کیا را نداشتند. ولو لحن تند باشد. او را
فیلمساز نهادی خواندند و سفارشی ساز! انگ هایی که حاتمی کیا بارها عکس آن
را اثبات کرده بود؛ با زبان سینما. شاید این همان چیزی بود که تندروها می
خواستند؛ آنها اکنون حاتمی کیا را در طیف خود می دیدند. کارگردانی که نگاه
فیلم‌هایش با نگاه تندروها فاصله ای به فاصله ی «از کرخه تا راین» بود! او
در همه آثارش چنین رویه و نگاهی را اثبات کرده است؛ حاتمی کیا در همه ادوار
و دولت ها ، «منتقد» بوده است؛ یک منتقد آرمانگرا، چگونه می تواند
«وابسته» باشد؟! او وابسته نیست، اما فیلمسازیست که در عین نقادی مادام، به
آرمان ها و ارزشهایی پایبند و «وابسته» است که از قضا، مورد تایید همه ی
جریان ها ، دولت ها و حاکمیت است. «نقادی مادام»، مگر با «وابستگی» ممکن
است؟! نه، انصاف نیست، نه باور چنین پاردوکس ناممکنی و نه فراموشیِ روزگارِ
نه چندن دورِ این فیلمساز!

در روزهای اخیر و پس از اظهارات حاتمی کیا در اختتامیه جشنواره، گروهی
تا توانسته اند به او تاخته اند. یکی با لحن ملایم و دیگری با الفاظ تند.
هر چند «انتخاب» نیز منتقد محتوا و لحن سخنان حاتمی کیا بود و معتقد است،
حاتمی کیا حق ندارد برای اظهارنظر یکی دو منتقد ، آنهم با محتوایی سطحی و
چهار واژه ی فرنگیِ شبه روشنفکری (و نه حتی نقدی عمیق و درخور، چنان برخی
نقدهای سازنده به حاتمی کیا که کم هم نبود)، فضای جشنواره را آنچنان تلخ می
کرد! شان او اجل بر چنین جنجال هاییست که از لج فلان جریان قلیل، استقلال
خود را زیر سوال برد؛ فضا را علیه خود کند و به همان نورسیده ها (با نام
بردن یا اشاره به آنان) وجهه و شخصیت دهد؛ اما زمان آن است که این منتقدان
تند و تیز کمی هم به خود بیایند که چگونه یک فیلمساز ناب با نگاهی شریف به
مسائل جنگی و سیاسی را از خود رانده اند. حاتمی کیا فیلمساز وابسته – به
معنای منفی آن – نیست؛ او وابسته به ارزش ها و آرمانهایی که مورد تایید همه
جریان ها و مردم ایران است ؛ او را به دامن تندروها هل ندهید!

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سازندگان «لاتاری» از دبیرخانه جشنواره شکایت می‌کنند

سیدمحمود رضوی، تهیه‌کننده فیلم «لاتاری» اعلام کرد از دبیرخانه جشنواره فجر شکایت می‌کند.

به گزارش خبرداغ ، در پی اظهار نظر داوران سی و ششمین جشنواره فیلم فجر درباره محتوای
خشونت‌آمیز فیلم «لاتاری» و نادیده گرفته شدن این فیلم، سیدمحمود رضوی
تهیه‌کننده این اثر با انتشار توئیتی اعلام کرد که از دبیرخانه جشنواره
فیلم فجر شکایت خواهد کرد.

رضوی در این توئیت
نوشته: «بعد از صحبت‌های 2 نفر از داوران عزیز جشنواره فیلم فجر در خصوص
ممیزی محتوا به جای داوری و پست آقای حمید فرخ‌نژاد، یک تیم حقوقی به من
اعلام کردند، بر اساس بند ب جزء 1 ماده 10 قانون دیوان عدالت اداری و اصل
173، شکایت از دبیرخانه جشنواره قطعا قابل طرح در دیوان است و قصد پیگری
دارند.»

سازندگان «لاتاری» از دبیرخانه جشنواره شکایت می‌کنند

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

حج سال آینده گران می‌شود

معاون توسعه مدیریت، منابع و پشتیبانی سازمان حج و زیارت گفت: حج سال آینده با افزایش قیمت مواجه می شود.

حج سال آینده گران می‌شود

به گزارش خبرداغ ، محمد آزاد در مورد اخرین وضعیت حج 97 گفت: براساس توافق با عربستان
برای حج واجب سال آینده با افزایش تعداد حجاج، 90 هزار حاجی ایرانی به مکه و
مدینه اعزام می شوند. از این تعداد، تنها سه درصد نیروهای خدماتی بوده و
بیشتر سعی شده است تعداد زائران بیشتر باشد.

وی
ادامه داد: توافقات اولیه انجام شده و تیم اسکان همچنان در عربستان حضور
داشته و در حال رایزنی برای فراهم کردن اماکن اسکان حجاج است.

معاون
توسعه مدیریت، منابع و پشتیبانی سازمان حج و زیارت افزود: اعزام حجاج از
اویل مردادماه سال آینده آغاز شده و زائران بیت الله الحرام بین 28 تا 38
روز آنجا مستقر هستند.

وی به موضوع گران شدن
هزینه حج آینده اشاره کرد و گفت: با توجه به افزایش 5 درصدی مالیات بر ارزش
افزوده و قیمت کالاها، قیمت حج سال آینده گران می شود. البته موضوع دیگر
نوسانات ارز در داخل است که باعث افزایش هزینه خواهد شد.

آزاد
در مورد فراخوان حجاج گفت: مرحله اولیه تکمیل ظرفیت آغاز شده است و زائران
دارای فیش تا پایان آبان ماه سال 85 می توانند ثبت نام کرده و اطلاعات خود
را وارد سامانه کنند.

منبع: میزان

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی