حافظ ناظری به مدیری: تلاش هایتان فایده ندارد!

حافظ ناظری در پستی در صفحه شخصی خود نسبت به کنایه مهران مدیری در دورهمی واکنش نشان داد.

به گزارش خبرداغ به نقل از ایران آنلاین: حافظ ناظری در پستی در صفحه شخصی خود نسبت به کنایه مهران مدیری در دورهمی واکنش نشان داد.

مهران
مدیری در برنامه دورهمی با زبان طنز به انتقاد از حافظ ناظری و سلبریتی
هایی که به کرمانشاه برای کمک به زلزله زدگان رفته بودند، پرداخت.

البته بیشتر کنایاتش متوجه حافظ ناظری بود. حافظ ناظری نیز در کانال
تلگرامی خود با انتشار یک عکس نوشت: تلاش هایتان بى فایده ست! این تن از
فولادهِ و این قلب پر از عشق و اعتقاد!!!

واکنش حافظ ناظری به کنایه مهران مدیری

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

شما هم فقط ترکیه می‌روید؟ ایرانی‌ها بدون ویزا به کدام کشورها می‌توانند سفر کنند؟

شما هم فقط ترکیه می‌روید، چون فکر می‌کنید تنها کشوری است که ویزا نمی‌خواهد؟ می‌دانید سرزمین چای وادویه (سریلانکا)، کشور کوه‌های بلند (نپال) یا خیابان ۸۸۰ ساله بائوباب‌ها (ماداگاسکار) در چهارمین جزیره بزرگ دنیا را بدون دردسرهای گرفتن ویزا، می‌توانید ببینید؟ آیا شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که هند نمی‌روند، ‌ چون فکر می‌کنند قرار است دل درد یا اسهال بگیرند، یا آن‌هایی که از ترس مُهر قرمز، برای گرفتن ویزای اروپا جسارت به خرج نمی‌دهند؟

شما هم فقط ترکیه می‌روید؟ ایرانی‌ها بدون ویزا به کدام کشورها می‌توانند سفر کنند؟

آخرین گزارش‌ها از اعتبارسنجی
گذرنامه‌ها نشان می‌دهد که ایران با آخرین رتبه جهانی که کشور افغانستان
است، فقط هشت پله فاصله دارد، اما این وضعیت چقدر مانع سفر ایرانی‌ها خواهد
شد؟

به گزارش خبرداغ،‌موسسه مشاوره‌ای «نوماد
کاپیتالیست» در ماه‌های پایانی سال ۲۰۱۷ گزارشی از اعتبارسنجی گذرنامه‌ها
که در حقیقت نشان‌دهنده‌ی ارزش حقیقی شهروندی است، منتشر کرد که در آن
رتبه‌ی ایران در بین ۱۹۹ کشور، ۱۹۱ تعیین شد. این گزارش تنها معرف ارزش
گذرنامه‌ی یک کشور نیست؛ چراکه برای رتبه‌بندی، شاخص‌هایی چون مالیات،
آزادی‌های عمومی، امکانِ داشتن تابعیت دوگانه و حسن شهرت جهانی را نیز
درنظر گرفته است.

اما
پرسش اصلی این است؛ ایرانی‌ها با این گذرنامه که قوانین مهاجرتی برخی
کشورها در سال‌های اخیر نیز چالش‌های جدیدتری را برای آن‌ها ایجاد کرده،
چقدر دست‌شان برای جهانگردی باز است؟

صف‌های
طولانی پشت در سفارتخانه‌های کشورهای اروپایی، پیدا نکردن نوبت سفارت برای
مصاحبه، بازار سیاه ویزا، انبوه مدارک برای گرفتن یک ویزا، صرف هزینه‌های
هنگفت و دست‌آخر ریجکت شدن و ثبت مُهر قرمز در پاسپورت، فوبیای بیشتر
ایرانی‌ها برای سفر شده است. «رضا پاکروان»، ماجراجو و مستندسازی که جزو ۲۰
مرد پر سفر دنیا شناخته شده، اما پیشنهاد دیگری برای مردمی دارد که فکر
می‌کنند همه دنیا، یعنی اروپا و آمریکا.

او
که چالش ویزا یا اعتبار پایین گذرنامه‌ی ایران را بهانه‌ی خوبی برای سفر
نکردن نمی‌داند، می‌گوید: چرا فکر می‌کنید ویزا مشکل سفر است، چه کسانی
مسافرت نمی‌روند و یا فقط ترکیه می‌روند، چون فکر می‌کنند فقط ترکیه ویزا
نمی‌خواهد، در حالی‌که کشورهای زیادی هستند که براحتی به ایرانی‌ها ویزا
می‌دهند و کشورهایی هم هستند که بهترین فرهنگ را دارند، اما کمتر مقصد
ایرانی‌ها برای سفر هستند. نزدیک به ۳۵ کشور وجود دارد که ایرانی‌ها بدون
ویزا می‌توانند به آن‌ها سفر کنند.

صربستان،
ترکیه، ارمنستان، گرجستان، مالزی، ونزوئلا، اکوادور، نیکاراگوئه،
میکرونزی، دومینیکا، بولیوی، هائیتی و گویان از جمله کشورهایی هستند که سفر
به آن‌ها بدون ویزا ممکن است. البته باید به ضوابط دیپلماتیک هر یک از این
کشورها توجه کرد، چون اقامت بدون ویزا در آن‌ها بسته به نوع قوانین هر یک،
متغییر بین ۱۴ تا ۹۰ روز امکان‌پذیر است. به جز این‌ها لبنان، تاجیکستان،
ایالات مستقل ساموآ، نپال، ماداگاسکار، کامبوج، کیپ ورد، کومور، جیبوتی،
گینه بیسائو، گویان، لائوس، موریتانی، موزامبیک، سومالی، تانزانیا، جزایر
سیشل، ‌ کنیا، توگو، سوریه، سریلانکا و مالدیو، کشورهایی هستند که در مرز،
ویزا صادر می‌کنند، فقط کافی است مدارک کامل را همراه داشته باشید تا جواز
ورود را دریافت کنید.

البته
بین ایران و بیشتر این کشورها پرواز مستقیم وجود ندارد، برای همین لازم
است پیش از هر اقدامی، به کشور ترانزیت و مدت توقف در آن توجه کرد تا این
میان، به خاطر گرفتن ویزای کشوری که قرار است فقط چند ساعت در آن توقف
داشته باشید، برنامه‌ی سفرتان دچار اختلال و یا دردسر نشود.

پاکروان
که رکورد جهانی «عبور از ساهارا در آفریقا با دوچرخه» و «سریع‌ترین مسافرت
با دوچرخه از دایره‌ی قطب شمال تا کیپ‌تاون (حدود ۱۸ هزار کیلومتر سفر
بدون پشتیبان در ۱۰۱ روز) » را در کارنامه خود ثبت کرده و طول صحرای
پاتاگونیا در آمریکای جنوبی را پیاده طی کرده و از مدار آناپوریا در
هیمالیای نپال گذشته و درحالی‌که دوچرخه‌اش را حمل می‌کرده، قله‌ی سبلان در
ایران را هم فتح کرده، معتقد است؛ دنیا فقط آمریکا و اروپا نیست و
می‌گوید: کشورهای اروپایی و آمریکایی مثل راه آسفالت می‌مانند، اصل قضیه در
آسیا و آفریقا است که با کشف آن‌ها، به نسل‌های آینده می‌توانیم بگوییم
مثلا من آمازون رفته‌ام، چون با روند سریع تخریب‌ها، فرزندان ما دیگر جایی
مثل آمازون را نخواهند دید.

پاکروان
که تجربه سفر به داغستان را داشته، اعتقاد دارد؛ نا امنی، بهانه‌ای برای
خط زدن نام یک کشور از فهرست مناطقی که می‌خواهیم به آن‌ها سفر کنیم، نیست و
در ادامه بیان می‌کند: واقعیت این است که بیشتر نقاط دنیا امن است، اگر
اتفاقی هم رخ دهد، با توریست کاری ندارند، چون بیشتر جنگ‌ها داخلی و بین
قبلیه‌ها است، این تجربه‌ای بود که در سفر به داغستان بدست آوردم، منطقه‌ای
که نا امنی آن معروف است، تا حدی که همسفرم از ادامه‌ مسیری که ماه‌ها
باهم آمده بودیم، منصرف شد و من تنها به داغستان رفتم، آن موقع بود که
متوجه شدم برخلاف هم‌یه تعریف‌ها و تصورها، دنیا از این منطقه هیچ چیز
نمی‌داند و من یکی از امن‌ترین سفرهای زندگی‌ام را تجربه کردم.

او
برای آن‌هایی که خیلی اهل ماجراجویی نیستند و اروپا و آمریکا را بیشتر
می‌پسندند، نیز با توجه به قوانین سختگیرانه این مناطق برای ایرانی‌ها،
سماجت ورزیدن را پیشنهاد می‌دهد و اظهار می‌کند: یک‌سری کشورها هستند که
باید برای گرفتن ویزای آن‌ها سماجت نشان داد، ماجراجویی‌های من هم با
گذرنامه ایرانی شروع شد، آن موقع هنوز تابع کشور دیگری نشده بودم، آن‌قدر
وقت در صف گذراندم و مُهر قرمز گرفتم تا به نتیجه می‌رسیدم.

به
باور پاکروان، قدم اول برای سفر کردن، جسارت و خطر کردن است و در این‌باره
می‌گوید: مطمئن باشید در خیابان و یا گرسنه نمی‌مانید. دنیا جاهای کثیف
زیاد دارد، اگر مقداری به آینده فکر کنید، واکسیناسیون را درست انجام دهید،
مشکلی پیش نمی‌آید. بیشتر مردم هند نمی‌روند چون فکر  می‌کنند اسهال
می‌گیرید، حتی برای این مشکل هم می‌توان راه‌حل داشت؛ یا غذا را همراه خود
ببرید یا غذای ساده بخورید، یا حواستان باشد غذای پخته شده بخورید.
ممکلت‌های به این باحالی را نمی‌بینید، چون همچین چیزهایی مانع‌تان شده
است.

منبع: ایسنا

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

سلفی بازیگران بر سر مزار عارف لرستانی+ عکس

علی مسعودی به همراه مالک سراج و علی صالحی بر سر مزار عارف لرستانی رفتند.

به گزارش خبرداغ ، علی مسعودی تصویری از خودش و دو بازیگر دیگر بر سر مزار عارف لرستانی
در اینستاگرام منتشر کرد. عارف لرستانی ۲۶ فروردین ۹۶ بر اثر ایست قلبی
درگذشت. 

مسعودی در اینستاگرام نوشت: «سلام
دوستان قسمت شد امروز به اتفاق علی صالحی عزيز و مالك سراج دوست داشتی و
عادل لرستانی بامعرفت بريم سرمزار عارف جان .روحش شاد .صلوات»

سلفی بازیگران بر سر مزار عارف لرستانی+ عکس

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

کیمیایی، کلاری و نابغه کوچک در «دورهمی»

مسعود کیمیایی کارگردان سینما، محمود کلاری از اساتید فیلمبرداری و کودک نابغه ریاضی مهمانان این هفته برنامه «دورهمی» هستند.

کیمیایی، کلاری و نابغه کوچک در «دورهمی»

به گزارش خبرداغ به نقل از سینماپرس: مسعود کیمیایی کارگردان سینما، محمود کلاری از اساتید
فیلمبرداری و کودک نابغه ریاضی مهمانان این هفته برنامه «دورهمی» هستند.

تهیه‌کننده برنامه تلویزیونی «دورهمی» از حضور مسعود کیمیایی کارگردان با سابقه سینمای ایران در این برنامه تلویزیونی خبر داد.

«سیدمصطفی
احمدی» درباره نحوه انتخاب مهمان‌های برنامه دورهمی گفت: مهمان‌ها در
دورهمی از طیف‌ها و چهره‌های مختلف انتخاب می‌شوند. مثلا از میان هنرمندان،
ورزشکاران و حتی نخبگان که در عرصه‌های گوناگون فعالیت دارند ما مهمانان
برنامه‌های خود را انتخاب می‌کنیم.

وی ادامه داد: به عنوان مثال
همین هفته برنامه ای پخش میشود که محمود کلاری از بزرگان و پیشکسوتان عرصه
هنر و چهره شاخص در حوزه فیلمبرداری مهمان برنامه ما هستند. ضمن اینکه در
این برنامه مسعود کیمیایی طی تماس تلفنی درباره همکاری‌هایش با محمود کلاری
می‌گوید.

وی در پایان گفت: همچنین کودک نخبه ریاضی کشور نیز با تقدیم گل از استاد کلاری تجلیل می‌کند.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

پاسخ بهاره رهنما به کنایه‌ روزنامه کیهان/ عکس

بهاره رهنما با انتشار مطلبی در اینستاگرام به انتقادات و کنایه‌ها درباره اشتباهات نوشتاری خود در فضای مجازی پاسخ داد.

به گزارش خبرداغ ، وقتی بهاره رهنما در توییتر
به جای «اغتشاش» نوشت «اختشاش»، مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت که املای
درست این لغت را نمی‌داند. در همین رابطه روزنامه کیهان نیز مطلب کوتاهی
منتشر کرد.

بهاره رهنما در این باره نوشت:‌ «اختشاش؟،حقوق
غذایی؟ آخه مگه ممکنه حتی یک ادم دیپلمه هم چیزای به این سادگی رو غلط
بنویسه بله غلط املایی در حد سپاسگزاری یا گذاری داشتم غلط تایپی هم داشتم
اما واقعا باورم نمیشه انقدر بی انصافی رو ؟ اینجا کنایه و شوخی رو هر موقع
میخوان درک میکنن و هر موقع نمیخوان نه؟!
»

او در توییت دیگری نوشت: «خط مشی این سال هام هم مشخص کرده که انقدر جرات و دل دارم که اشتباهی بکنم بگم نمیدونستم و اشتباه کردم.»

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

استقبال شهروندان و گردشگران کیش از برنامه های ورزشی پایان هفته

به گزارش خبرداغ به نقل از روابط عمومی و
امور بین الملل سازمان منطقه آزاد کیش، همایش ها و مسابقات شاد و متنوع
ورزشی از جمله برنامه هایی است که پایان هفته ای بانشاط را برای شهروندان و
گردشگران جزیره کیش رقم می زند.

رقابت
های سه گانه یکی از این برنامه ها بود که با حضور بهرام افشار زاده دبیر
شورای ورزش کیش، حمید استیلی و زهرا نعمتی اعضاء شورای ورزش جزیره و حسین
کلانی بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال کشورمان پنجشنبه 14 دی در اسکله تفریحی
برگزار شد.

در این
مسابقه  16 شرکت کننده در مواد 200 متر شنا، 3 کیلومتر دوچرخه سواری و800
متر دو با یکدیگر رقابت کردند و در پایان پیام محمد غریب با برتری در
مقابل حریفان خود، در جایگاه نخست ایستاد، بنیامین شمالی مقدم دوم شد و
امیر مشکینی به مقام سوم رسید.

جشنواره
پرواز بادبادک ها، بازی های کودکان و همایش پیاده روی خانوادگی برنامه
های تفریحی ورزشی دیگری بود که در روزهای پایانی هفته گذشته با استقبال
بیش از 800 نفر برگزار شد.  

این برنامه ها به همت هیات ورزش سه گانه، هیات ورزشهای همگانی و با همکاری شورایمبارزه با مواد مخدر برگزار شد.

گفتنی
است با توجه به استقبال خوب خانواده ها از برنامه های هیات همگانی،
جشنواره پرواز بادبادک ها ، بازی های کودکان و همایش پیاده روی خانوادگی
هرهفته درکیش برگزار می شود.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

مرد مرموزی که از کردستان آمده بود/آوازه‌خوان نابغه‌ای که در تاریخ ناپدید شد

از آن شب‌هایی بود که فضلا و ادبا و اعیان تهران در خانه یکی از رجال پایتخت دور هم جمع بودند. تازه آواز قمرالملوک وزیری به پایان رسیده بود؛ که صدای آوازی بالا‌تر از صدای قمر بلند شد و این آغازی بود برای ورود مردی مرموز و لاغر اندام به تاریخ موسیقی ایران که تا آن شب کسی چیزی از او نشنیده بود…

به گزارش خبرداغ به نقل از ایلنا، از آن شب‌هایی بود که فضلا و ادبا و اعیان
تهران در خانه یکی از رجال پایتخت دور هم جمع بودند. تازه آواز قمرالملوک
وزیری به پایان رسیده بود و همه از حض آن به وجد آمده بودند و گپ می‌زدند؛
که ناگهان صدای آوازی بالا‌تر از صدای قمر بلند شد و همه سرهای حاضران به
جستجوی صاحب صدا به این سو و آن سو شروع به چرخید کرد. صدایی غرا و پرتحریر
با حالت‌هایی که نزدیک به آوازهای ردیف دستگاهی بود اما حالت‌ها و
پیچیدگی‌هایی اضافه‌تر داشت و کردی می‌خواند؛ و این آغازی بود برای ورود
مردی مرموز و لاغر اندام به تاریخ موسیقی ایران که تا آن شب نه کسی
چیزی درباره او شنیده بود و نه شیوهٔ اجرایش به گوش کسی آشنا می‌آمد.

مردی ترکه‌ای با گونه‌هایی فرو رفته و سبیلی کوتاه شده که تلاش
می‌کرد کمی از لاغری صورتش را پنهان کند. این مرد که کنجکاوی حاضران را به
خود جلب کرده بود، سیدعلی اصغر کردستانی نام داشت.

می‌گویند تابستان ۱۳۰۷ یا ۱۳۰۸ تنها یک ماه در تهران ماند و چند صفحه
با صدای او ضبط شد که این صفحات نشان از نابغه‌ای بی‌تکرار در موسیقی
آوازی کشورمان دارد. تنها همین چند صفحه ضبط شده باعث شده نام سیدعلی اصغر
کردستانی در آسمان موسیقی ایران جاودانه باشد. پس از این حضور یک ماهه سید
در تهران؛ او دوباره به کردستان بازگشت تا تمام روایت تاریخ موسیقی ایران
از او به همین چند صفحه و چند روایت افسانه‌گونه و متضاد محدود شود و
دوباره در غبار تاریخ ناپدید شود.

اطلاعات محدود و ضد و نقیضی درباره سیدعلی‌اصغر کردستانی وجود دارد
که می‌گوید او بین سال‌های ١٢۵۵ تا١٢۶٠ خورشیدی در روستای صلوات‌آباد در
نزدیکی سنندج به دنیا آمده و گفته می‌شود در سال ۱۳۱۵ درگذشته است، اما
تاریخ دقیق درگذشت این خواننده مشخص نیست. سید با بانویی به نام ماه‌شرف
خانم ازدواج کرده بود و ثمرهٔ ازدواجش سه پسر به نام‌های سیدعبدالاحد،
سیدمسیح و سیدعلی‌اشرف و دو دختر به نام‌های زهرا و شرافت بوده‌است.

42

زنده‌یادعباس کمندی (موزیسین و شاعر و پژوهشگر کورد) در کتاب کم‌حجمی
با عنوان «سیدعلی اصغر کردستانی» که در سال ۱۳۶۴ منتشر شده؛ درباره این
خواننده و مسافرت‌ کوتاه مدتش به تهران آورده است: «… یک شب در تهران و
در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز
اول، جشنی بر پا می‌شود سردار اعظم، سید را همراه با خود به آن جشن می‌برد.
یکی از خوانندگان آن جشن، قمرالملوک بود… بعد از خاتمهٔ آواز قمر، سید
از طرف سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن می‌شود… سید
صدای خود را یک گام بالا‌تر از صدای قمر وسعت داده و با تمام
قدرت شروع به خواندن می‌کند و تمام اهل مجلس و خصوصاً موسیقیدانان را
به تعجب و تحسین وامی‌دارد…»

ظاهرا سیدعلی اصغر کردستانی با مخارج سردار اعظم حدود یک ماه در
تهران می‌ماند؛ با اینکه حدود چند قطعه بیشتر از این خواننده باقی نمانده
اما عباس کمندی نوشته است: «(سیدعلی اصغر کردستانی) در یک شرکت صفحه پرکنی
به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت، همراه ارکستر بر صفحهٔ گرامافون ضبط
کرد. نوازندگانی که سیدعلی اصغر را در این ضبط همراهی نموده‌اند مشخص
نیستند مگر اینکه با دسترسی به آرشیو صدا و سیما بتوان به چیزی دست یافت.
اما به گفته سیدعبدالاحد، پدر همواره از دو نوازنده به نام‌های کمال تار زن
و حسن کمانچه‌نواز به نیکی یاد می‌کرده است. صفحات سید بعد‌ها در
بین متنفذین کردستان پراکنده و به مرور زمان به علت دست به دست شدن
تعدادی از آن‌ها از بین رفت بعد از تاسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از
خانوادهٔ آصف دیوان به دست آمد و جهت استفادهٔ عموم کپی‌برداری شد…»

گفته می‌شود در دوره دوم ضبط صفحات پُلیفُن در ایران یعنی سال ١٣٠٧ و
انتشار صفحات در سال ١٣٠٨، روندی برای دعوت از هنرمندان، ضبط صفحه و
قرارداد با آن‌ها صورت گرفت.

در اواخر تابستان ١٣٠٧ نماینده کمپانی پُلیفُن در ایران یعنی «عزرا
می‌رحکاک و اولاده» اولین آگهی تبلیغاتی خود را «با نمره اعلان» ٧٧٢ در
صفحه اول روزنامه اطلاعات، برای دعوت از هنرمندان به منظور ضبط صفحه منتشر
کرد. بازخوانی متن این آگهی خالی از لطف نیست. در این آگهی چنین آمده است:

 «بشارت – عن‌قریب ماشین برای پر کردن صفحات پلیفون خواهد رسید لذا
بعموم آرتیست‌های ایرانی اخطار می‌شود در صورت مایل بودن بحبس صوت خود
قبلاً به کمپانی پُلیفُن «عزرا میر حکاک و اولاده» خیابان چراغ برق یا سبزه
میدان به تجارتخانه اساسی مراجعه فرمایند. مشتریان محترم ما بایستی متذکر
باشند که این مرتبه صفحات پلیفون با ماشین برق پُر خواهد شد. البته تصدیق
می‌فرمائید صفحات سابق پُلیفُن تا چه اندازه رضایت خاطر آنان را جلب نموده
ولی بس باز ما قناعت نکرده این مرتبه ماشین برق را که خیلی جدید است با
بهترین مکانیک که معروف در تمام دنیا است برای
مشتریهای محترم خود تهیه نمودیم، امید است این خدمت ما مقبول عامه
شود.»

سیدعلی اصغر کردستانی نیز چند ماه بعد یعنی ششم آبان ماه ۱۳۰۷
قراردادی را برای ضبط صفحه با عزرا میرحکاک امضا می‌کند. در متن این
قرارداد آمده است:

 «آقای سیداصغر شهابی خلف مرحوم آقای سیدنظام الدین صلوات آبادی با
آقای حیّم حکاکی بغدادی حاضر شدند. آقای شهابی ملتزم شد از تاریخ حال که ۶
آبان ماه ١٣٠٧ الی مدت یکسال که ۶ آبان ماه ١٣٠٨ می‌باشد موازی ده [١٠]
صفحه دو رو از آواز و صدای کُردی برای آقای حیم پرکرده در مقابل مبلغ هفتاد
تومان نقد رایج، و نیز ملتزم شد در این مدت یکسال مرقوم، تا ده [١٠] صفحه
آقای حیم پر از آواز کُردی نکرده حق نداشته باشد در جای دیگر و در ماکینه
دیگری آواز کُردی› بخواند نه در ایران و نه در خارج ایران، و آقای حکاکی
متعهد شد تمام مخارجات آقای شهابی و ذهاب و ایاب آن از مال خود به آقای
شهابی بدهد با ده روز توقف شهابی در طهران، و طرفین متعهد گشته و
لازمه ذمه خود گردانیدند هر کدام از قنطرات مرقومه تخلف کردند مجاناً مبلغ
هفتاد تومان بآن دیگری بدهد. بعد از یک ماه ماشین آقای حکاکی حاضر گردد و
آقای شهابی تکاهل از خواندن آواز کُردی از هر قبیل از صفحه‌های او نموده
مبلغ نود تومان از مال خود تحویل حکاکی بدهد، و حضوراً مبلغ بیست و پنج
تومان از هفتاد تومان حق‌العمل، آقای حکاکی به آقای شهابی تحویل داد و باقی
مبلغ در وقت پرکردن از صفحه‌های مرقومه از آواز کُردی باو تحویل دهد.
تحریراً فی ۶ آبان ماه ١٣٠٧»

گفته می‌شود با اینکه در متن قرارداد، ضبط ١٠ صفحه آمده اما آنچه در
عمل ضبط شده، ١۵ صفحه دو طرفه بوده است؛ عنوان این ۱۴ صفحه از این مجموعه
چنین ذکر شده است:

– ۱- آواز شوشتری ۲- آواز بیات ترک ۳- آواز بیات اصفهان ۴- آواز حجاز
۵- آواز سه‌گاه ۶- آواز دشتی (غم انگیز) ۷- آواز همایون/بیداد ۸- تصنیف
بیات اصفهان (ئای له له نجه و لار) ۹- تصنیف افشاری (ههٔ نابێ نابێ) ۱۰-
تصنیف بیات ترک (یارغه زاڵ) ١١- تصنیف افشاری-ناری (ده ردی هیجران) ١٢-
تصنیف شور-طاهری (ئهٔ ره فێقانی ته رێقه ت) ١٣- تصنیف دشتی (غه مگین و دڵپه
شێوم) ١۴- تصنیف دشتی (کراس کورتێ).

اما با این وجود حداقل آنچه در یک دهه اخیر به صورت کاست یا سی‌دی از
این خواننده منتشر و در اختیار عموم قرار گرفته؛ تنها شامل ۹ قطعه می‌شود.

SeyedAli-Asghar-kordestani

هر چند فایل‌های صوتی به جای مانده از سیدعلی اصغر کردستانی از کیفیت
بسیار پایینی برخوردار هستند اما همین نمونه‌ها در تحلیل ویژگی‌های آوازی
او نزد اهل فن، بسیار موثر بوده است. عباس کمندی درباره ویژگی‌های آوازی
سیدعلی اصغر کردستانی آورده است: «آنچه از صدای سید و نحوهٔ اجرای
آهنگ‌هایش مشخص است، این است که سید به طور مسلم موسیقی ایرانی را
می‌شناخته است. اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده،
جای بحث و گفتگوست…. به نظر می‌رسد چون در آن زمان و قبل از رفتن سید به
تهران، سنندج به مدت یک سال تبعیدگاه عارف قزوینی، شاعر و ترانه و
ترانه‌سرای معروف ایران بود و چون عارف در آن مدت به منزل خوانین
سنندج به خصوص منزل آصف دیوان رفت‌وآمد داشت، مسلماً صدای سید از نظر عارف
مکتوم نمانده و احتمالاً جلساتی با هم داشته‌اند و با توجه به نحوهٔ به
کارگیری تحریرات در صدای سیدعلی اصغر و شباهت آن با آهنگ‌های عارف قزوینی و
نحوهٔ تحریرات به کار گرفته در آن‌ها، به احتمال زیاد، سید موسیقی را از
عارف آموخته و یا حداقل نحوه صوت‌پردازی سید، بدون دخالت عارف نبوده است.
اگر غیر از این باشد، سیدعلی اصغر خود ابداع‌کننده این سبک در موسیقی کردی
است، چراکه نحوهٔ خواندن سید و به کارگیری تحریرات ریز در
صدای وی مخصوص خود اوست و چنین سبکی در هیچ کجای کردستان، به جز
سنندج و در نواحی صلوات آباد، وجود نداشته و ندارد.»

این در حالی است که ماموستا قادر دیلان نیز درباره توانایی سیدعلی
اصغر کردستانی گفته است: «سیدعلی اصغر همه گونه آهنگی اعم از ترانه و مقام
را اجرا کرده و سبکی کاملاً کردی به آن‌ها داده است. مثلا ما به محض شنیدن
کارهای او، خیلی سریع می‌فهمیم که این صدا؛ صدای سیدعلی اصغر است زیرا سبک
اجرایش با تمامی خوانندگان دیگر کاملاً متفاوت است.»

شاهو عبدی نیز در شماره ۷۳ فصلنامه ماهور در تحلیل ویژگی‌های
خوانندگی سیدعلی اصغر کردستانی آورده است: «موسیقی سیدعلی اصغر از سه قسمت
عمده تشکیل شده است:

یکم: به کارگیری لغات اصیل کردی. البته نه هر واژه‌ای. سید علی اصغر
در اجرای بسیاری از مقام‌ها از اشعار مولوی کرد بهره گرفته است و در
ترانه‌هایش نیز بیشتر از اشعار وفایی استفاده کرده است. او برای مقام‌ها،
ترانه‌ها و آهنگ‌هایش هیچگاه واژه بیگانه به کار نگرفته است. در حالیکه او
در جامعه‌ای زندگی کرده که زبان رسمی آن غیرکردی بوده است.

دوم: سبک ویژه تلفیق آهنگ با موسیقی. سیدعلی اصغر همه گونه آهنگی اعم
از ترانه و مقام را اجرا کرده و سبکی کاملاً کردی به آن‌ها داده است. مثلا
ما به محض شنیدن کارهای او، خیلی سریع می‌فهمیم که این صدا صدای سیدعلی
اصغر است زیرا سبک اجرایش با تمامی خوانندگان دیگر کاملاً متفاوت است. کسی
نیز تا به حال نتوانسته آهنگ‌های این خواننده معروف را همپای او بازخوانی
کند. همینطور نوازندگان و سازهایی که صدای وی را همراهی کرده‌اند همگی
غیرکرد بوده‌اند. صدای رسا و زیبای سیدعلی اصغر سوپرانو یا چپ کوک است که
بسیار قوی و اثرگذار بوده به گونهٔ که نوازندگان همراهش هم از یاد
برده‌اند که فارس هستند. به همین دلیل شیوه نواختن آهنگ‌ها و آوازهای
این هنرمند اگر کاملاً کردی هم نباشند بیشتر رنگ و بوی کردی دارند.

سوم: سیدعلی اصغر کردستانی مقام‌ها را به سبک خود اجرا کرده و جدا از
پدید آوردن فضایی کردی، آن‌ها را به سبک خودیش تغییر داده است. این
تغییرات‌گاه چشمگیر است تا آنجا که همه کس بداند این آهنگ کردی است. هرچند
بسیاری این تغییرات را مثبت نمی‌دانند. اما من این ایراد را وارد نمی‌دانم،
زیرا در میان هر ملتی این مقامات با عناوینی مانند عربی، کردی، فارسی و
ترکی تغییر می‌کند. در واقع مقام همانند نردبان موسیقی است. مثلاً مقام کرد
که در میان عرب‌ها، فارس‌ها و کرد‌ها به آن گفته می‌شود «مقام کرد». البته
هر کدام از این‌ها ادعا می‌کنند این مقام
متعلق به ما است و به زبان دیگری برگردانده شده است، زیرا در نحوه
اجرای این مقام‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد.

به عبارتی سیدعلی اصغر کردستانی بی‌آنکه خودش هم آگاه باشد، راه راست
و هموار را در پیش گرفته و تلاش بسیاری برای به ارتقای جایگاه آهنگ کرده،
که بخش بسیار بزرگی از موسیقی است. امیدواریم که خوانندگان نسل جدید و نسل
آینده از سبک سیدعلی اصغر پیروی کنند. آن‌ها همراه با فراگیری علمی هنر
خوانندگی و یادگیری تاریخ موسیقی می‌بایست خود را مهیای پیمودن راه‌های
جدید کنند. این پیش زمینه‌ها برای اینکه موسیقی خودمان را تمام و کمال
فراگیریم و آن را در آینده‌ای نزدیک جهانی کنیم بسیار ضروریست.»

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

افشاگر فساد اخلاقی در هالیوود رئیس هیئت داوران جشنواره کن شد

کیت بلانشت به عنوان رئیس هیئت داوران هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن انتخاب شد.

افشاگر فساد اخلاقی در هالیوود رئیس هیئت داوران جشنواره کن شد

کیت بلانشت به عنوان رئیس هیئت داوران هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن انتخاب شد. 

به گزارش  خبرداغ به نقل از تسنیم ، کیت بلانشت بازیگر و مدیر تئاتر
استرالیا به عنوان رئیس هیئت داوران هفتاد و یکمین دوره جشنواره کن انتخاب
شد.

او طی بیانیه‌ای گفته است:« من در طول سال‌ها در قالب‌های مختلفی در کن
بوده‌ام از بازیگر تا تهیه کننده ، در بخش مارکت و در بخش گالا و در بخش
رقابتی ، اما هرگز، لذت ناب تماشای گنجینه فیلم‌های بزرگ این جشنواره را
نچشیده بودم.»

بلانشت از جمله بازیگرانی بوده است که اخیراً اقدامی علیه فساد اخلاقی
در هالیوود انجام داده است. او یکی از اولین زنانی بود که درباره هاروی
وینستین، افشاگری کرد.

بنابراین گزارش؛ این دوازدهمین بار است که یک زن به عنوان رئیس هیئت داوران جشنواره کن انتخاب می‌شود.

به نقل از ورایتی، هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن از 8 تا 19 مه(18 تا 29 اردیبهشت‌ماه 97) برگزار می‌شود.

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی

ماه چهره خلیلی: قرارداد «اشنوگل» را سفید امضا کردم

ماه‌چهره خلیلی،‌ از جمله بازیگرانی است که در قاب هنر و خاطره گم نخواهد شد و مردم، خاطراتی را که با او در فیلم‌هایی مانند نقاب، پرنده باز و سریال‌های در چشم باد، مختارنامه و کلاه پهلوی دارند، هرگز فراموش نخواهند کرد.

ماه چهره خلیلی: قرارداد «اشنوگل» را سفید امضا کردم

به گزارش خبرداغ ،ماه‌چهره خلیلی،‌ از جمله بازیگرانی است که در قاب هنر و خاطره گم
نخواهد شد و مردم، خاطراتی را که با او در فیلم‌هایی مانند نقاب، پرنده باز
و سریال‌های در چشم باد، مختارنامه و کلاه پهلوی دارند، هرگز فراموش
نخواهند کرد.

خلیلی این روزها فیلم اشنوگل را بر پرده سینماها دارد. روایتی از غواصان
و خط شکنان عملیات کربلای چهار که شجاعانه به آب زدند و 30 سال بعد، پیکر
خیلی‌هایشان برنگشت یا در تابوت با دست بسته برگشت. دوشنبه‌ای که گذشت
(چهارم دی) سالروز بازگشت این بزرگمردان بود. با خلیلی درباره نقشش در
اشنوگل، سینمای دفاع مقدس و برخی موضوعات دیگر به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

ظاهرا دنیای بازیگری برای شما خیلی جدی است. در کنار بازیگری به رشته‌های دیگر هنری هم می‌پردازید؟

رشته تحصیلی من معماری است و از آنجا که معماری، پدر علوم مختلف هنری به
شمار می‌رود، خیلی از شاخه‌های هنر (مانند عکس، نقاشی و ترجمه) را تجربه
کردم. حتی پارسال، نمایشگاه عکسی هم برگزار کردم یا تمام مدارک گریم سینما
را از لندن گرفتم. این به آن معنا نیست که دغدغه بازیگری‌ام کم است بلکه به
اعتقاد من هنرها مکمل هم هستند و همگی به هم کمک می‌کنند تا درک انسان
نسبت به دنیای هنر بیشتر شود.

پس تمام این هنرها برای شما به یک اندازه مهم است؟

دغدغه اصلی من بازیگری است و سعی می‌کنم، زمان بیشتری را به آن اختصاص دهم، اما بازیگری هم نیستم که هر نقشی را بپذیرم.

بنابراین بازیگر کم‌کاری هستید؟

انتخاب من همیشه دلی بوده. هیچ وقت بازیگر حسابگری نبودم که وقتی
پیشنهادی می‌گیرم، به این فکر کنم که فلانی و فلانی در این پروژه حضور
دارند. پس این کار می‌گیرد … به نظرم این بی‌حرمتی به سینماست که یک
بازیگر بخواهد صرفا به گیشه فیلم فکر کند و اساسا چنین بازیگرانی با چنین
طرز تفکراتی در نهایت تبدیل به بازیگرانی بی‌اعتبار می‌شوند. من می‌خواستم
در دنیای هنر اعتبارم حفظ شود.

نگران نبودید که به دلیل کم‌کاری به شهرت نرسید؟

خدا رحمت کند، مادربزرگم (پروین سلیمانی) را. همیشه به من می‌گفت، برای
شهرت کار نکن. برای محبوبیت بین مردم کار کن. من دوست دارم مردم به اعتبار
من فیلمی را برای دیدن انتخاب کنند. بگویند ماه‌چهره خلیلی این فیلم را
بازی کرده، پس فیلم بدی نیست. این نگاهی است که من در انتخاب نقش‌هایم
دارم، نه این که به هر قیمت مشهور شوم. الان هم که دیگر با فیلم بازی کردن
مشهور نمی‌شوند، در دنیای مجازی چند حرکت انجام می‌دهند و همین باعث می‌شود
سر زبان‌ها بیفتند! بازیگری برای من حرمت دارد. هر وقت، نقشی را در متنی
دوست داشتم، آن را پذیرفتم و خدا را شکر می‌کنم، کارهای خوبی انجام دادم.
سریال‌های در چشم باد، مختارنامه و کلاه پهلوی را همه دیدند و من هر چند گه
گاهی در فیلم یا سریالی نیستم، اما با کارهایی که تا به حال انجام دادم،
سعی کردم در دنیای بازیگری ماندگار بمانم.

شما در فیلم‌ های شاخص زیادی بازی داشتید و با کارگردان‌های
بزرگی مانند مسعود جعفری جوزانی، داوود میرباقری، علیرضا رئیسیان، بهروز
افخمی و مرحوم ایرج قادری کار کردید، اما در عین حال فیلم‌های تجاری مانند
نقاب و تله هم در کارنامه‌تان هست. از بازی در این فیلم‌ها پشیمان نیستید و
به چه دلیل در چنین فیلم‌هایی بازی کردید؟

نه، از بازی در هیچ کدام از کارهایم پشیمان نیستم. نقاب، فیلم سوم من
است و فیلمی بود که فیلمنامه‌اش برای زمان خودش (و حتی الان) دیوانه‌کننده
بود و فکر می‌کنم، اکثر مردم آن را دیدند. تله هم کار پنجمم بود که وقتی
آقای الوند به من پیشنهاد بازی در آن را دادند، به عشق کار با ایشان که
کارگردان بزرگی هستند، رفتم و در این کار بازی کردم. من می‌خواستم در
سینمای تجاری هم خودم را محک بزنم که خوشبختانه نتیجه‌اش رضایت‌بخش بود.

برویم سراغ اشنوگل؛ این فیلم برخلاف خیلی از فیلم‌های ایرانی
قصه دارد و در قصه‌گویی دچار لکنت نمی‌شود. برای شما این وجه از یک
فیلمنامه تا چه اندازه مهم است؟

اشنوگل، یکی از کارهای خاص در قلب من است. وقتی آقای اصغری (تهیه‌کننده)
با من تماس گرفتند و گفتند، یک سناریو راجع به شهدای غواص دارم و در آن
زنی هست که… مابین توضیحات ایشان راجع به نقش این زن گفتم که آقای اصغری
روی من حساب کنید. آن زمان اجساد شهدای غواص تازه در تفحص‌ها پیدا شده
بودند و داغشان برای مردم تازه بود؛ بخصوص این که این شهدای کم سن و سال،
دست بسته و خیلی مظلوم شهید شدند. به خاطر همین من قرارداد بازی در این
فیلم را تقریبا پای تلفن سفید امضا کردم. می‌خواهم بگویم، فیلمنامه را بعد
از این که قبول کردم در این فیلم بازی کنم، خواندم.

بعد از خواندن فیلمنامه اشنوگل، چه تصویری از کاراکتر سعیده در ذهن شما شکل گرفت؟

اشنوگل قصه قشنگی داشت و همین که کم‌کم گره‌های داستانی باز می‌شد و
بیننده متوجه می‌شد که سعیده خائن نیست، برایم جذاب بود. من روی کاراکتر و
همچنین بیماری‌ای که سعیده داشت (PTSD ؛ نوعی اختلال روحی پس از سوانحی
مانند جنگ، مرگ نزدیکان و زلزله) خیلی تحقیق کردم. نه تنها تحقیقات خودم
بلکه صحبت با کارگردان‌های فیلم (علی سلیمانی و هادی حاجتمند) و تماشای
فیلم‌های مستند خارجی راجع به بیماری PTSD، من را به نقش سعیده نزدیک کرد.

در حال حاضر که فیلم اکران عمومی است، از ماحصل کارتان راضی هستید؟

شاید آدم خودش نتواند چندان راجع به کار خودش اظهارنظر کند. هنر اساسا
بر اساس سلیقه می‌چرخد و ممکن است کسی دوست داشته باشد و دیگری نه، اما از
نظر شخصی خودم و بر اساس فیدبک‌هایی که گرفتم، از کاری که انجام دادم
راضی‌ام.

شما در فیلم‌های دفاع مقدسی زیادی بازی داشتید. فکر می‌کنید سینمای دفاع مقدس تا چه اندازه دغدغه مسئولان است؟

من امسال دو فیلم سینمایی در ژانر دفاع مقدس داشتم؛ اشنوگل و قلب سفید
قاصدک‌ها. اشنوگل راجع به شهدای غواص و قلب سفید قاصدک‌ها راجع به آزادسازی
خرمشهر بود. از قبل حرف‌های زیادی راجع به حمایت از آثار دفاع مقدس شنیده
بودم که مثلا هر سال در جشنواره فیلم فجر باید فیلم دفاع مقدسی داشته
باشیم. امسال با تجربه این دو اثر به این نتیجه رسیدم که تمام حرف‌هایی که
برای این گونه سینمایی می‌گویند، شعار است. اگر این فیلم‌ها 10-15 سال پیش
روی پرده می‌آمد، شرایط اکران و در نتیجه بیننده بیشتری داشت ، اما الان
نه. الان جشنواره سالانه دفاع مقدس کم‌کم در حال تبدیل شدن به جشنواره‌ای
دو سالانه و حتی پنج‌ساله است.

فکر می‌کنید اگر حمایت بیشتری از آثار دفاع مقدس در اکران شود، گیشه‌ای میلیاردی خواهند داشت؟

شرایط از الان بهتر می‌شود. البته نمی‌توان این موضوع را هم کتمان کرد
که نسل جدید (نسبت به دهه 60 و70) تحمل دیدن تصاویر روزهای جنگ و سال‌های
سخت پس از آن را ندارند. در حالی که آدم‌های آن دوران و تبعات آن روزها
هنوز و حتی تا همیشه بر سر این مردم وجود دارد، ضمن این که به گفته خود
مردم آثار دفاع مقدس بعضا باورپذیر نیستند. از این جهت موضوع باورپذیری را
مطرح می‌کنم که برخی از تولیدات این ژانر قهرمان‌پردازی‌هایی اغراق‌گونه
دارند که برای مردمی که آن روزها را از نزدیک دیده‌اند، قابل باور نیست و
بدیهی است، هر چه این آثار با آنچه در آن روزها بر مردم گذشته، بیشتر
مطابقت داشته باشد، برای مردم ملموس‌تر خواهد شد.

فکر می‌کنید پس از بازی در چندین کار دفاع مقدسی، دین خود را به سینمای دفاع مقدس ادا کرده‌اید؟

دینی که به گردن تک‌تک ماست، آنقدر زیاد است که حالا حالاها تمام
نمی‌شود، اما تا جایی که در توانم بوده، فیلم کوتاه و بلند و سریال دفاع
مقدسی کار کردم و اگر از این به بعد پیشنهادی در این ژانر داشته باشم، با
وجود تمام کوتاهی‌هایی که در حق آن می‌شود، اگر فیلمنامه‌اش به دلم بنشیند،
در آن بازی می‌کنم. در اکران مشهد فیلم، یکی از بازماندگان عملیات کربلای
چهار پس از اکران فیلم آمد و خودش را به من معرفی کرد و گفت، ما وظیفه‌مان
را آن زمان در قبال خودمان و وطنمان انجام دادیم. شما هم الان وظیفه خودتان
را با روایت کردن آن واقعه انجام دادید و حالا نوبت مردم است که با دیدن
این فیلم، وظیفه خودشان را انجام دهند.

چکیده داستان

یونس به عنوان فرمانده گردان غواصان، سه شب پیش از عملیات در حالی که
درصدد حفر تونلی در منطقه‌ عملیاتی بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از
30 سال اطلاعاتی به دست می‌آید که نشان می‌دهد، احتمالا یونس زنده است و در
آن زمان به واسطه منافقین قرارگاه اشرف با دشمن همکاری کرده است.

منبع: جام جم

Let’s block ads! (Why?)

Source: فرهنگی